امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

دوستی‌های مسئله‌ساز در نوجوانی

برای برخی نوجوانان، یافتن و حفظ دوست به فرایندی دشوار و دردناک تبدیل می‌شود. خجالتی بودن و اضطراب اجتماعی، ترس از طرد شدن یا قضاوت شدن، تفاوت‌های ظاهری، اقتصادی یا فرهنگی، و تجربه‌های منفی قبلی مانند تمسخر، قلدری یا خیانت، از جمله عواملی هستند که این دشواری را ایجاد می‌کنند

دوستی‌های نوجوانی هم فرصت رشد هستند و هم می‌توانند آسیب‌زا شوند. آنچه تعیین‌کننده است، نه صرفاً نوع رابطه، بلکه میزان آگاهی، مهارت و حمایتی است که نوجوان در اختیار دارد. کلید اصلی این است که نوجوان خودشناسی داشته باشد، مهارت مرزگذاری بیاموزد، توانایی نه گفتن را تمرین کند، و در مواقع خطر از بزرگسالان امن کمک بگیرد.

دوران نوجوانی، پلی است میان کودکی و بزرگسالی؛ دوره‌ای که نوجوان در آن بیش از هر زمان دیگری به دنبال هویت، تعلق و تأیید است. در این میان، دوستی‌ها نقش محوری دارند و می‌توانند به شکوفایی نوجوان کمک کنند یا او را در مسیرهایی پرخطر گرفتار سازند. آنچه دوستی را «مسئله‌ساز» می‌کند، نه صرفاً شکل آن؛ بلکه عدم تعادل، فقدان مرز و نبود مهارت‌های لازم برای مدیریت رابطه است. در این نوشتار، چهار محور اصلی این دوستی‌های مسئله‌ساز بررسی می‌شود.
مشکل در دوست‌یابی
برای برخی نوجوانان، یافتن و حفظ دوست به فرایندی دشوار و دردناک تبدیل می‌شود. خجالتی بودن و اضطراب اجتماعی، ترس از طرد شدن یا قضاوت شدن، تفاوت‌های ظاهری، اقتصادی یا فرهنگی، و تجربه‌های منفی قبلی مانند تمسخر، قلدری یا خیانت، از جمله عواملی هستند که این دشواری را ایجاد می‌کنند. ضعف در مهارت‌های اجتماعی نیز مزید بر علت می‌شود؛ نوجوانی که تجربه کافی در شروع گفتگو، همدلی یا حل تعارض ندارد، در جمع‌های جدید احساس بی‌کفایتی می‌کند. افزون بر این، اعتیاد به فضای مجازی مهارت‌های ارتباط حضوری را کاهش می‌دهد و مقایسه‌های ناسالم را دامن می‌زند.
پیامدهای این مشکل، احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب و کاهش عزت نفس است. افت تحصیلی و بی‌انگیزگی نیز در پی آن می‌آید. گاهی نوجوان برای جبران این خلأ، به دوستی‌های ناسالم یا مجازی پرخطر گرایش پیدا می‌کند. برای مقابله با این وضعیت، تقویت مهارت‌های اجتماعی از طریق بازی نقش، کار گروهی و فعالیت‌های فوق‌برنامه مؤثر است. تشویق نوجوان به شرکت در جمع‌های کوچک و کم‌فشار مانند کلاس هنر، ورزش یا گروه کتابخوانی، آموزش همدلی و گوش دادن فعال، و پرهیز از مقایسه او با دیگران، گام‌های مهمی در این مسیر به شمار می‌روند.
دوستی با بزرگ‌ترها
گاهی نوجوان به جای همسالان، به سمت بزرگ‌ترها کشیده می‌شود. این گرایش ریشه در نیازهای برآورده نشده‌ای دارد که نوجوان در خانواده یا میان همسالان خود پیدا نمی‌کند؛ نیاز به دیده شدن، تحسین، حمایت عاطفی یا حتی امکاناتی که همسالانش در اختیار ندارند. بزرگ‌ترها ممکن است به نوجوان توجهی بدهند که او را «فهمیده شدن» احساس کند و همین، جذابیت این رابطه را دوچندان می‌سازد.
اما این رابطه اغلب با عدم تقارن قدرت همراه است و همین ویژگی، آن را آسیب‌زا می‌کند. بزرگ‌تر ممکن است از نوجوان سوءاستفاده عاطفی، جنسی، مالی یا روانی کند. نوجوان ممکن است رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد، قانون‌شکنی یا روابط زودهنگام را از او بیاموزد. به‌تدریج، نوجوان از همسالان خود فاصله می‌گیرد و دنیای اجتماعی‌اش محدود می‌شود. وابستگی شدید به تأیید و حضور آن بزرگ‌تر، استقلال او را تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، والدین و مربیان باید بدون قضاوت و سرزنش، فضای گفتگو را باز نگه دارند، به نوجوان آموزش دهند که مرزهای شخصی خود را بشناسد و حق «نه گفتن» داشته باشد، و در صورت مشاهده نشانه‌های سوءاستفاده، مداخله بزرگسالان آگاه و متخصص ضروری است.
