تَبارَک از همان مادهای است که ماده برکت است. برکت، فزونی خیر است. آنجایی که خیری وجود دارد، وقتی میگوییم که برکتی در اینجا هست، یعنی این خیر فزونی گرفته است. اگر میگویند عمر فلان کس برکت دارد، مال فلان کس برکت دارد، معنایش این است که این شیء در ذات خودش خیر است و این خیر فزونی گرفته است. در دعاها نسبت به یکدیگر گفته میشود: بارَک اللهُ لَک؛ معنایش این است که خداوند خیر را درباره تو افزون گرداند، یعنی خداوند خیری که به تو میرساند افزون گرداند.
در نصّ قرآن مجید، یکی از هدفهایی که انبیاء داشتهاند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند؛ یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی یکدیگر نجات بدهند. قرآن کتاب عجیبی است! بعضی از معانی و مفاهیم است که در یک عصر به اصطلاح گل میکند، زنده میشود، اوج میگیرد؛ ولی در عصرهای دیگر آنقدر اوج نداشته است. در بعضی از عصرها میبینیم که برخی از کلمات، به حق اوج میگیرد.
کلمه «منافق» به طور خلاصه یعنی دو رو، یعنی مردمی که متظاهر به اسلامند؛ ولی در باطن ایمان ندارند، ظاهرشان به شکلی است و باطنشان به شکل دیگر. لحن قرآن مجید درباره منافقین فوقالعاده شدید است و در سورههای متعدد از منافقین یاد کرده و به شدت با آنها مبارزه کرده است و مسلمین را متوجه میکند که از خطر منافقین غافل نمانند.
قرآن دو تعبیر دارد که این دو تعبیر را بعد از توبه ذکر کرده است؛ یکی اینکه توبه را با تطهیر توأم میکند، مثلاً میگوید: انَّ اللهَ یحِبُّ التَّوّابینَ وَ یحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛ خدا توبه کنندگان و شستشوگران را دوست میدارد. قرآن چه میخواهد بگوید؟
میگوید توبه کن و با آب توبه خودت را شستشو بده، پاک کن. چشم بینا داشته باش؛ نظافت تنها به نظافت هیکل و بدن نیست. نظافت بدن را خوب درک کردهایم.
نقش مفسران شیعه در جریان نگارش کتابهای تفسیری چشمگیر است. ابن عباس(م ۶۸ق( شاگرد حضرت علی علیهالسلام و دیگر صحابه چون ابن مسعود(م ۳۲ق) جابر بن عبدالله انصاری(م ۷۴ق) ابی بن کعب(م ۲۰ق) میثم تمار) م ۶۰ق (از مفسرانی هستند که در روشنگری مفاهیم و واژههای قرآن و یا نگارش کتابی در تفسیر نقش بسزایی داشتند .
خیلی تعبیر لطیف و عجیبی است: گیاه و درخت هم خدا را سجده میکنند. یعنی چه گیاه خدا را سجده میکند؟ گیاه همین عمل روییدنش سجده خداست، نه اینکه مقصود این است که درخت مثلاً شبها که مردم به خواب میروند سرش را کج میکند و روی زمین میگذارد. سجده او چیز دیگری است، اطاعت است: در مقابل امر پروردگار خود خاضع هستند.