آرایش ارتش آمریکا در طراحی پایگاههای نظامی، جهان را به ۶ منطقه عملیاتی تقسیم کردهاند:
اروپا → یوکام
آفریقا → آفریکام
آسیا - اقیانوسیه → ایندوپِیکام
آمریکای شمالی → نورثکام
آمریکای جنوبی → ساوتکام
خاورمیانه → سنتکام که در قطر مستقر است
سه چهارم کره زمین را آب فراگرفته است و این میزان را به هفت قسم تقسیم کرده و برای هر کدام، ناوگان خاص قرار داده است و ناوگان پنجم آن در غرب آسیا است که در منامه بحرین قرار دارد.
زبان گویای این موضوع این است که همه دنیا تحت سیطره من است و سازمانهای بینالمللی وظیفه دارند خواستهها و قواعد من را به همه ابلاغ کنند. حتی ایران را هم مانند یکی از ایالتها خود مدنظر دارد.
اینکه میگوید باید با نظر من رهبر تعیین شود، غنیسازی هسته را من اجازه بدهم، قانون کاپیتولاسیون در کشورهای دنیا، دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا و دزدیدن نفت آن، تحریم کشورها و... ثمره این نگاه به جهان است.
در جنگ رمضان، مرکز فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در قطر و ناوگان پنجم دریایی در منامه بحرین را غیرعملیاتی کردیم؛ این کاری بود که حتی روسیه و چین هم هنوز جرئت نکردند وارد این مرحله شوند. با از بین رفتن ناوگان پنجم در بحرین، مستأصل شدن آمریکا آنقدر زیاد شد که ناو جرالد فورد را از ناوگان ششم خودش حرکت داد که وارد منطقه شود که به اقرار خود ترامپ از ۱۷ جهت مورد هجوم قرار گرفت، آتش گرفت و فرار کرد؛ همچنین ۱۲ پایگاه از ۲۲ پایگاه نزدیک در منطقه بهکلی نابود شد و ۱۰ تای دیگر نیز به شدت آسیب دید که آمریکا مجبور شد از ناوگان هفتم برای پوشش قدرت نظامی استفاده کند. به عبارتی همزمان با سه ناوگان دریایی درگیر بودیم.
رسانه لندنی «میدل ایست آی» فاش کرد که حملات تلافیجویانه ایران، شبکه نظامی آمریکا را عملاً «بیمصرف» کرده. حداقل ۱۲ سایت نظامی با به خطر افتادن ۵۰ هزار سرباز در ۱۹ پایگاه (از مصر تا عمان)، «غیرقابل سکونت» شدند. کارشناسان معتقدند ساختار امنیتی که از سال ۱۹۹۰ بنا شده بود، فروپاشیده و بازگشت ناوگان پنجم به بحرین دیگر «غیرممکن» است.
این یعنی ۷۰ سال تلاش برای ایجاد قدرت نظامی در این منطقه و هزینه بیش از ۶ هزار میلیارد دلاری کشورهای منطقه برای آمریکا بیحاصل شد.
اکنون با قدرت گرفتن ایران و شکستن هیمنه هالیوودی آمریکا در این جنگ، ارکان اصلی امپراتوری آمریکا متزلزل شده و در ادامه کشورهای دیگر دنیا، جرئت مخالفت با آمریکا را پیدا میکنند.
در فضای موجود، آمریکا راهی ندارد جز اینکه برای منطقه غرب آسیا طراحی جدیدی از خارج از منطقه داشته باشد؛ زیرا برگشت آمریکا به پایگاههای نابودشده و غیرعملیاتی شده، بسیار پرهزینه خواهد بود از آن مهمتر، دیگر ایران اجازه نخواهد داد دوباره این زنجیره نظامی به دورش پیچیده شود.
این از گامهای اصلی تحقق اخراج آمریکا از منطقه است که با مذاکره یا بدون مذاکره محقق میشود.