وابستگی در دوستی
وابستگی در دوستی طیفی دارد؛ در یک سر آن، رابطه‌ای سالم قرار دارد که در آن نوجوان از بودن با دوستش لذت می‌برد؛ اما در نبود او نیز می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد. در سر دیگر، وابستگی ناسالم قرار دارد که در آن نوجوان بدون دوستش نمی‌تواند کاری انجام دهد، اگر پاسخ پیامش دیر شود مضطرب می‌شود، و همه تصمیم‌هایش را با او هماهنگ می‌کند.
نشانه‌های وابستگی ناسالم عبارت‌اند از اضطراب شدید در جدایی حتی کوتاه‌مدت، حسادت و کنترل‌گری نسبت به دوست، ناتوانی در «نه گفتن» به خواسته‌های او، نادیده گرفتن نیازها و علایق خود برای حفظ رابطه، و ترس از تنهایی که نوجوان را وادار می‌کند هر رفتاری را تحمل کند. ریشه‌های این وابستگی را می‌توان در کمبود توجه و محبت در خانواده، عزت نفس پایین، الگوهای دلبستگی ناایمن در کودکی، و تجربه طرد یا رها شدن جستجو کرد.
برای رهایی از این الگو، نوجوان باید هویت مستقل و علایق شخصی خود را تقویت کند، مرزگذاری سالم را بیاموزد، روابط خود را متنوع سازد و به جای وابستگی به یک نفر، شبکه‌ای از دوستان داشته باشد. در موارد شدید، کمک گرفتن از مشاور روان‌شناس ضروری است.
ارتباط با جنس مخالف
کنجکاوی درباره جنس مخالف در نوجوانی امری طبیعی است و با نیاز به تأیید و دیده شدن، فشار همسالان و رسانه‌ها، و نوسان میان هیجان، ترس، گناه و سردرگمی همراه است. اما همین ارتباط می‌تواند به مسائل جدی تبدیل شود. رابطه مخفیانه از خانواده، اضطراب و دروغ‌گویی را افزایش می‌دهد. رابطه ناسالم ممکن است به کنترل‌گری، تحقیر یا اجبار به کارهای خلاف میل نوجوان بینجامد. بلوغ جنسی زودهنگام بدون آموزش کافی، رفتارهای پرخطر را دامن می‌زند. شکست عاطفی می‌تواند احساس طرد شدن، افسردگی و کاهش اعتماد به خود را به همراه داشته باشد و تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی، تعارض میان ارزش‌های خانواده و خواسته‌های نوجوان را تشدید می‌کند.
آنچه نوجوان باید بداند این است که احترام متقابل و رضایت طرفین اصل است؛ عشق واقعی با کنترل، اجبار و بی‌احترامی همراه نیست؛ مرزهای جسمی، عاطفی و دیجیتالی خود را باید بشناسد؛ هیچ رابطه‌ای ارزش به خطر انداختن سلامت جسمی و روانی را ندارد؛ و در صورت آزار، باید از بزرگسال مورد اعتماد کمک بگیرد. نقش خانواده نیز در این میان حیاتی است: گفتگوی باز و بدون ترس و تنبیه درباره روابط، بلوغ و مرزها، آموزش به جای منع صرف، ایجاد فضای امن برای بیان احساسات، و نظارت هوشمندانه به جای کنترل خفه‌کننده.
جمع‌بندی
دوستی‌های نوجوانی هم فرصت رشد هستند و هم می‌توانند آسیب‌زا شوند. آنچه تعیین‌کننده است، نه صرفاً نوع رابطه، بلکه میزان آگاهی، مهارت و حمایتی است که نوجوان در اختیار دارد. کلید اصلی این است که نوجوان خودشناسی داشته باشد، مهارت مرزگذاری بیاموزد، توانایی نه گفتن را تمرین کند، و در مواقع خطر از بزرگسالان امن کمک بگیرد. اگر شما نوجوان هستید یا با نوجوانی سر و کار دارید، به یاد داشته باشید که قضاوت و سرزنش، در را می‌بندد؛ اما گفتگوی محترمانه، آموزش و حمایت، نوجوان را در مسیر دوستی‌های سالم هدایت می‌کند.