استوارسازی این رشتهها با کلیگویی به دست نمیآید. باید نمونههای عملی و مصداقهای خاص و روشن ارائه شود، تا مرزهای دوستی و پیوندهای عاطفی استوارتر گردد و پایدار بماند. «سلام» و دست دادن یکی از این امور است.
سلام، چراغ سبز آشنایی است.
وقتی دو نفر به هم میرسند، نگاهها که به هم میافتد، چهرهها که رو در رو قرار میگیرد، نخستین علامت صداقت و مودت و برادری، «سلام دادن» است و در پی آن، دست دادن و «مصافحه».
یکی از ارزشهای والای انسانی، همدردی با دیگران است. روحهای کوچک، همیشه درد تن خودشان را احساس میکنند و در پی درمان آن هستند و به درد دیگران کاری ندارند. اگر دردمندی به آنها مراجعه کند، با کمال خونسردی میگویند این درد و مشکل شماست و ربطی به من ندارد. ولی روحهای بزرگ، با وجود فراهم بودن همه امکانات، تنها به برطرف شدن مشکل خودشان قانع نیستند. روح آنها، روح همه بدنهاست و درد همه را احساس میکنند و به قول سعدی:
من از بینوایی نیم روی زرد / غم بینوایان رخم زرد کرد
روایات نیز جامعه انسانی را به یک پیکره تشبیه کردهاند. امام باقر علیهالسلام فرمودند:
وظایف و تکالیف افراد به تناسب جایگاه و موقعیتی که دارند، متفاوت است.
وظیفه نیکی کننده:
در آداب معاشرت گفته شده که هیچگونه چشم داشتی در ازای نیکی به دیگران نداشته باشند.
امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند: «اگر به کسی خوبی کنی، در واقع خودت را گرامی داشتهای و به خودت آبرو دادهای؛ پس شکر آنچه برای خودت انجام دادهای را از دیگران طلب نکن».
رعایت اصل ترحم و مهرورزی، هرگز مشروط به اسلام و ایمان نیست و در نگاه دین تأکید شده است که حتی نسبت به غیر مسلمان نیز باید ترحم نمود.
در احوالات مرحوم «حاج شیخ مجتبی قزوینی» نوشتهاند: ایشان فرموده بود:
زمانی که من در اصفهان درس میخواندم، سال قحطی و گرسنگی سختی پیش آمد و ما طلبهها در مدرسه به سختی به سر میبردیم، به طوری که گاهی از گرسنگی ضعف شدیدی بر ما عارض میشد. روزی شنیدیم که بیرون شهر شتری را نحر کردهاند و گوشتش را پخش میکنند، من هم رفتم و خلاصه در آخر مقدار کمی از آن گوشت نصیب من شد.
از دیدگاه اسلام، مهربانی و محبت، مایه قوام و برپایی جامعه انسانی است. دین مقدس اسلام، همواره پیروان خود را به مهربانی و مهرورزی به یکدیگر سفارش میکند. در قرآن کریم، مهرورزان جزو اصحاب میمنه؛ یعنی سعادتمندان و کسانی معرفی شدهاند که وجودشان سرشار از یمن و برکت است. امام صادق (علیه السلام) توصیه میکنند: «به یکدیگر متصل شوید و پیوند محبت را محکم کنید و به هم نیکی نمایید و نسبت به هم مهربان باشید»
گناهان در یک تقسیمبندی کلّی بر دو قسمند؛ قسمی حقّ اللَّه محض میباشند و چیزی از حقوق بندگان در آنها نیست. این بخش از گناهان، منحصراً تعدّی به حقّ خداوند محسوب میشوند. از جمله این گناهان، کفر، شرک، ریا، ترک برخی واجبات مانند روزه و... میباشند.
«راستگویی» از اعمال نیکوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژهای برخوردار است. فطرت پاک انسان ایجاب میکند که آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یکسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.
دیدگاه اسلام
اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأکید شده و آن را از اصول ایمان و تدیّن به حساب آوردهاند.
اگر آنگونه که اسلام فرموده، به صفت نیک حیا در تمام ابعادش توجه شود و عملاً رعایت گردد، موجب پاکسازی فرد و جامعه میگردد، چنان که شکستن مرز حیا، زمینهساز و گسترش دهنده فساد محیط خواهد بود.
حیا یکی از مهمترین صفات نفسانی است که تأثیر فراوانی بر حوزههای مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است.