امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

حکمت و حکایت 1277

شرط اولِ کار
روزی سلیمان بن جعفر، به همراه امام رضا (علیه‌السلام) به خانه ایشان رفتند. امام دیدند که غلامان و کارگران مشغول کار در باغ هستند و مرد غریبه‌ای نیز میان آن‌ها کار می‌کند.
امام پرسیدند: «این مرد کیست؟» غلامان گفتند: «او را آوردیم تا به ما کمک کند و در پایان کار چیزی به او بدهیم.»
امام پرسیدند: «آیا مزد او را از قبل تعیین کرده‌اید؟» پاسخ دادند: «نه، هرچه بدهیم راضی است.»
امام رضا (علیه‌السلام) از این رفتارِ غلامان بسیار آزرده‌خاطر شدند. سلیمان بن جعفر جلو آمد و گفت: «ای فرزند رسول خدا، چرا خود را ناراحت می‌کنید؟»
امام فرمودند: «من بارها به این‌ها گفته‌ام که هیچ‌کس را برای کاری نیاورید، مگر اینکه اول مزدش را مشخص کنید. کسی که مزدش تعیین نشده، اگر در پایان کار ۳ برابر حقوقش را هم به او بدهی، باز هم گمان می‌کند کم داده‌ای و منت بر سرش گذاشته‌ای؛ اما اگر از قبل مزدش را تعیین کنی، وقتی حقش را بدهی از تو ممنون خواهد بود و اگر ذره‌ای بیشتر به او ببخشی، آن را لطف و پاداش تو می‌داند.»
 
زدودن غم و اندوه
یکی از ویژگی‌های امامان، عواطف سرشار انسانی ایشان است، به ویژه در مورد کسانی که در فراز و نشیب زندگی به غم و اندوه یا مشکلی دچار می‌شدند یا در بن بستی قرار می‌گرفتند.
نقل است امام حسین (علیه‌السلام) برای ملاقات و عیادت اسامه بن زید به منزلش آمدند؛ در حالی که او مریض بود و آه کشیده و می‌گفت: وای از غم‌ها! امام حسین (علیه‌السلام) به او فرمودند: «و غم تو چیست؟ ای برادرم!» عرض نمود: حقوق دیگران را به گردن دارم و بدهکارم و مقدار آن شصت هزار درهم است؟! امام فرمودند: «بدهکاری تو بر گردن من باشد.» او عرض نمود: می‌ترسم که بمیرم! امام فرمودند: «نمی‌میری تا اینکه من از جانب تو دینت را ادا می‌کنم.» عمر بن دینار گوید: پس قبل از مرگش حضرت دینش را ادا نمودند.
آن حضرت بلافاصله دستور دادند بدهکاری او را پرداختند. آنگاه او آسوده خاطر، دیده از جهان فرو بست.