درس خارج از ایشان (رهبر شهید) خیلی کار میبرد. به انصاف از درسهای بسیار خوب حوزه هم است. یکبار به آقا عرض کردم: آقا دوستان رادیو، مایلند درس شما را پخش کنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش میکنند. پرسیدند آیا درس همه پخش میشود و این امکان برای همه است، گفتم نه، مگر رادیو چهقدر ظرفیت دارد؟ گفتند: پس من هم نمیخواهم پخش شود.
حضرت آیتاللهالعظمی ناصر مکارم شیرازی در دیدار جمعی از سیاستمداران مصری گفتند:
امروز گوش شنوا برای شنیدن پیام اسلام فراوان است و اگر دو کشور مصر و ایران دست به دست هم دهند و پیام اسلام را به گوش جهان برسانند، اسلام دین آینده جهان خواهد شد. افق آینده با بیداری جهان اسلام روشن است و دشمنان چه بخواهند و چه نخواهند، محکوم به شکست میشوند.
این مرجع تقلید در پاسخ به سؤالی درباره «رابطه علما با دولتمردان در جمهوری اسلامی» اظهار فرمود:
سال 70 حضرت آقا به قم مشرف شده بودند و در فیضیه مستقر بودند. در کتابخانه دیداری با جمعی از طلبههای جانباز داشتند. بعد آمدند بالا نماز و ناهار و در اتاق استراحت میکردند. مرا صدا زدند. رفتم خدمتشان. دیدم یک نامه هفت هشت صفحهای از این کاغذهای بزرگ، با خط ریز نوشته شده بود. این نامه را یک جانباز به ایشان نوشته بود و در همان دیدار به آقا داده بود.
در شب دوم سفر به یزد، با جمع کوچکی از عکاسان و فیلمبردارها با مینیبوس به محله صاحبالزمان (عج) رفتیم و بدون جلب نظر، یکییکی وارد خانه پدر شهیدان ابراهیمیمقدم شدیم. پدر شهیدان دقیقهای بیشتر نبود که فهمیده بود آقا قرار است به خانهشان بیایند. نمیتوانست آرام بگیرد. برافروخته بود و به در و دیوار نگاه میکرد تا مطمئن شود همه چیز مرتب است. گاه لب به دندان میگزید و گاه دستها را بالا میبرد و خدا را شکر میکرد. حال خودش را نمیفهمید. میگفت: چه سعادتی! باورم نمیشود! خواب میبینم یا بیدارم! همهمهای توی راهرو شنیده شد و آقا وارد شدند. صدای گریه پدر شهیدان بلند شد.