تمامی نمایندگان مجلس کنگره و سنا در زمان مراسم پذیرفتن سمت نمایندگی، سوگند میخورند که فقط به آمریکا و مردم این کشور وفادار باشند؛ اما واکنشهای اغلب سیاستمداران آمریکایی به دخالت این کشور در دو جنگ اوکراین و غزه نشان میدهد که افراد در رأس کار، به کشورهایی جز آمریکا نیز وفادار هستند.
نحوه رأی دادن نمایندگان کنگره درباره کمکهای مالی آمریکا به اوکراین و اسرائیل، وجهه دیگری از «قَسَمِ راست» سیاستمداران این کشور را نشان میدهد. تمامی نمایندگان حزب دموکرات و ۴۵ درصد از نمایندگان حزب جمهوریخواه در کنگره، به کمک ۶۰ میلیارد دلاری به اوکراین، پاسخ آری دادند.
جنگ ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نقطهی عطفی در تاریخ نظم بینالملل بود. آنچه در هفت ماه گذشته رخ داد، نه یک درگیری نظامی معمولی؛ بلکه رویارویی یک ابرقدرت با ارادهی تزلزلناپذیر یک تمدن کهنسال بود. نتیجهی این رویارویی، فروپاشی توهم جهان تکقطبی و طلوع نظم چندقطبی با محوریت ایران است.
حماسه شگفتانگیز صنعا در ساحل غربی یمن، یک پیروزی چندجانبه است که ابعاد آن در کل منطقه آشکار میشود. به گزارش تسنیم، پیروزی بزرگ یمنیها در ساحل غربی و سیطره کامل بر تنگه بابالمندب، هرچند یک دستاورد نظامی بزرگ بهشمار میرود؛ اما پیامهای سیاسی متعددی با ابعاد منطقهای و شاید حتی بینالمللی در بر دارد.
در هفتههای اخیر، «ونس» دو گزارهی تازه و بسیار مهم را وارد ادبیات سیاسی - امنیتی آمریکا کرده است؛ گزارههایی که اگرچه در ظاهر پراکندهاند؛ اما در عمل دو ضلع یک پروژهی واحد را شکل میدهند:
یک:خرابکاری در ایران بهعنوان بخشی از پروژهی فشار اقتصادی
شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی به آخرین گفتگوی تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ترامپ به منطقه پرداخت و در این رابطه به اهداف پشت پرده نتانیاهو در افزایش تنش نظامی در سوریه به ویژه با ترکیه پرداخت.
بیگمان، مهاجرت ۲۶۹ هزار نفری طی سه سال گذشته – بهویژه اگر این روند ادامه یابد – اسرائیل را با پرسشی بیپاسخ مواجه میکند: آیا سرزمینی که برای «تجمع یهودیان» ساخته شده، اکنون دارد همان یهودیان را از خود میراند؟
این پرسش، فراتر از آمار و ارقام، به اعتبار پروژهی صهیونیسم برمیگردد. اگر مرکز ثقل این جامعه – یعنی تکنوکراتها، دانشمندان، پزشکان و مهندسانی که آن را به «استارتآپ نیشن» تبدیل کردند – بهتدریج از آن جدا شوند، آنگاه رژیم با تهیشدگی از درون مواجه خواهد شد که هیچ موشک و هیچ سامانهی دفاعی نمیتواند آن را جبران کند.
۱- تصاحب منابع نفتی ایران. ۲- ایجاد سلطه اسرائیلی - آمریکایی در منطقه.
تنها راه برونرفت از شرایط فعلی، به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که ۱- ثروتی از منابع نفتی ایران حاصل نخواهد شد. ۲- درآمد فعلی آمریکا از کشورهای نفتخیز منطقه با چالش جدی مواجه خواهد شد. ۳- قیمتهای جهانی نفت برای حداقل دو سال بالا خواهد ماند.
نیمه نخست قرن بیستم را باید خشنترین دوره در تاریخ مدرن اروپا دانست؛ چراکه این دوره از تاریخ اروپا مملو از جنگ، جنگ داخلی، جابجایی و تخریب عمدی جوامع قومی و فرهنگی بود. اگرچه جنگهای مرگبار در اروپا از اواخر دهه ۱۹۵۰ فروکش کردند؛ اما انفجارهای خشونتبار در کنار درگیریهای کمتر کُشنده به وقوع پیوستند.
درگیریهای مسلحانه متعدد از جمله دو جنگ جهانی و همچنین تجاوز مکرر دولتهای اروپایی به شهروندانشان، مهمترین دلیلی است که میتوان برای نامگذاری قرن بیستم به عنوان «قرن خشونت در اروپا» یاد کرد.