امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

چرا حضرت سلیمان (علیه‌السّلام) اجنّه کافر و شیطان‌ها را به بند کشید، اما آنان را نابود نکرد؟!

یکی از موهبت‌ها و نعمت‌هایی که خداوند به حضرت سلیمان (علیه‌السّلام) عطا کرد، مهار کردن گروهی از نیروهای مخرّب بود؛ زیرا به هر حال در میان شیاطین و اجنّه افرادی بودند که به عنوان یک نیروی مفید و سازنده قابل استفاده به حساب نمی‌آمدند، و چاره‌ای جز این نبود که آن‌ها در بند باشند، تا جامعه از شرّ مزاحمت آن‌ها در امان بماند، چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْاَصْفادِ؛ و گروه دیگری از شیاطین را در غل و زنجیر تحت سلطه او قرار دادیم».
ابتدا باید گفت که مراد از شیاطین در آیات قبلی ممکن است همان جنیان باشند.
به هر حال با توجه به این‌که واژه «مقرّنین» از ماده «قرن» در اصل به معنای جمع شدن چیزی با چیز دیگر است، و در اینجا اشاره به جمع کردن دست و پا یا گردن در بند و زنجیر است و همچنین «اصفاد» جمع «صَفَد» به معنای قید و بند است. (مانند دست‌بندها و پابندهایی که بر زندانیان می‌گذارند)؛ معنای آیه این است که: حضرت سلیمان (علیه‌السّلام) گروهی از شیاطین را در غل و زنجیر آهنین به صورت دو یا سه نفر با هم بست تا مانع از تمرّد و سرکشی آنان شود.
ممکن است این سؤال پیش بیاید که اگر منظور از شیاطین، شیاطین جنّ باشد که طبعاً دارای جسمی لطیف هستند، غل و زنجیر و دست‌بند تناسبی با آن‌ها ندارد؛ لذا بعضی گفته‌اند که این تعبیر تنها کنایه از بازداشت و جلوگیری آنها از فعالیت‌های تخریبی است، نه آنکه واقعاً زنجیرهای آهنین بر بدنشان نهاده باشند. به عبارتی، حضرت سلیمان (علیه‌السّلام) توانست با روش خاصی، جنیان سرکش را تحت کنترل درآورد و طبیعتاً افرادی که در گذشته با سوء استفاده از ارتباط خود با اجنه، توانایی‌هایی را در اختیار داشتند، این توانایی نیز از آنان سلب شد.
در تفسیر آیه بالا و براساس گزارشی؛ تنها جنیان و شیاطینی که کفر ورزیدند به بند کشیده شده و هرگاه ایمان می‌آوردند، رها می‌شدند. بر اساس این گزارش، دلیل نکشتن آنان نیز آن بود که امید به ایمان آنان بود.
همچنین گفته شد: سلیمان با این چیرگی و تسلّط بر جن و شیاطین، افکار جاهلیت را درباره خدایی آنها درهم شکست و اگر می‌کشت شاید چنین هدفی تحقق پیدا نمی‌کرد.
به علاوه؛ به‌واسطه غل و زنجیر کردن از شرّشان، هم حضرت سلیمان و هم مردم در امان بودند و نیازی به کشتن نبود.