یکی از مهمترین دلایلِ لزوم سیاسی بودن حوزههای علمیه، وابستگی نظام جمهوری اسلامی به روحانیت و علمای دین است. بر همین اساس، لازم است تا روحانیان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی کامل داشته باشند.
جامعه دانشگاهی و جوان ما دارند، در صحنه حضور داشته باشند و به رفع شبهات و اقناع این جامعه بپردازد.
وقتی موضوع را با حضرت امام (ره) مطرح کردند، امام صراحتاً فرمودند: «جهاد شما، جبهه شما همین کاری است که دارید میکنید». امام تشخیص داده بودند که کادرسازی علمی و تربیتی ایشان برای آینده نظام، حیاتیتر است.
ایشان اخلاص را کلید حل همه معضلات میدانستند. تمام دغدغه ایشان این بود که در هر لحظه ببینند «تکلیف شرعی» چیست. برایشان ذرهای اهمیت نداشت که دیگران یا حتی رفقا چه میگویند یا خوششان میآید یا نه.
همگرایی امروز قم و نجف تنها یک مناسبت علمی یا جشن تجلیل شخصیتها و یا صرفاً گفتوگوی فقهی نیست؛ بلکه حرکتی برای صیانت از مرجعیت دینی در برابر پروژهای که میخواهد حوزه را به نهاد معرفتیِ غیر کنشگر تقلیل دهد. هر اقدامی که چهره واحد حوزه را بازنمایی کند، هم به تقویت جایگاه حوزویان در جهان تشیع میانجامد، هم پشتوانه مردمی حوزه را تقویت میکند و هم اجازه نمیدهد برخی جریانها مرزهای مصنوعی میان مراکز علمی شیعه بسازند.
امروز دیگر آن خطکشیهای سخت میان حوزه و دانشگاه وجود ندارد. نسلی تازه شکل گرفته است: حوزویانی که در دانشگاه تحصیل کردهاند و زبان علمی را میشناسند و دانشگاهیانی که علوم حوزوی را آموختهاند. این ترکیب جدید، ظرفیت تازهای برای تحقق وحدت فراهم آورده است.
در حالی که دشمن دارد به میزان فوق العاده زیادی علیه فرهنگ جامعه هزینه میکند و صدها شبکه ماهوارهای و تبلیغی علیه دین و فرهنگ جامعه راهاندازی میکند، نباید وظیفه مقابله با این دشمن را بر عهده تعداد معدودی از افراد اهل خیر و کمکهای محدود مالی مؤمنان گذاشت. این افراد هرگز توانایی مقابله با لشکر عظیم فرهنگی دشمن را ندارند. واگذاری این عرصه به خیران مانند واگذاری بحث نظامی جامعه به خیران است.
با توجه به اینکه در جوامع اسلامی در دهههای اخیر توجه زیادی به علوم عقلی شده است و انحرافات جدی نیز به وجود آمده و بخش زیادی از شبهات را بدون تسلط به علوم عقلی نمیتوان پاسخ داد، ضرورت دارد که به این علوم نیز به دیده علوم جنبی نگریسته نشود
حوزه علمیه شیعه، با سابقهای بیش از هزار سال، نه تنها مرکز فقه و اصول و سایر علوم دینی است؛ بلکه کانونی برای تولید دانشهای میانرشتهای مانند مطالعات اسلامی در حوزههای علوم انسانی همچون جامعهشناسی، روانشناسی، اقتصاد و... است.
علامه طباطبایی شخصیتی جامع در معارف اسلامی و مکتب اهلبیت (علیهم السلام) بودند؛ چهرهای که در حوزه اعتقادات و کلام جایگاهی ممتاز داشتند و در تفسیر المیزان، مباحث مهمی درباره توحید، رسالت، معاد، امامت و شاخصههای مکتب اهلبیت (علیهم السلام) را با عمق فراوان طرح کردند.