چهره پنهان اقتصاد آمریکا؛ فقر گسترده و بدهیهای سنگین خانوارها
28 مرداد, 1405 - 19:46dehghani
در کنار فقر، حجم بدهی خانوارهای آمریکایی نیز تصویری نگرانکننده از وضعیت مالی مردم ارائه میدهد. مجموع بدهی خانوارها به حدود ۱۸.۸ تریلیون دالر رسیده و میانگین بدهی هر خانواده بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ هزار دالر است. بدهی کارتهای اعتباری از مرز ۱.۲ تریلیون دالر گذشته و هر فرد بهطور متوسط حدود ۶۵۰۰ دالر بدهکار است؛ رقمی که ۴۶ درصد مردم را درگیر کرده است. بخش عمده این بدهیها نه برای خریدهای تجملی؛ بلکه برای هزینههای ضروری مانند غذا، اجاره و درمان مصرف میشود.
بدهی مسکن با حدود ۱۳ تریلیون دالر بزرگترین بخش بدهی خانوارها را تشکیل میدهد و میانگین بدهی هر خانه به ۲۵۰ هزار دالر میرسد. بدهی موتر نیز حدود ۱.۶ تریلیون دالر است و میانگین آن برای هر فرد به ۲۴ هزار دالر میرسد. در حوزه آموزش عالی، بدهی دانشجویی همچنان یکی از سنگینترین بارهای مالی جامعه آمریکا است؛ با رقمی نزدیک به ۱.۶ تریلیون دالر و میانگین ۵۰ تا ۶۰ هزار دالر برای هر نفر.
ناتوانی در بازپرداخت این بدهیها، شهروندان آمریکایی را با جریمهها و پیامدهای سنگینی روبهرو کرده است. در کارتهای اعتباری، جریمه تأخیر بین ۲۵ تا ۴۱ دالر برای هر بار است و نرخ سود میتواند تا حدود ۲۹ درصد افزایش یابد؛ بهگونهای که بسیاری از افراد، تنها بهره پرداخت میکنند و اصل بدهی کاهش نمییابد. آمریکاییها سالانه حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیارد دالر فقط بهره کارت اعتباری پرداخت میکنند؛ رقمی که بخش قابل توجهی از آن نتیجه ناتوانی در پرداخت بهموقع است. بیش از ۱۱۱ میلیون نفر قادر به پرداخت کامل بدهی کارت اعتباری خود نیستند و بسیاری تنها با یک بحران کوچک، مانند بیماری، تصادف یا بیکاری، تا فروپاشی مالی فاصله دارند.
این شرایط چرخهای فرساینده ایجاد کرده است: بدهی، جریمه، سود و دوباره بدهی بیشتر؛ چرخهای که به افزایش استرس، اختلال خواب و آسیب روابط خانوادگی منجر میشود. برای بسیاری از خانوادهها، یک قبض/بیل ساده میتواند آغاز سالها فشار مالی باشد. در ظاهر، آمریکا یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است؛ اما در پشت این ظاهر، میلیونها نفر با ترس از قبض بعدی زندگی میکنند؛ خانوادههایی که میان خرید غذا و پرداخت بدهی مجبور به انتخاب میشوند و مردمی که با وجود کار روزانه، احساس میکنند هرگز از زیر بار فشار مالی بیرون نمیآیند. مشکل تنها فقر نیست؛ مشکل این است که خروج از آن برای بسیاری تقریباً ناممکن شده است.