هر روز که میگذرد، بر حجم کارنامه تروریستی، تجاوزگری، راهزنی دریایی و شهری فرعونیترین دولت مدرن و مستکبر جهان افزوده میشود. جدیدترین آن بعد از ویران ساختن سرزمین ملتهای افغانستان و عراق و سوریه و لیبی و اوکراین و یمن، ربایش رئیس جمهور مردم ونزوئلا، نیکلاس مادورو است. چند روز گذشته دولت سرکش و خودبرتربین آمریکا با عملیات فریب نظامی، رئیس جمهور ونزوئلا را به اسارت گرفت و به مقر شرارت خود نیویورک منتقل کرد. این اقدام غیر دموکراتیک و ضد حقوق بشری دولت مستکبر آمریکا در اذهان عمومی جهان بازتاب خواهد داشت و آن عبارت است از حس درماندگی و بیچارگی در مقابل دولتی مقتدر و قلدر است. حسی از نا امیدی در ملل جهان شکل میگیرد که برابر دولتی مستکبر و سلطهگر، کاری غیر از تسلیم و سازش نیست.
در کف شیر نر خونخوارهای
غیر تسلیم و رضا کو چارهای
و البته شیفتگان و دل بستگان به چنین دولت - ملت مستکبری با تولید آگاهیهای کاذب و ادبیات پر طمطراق، عمل راهزنان دولتی دریای کارائیب را چنان مطبوع و امر عادی جلوه خواهند داد تا مردم جهان پذیرای چنین رفتار قلدرمآبانه و زورگویانه باشند. اما چنین بازتابی یک روایت ماجرا است و روایت دیگری هم میتوان تصور کرد که اتفاقاً شکلگیری آن خیلی جدی است و پشتوانه الهیاتی دارد. زیرا کشندهترین وضعیت برای هر ملتی، نا امیدی و درماندگی است. به همین خاطر، بارقههای امید و گشودگی از دل نا امیدی زاده میشود. ملل به استضعاف کشیده شده حتی در اوج درماندگی، امید به رهایی را از دست نمیدهند و ذهن و جانشان معطوف به امیدواری و انبساط خاطر میشود. آن گاه است که ایده منجی بیش از پیش قوت میگیرد. به میزان شدت گرفتن سلطهگری و تجاوز دولت مستکبر امید به رهایی توسط دولت - ملت عدالتخواه و مقاوم بیشتر خواهد شد.
به همین خاطر، قابل پیشبینی است که ملل جهان توجه جدیتری به نقش منجی بودن ایران اسلامی پیدا میکنند. زیرا مردم جهان در یکصد سال گذشته به غیر حکومت اسلامی ایران، هیچ دولتی را ندیدهاند که جرئت سیلی زدن به دولت آدمربای آمریکا را داشته باشد. تنها ایران اسلامی بود که توانست در کوتاهترین زمان (دوازده روز) متجاوزان آمریکایی صهیونی را وادار به عقبنشینی و درخواست آتشبس کند. بر خلاف تصور شیفتگان و مرعوبین استکبار جهانی، ایران اسلامی نه فقط در انزوای سیاسی بیشتری قرار نمیگیرد؛ بلکه بیش از پیش به کانون توجه ملل مستضعف و ستمدیده تبدیل خواهد شد. جهانیان به این باور محکم خواهند رسید که ایران قوی همان منجی بینالمللی است که میتواند برابر زورگوییهای دولت – ملت متجاوز آمریکا بایستد و هیمنه و اقتدار آن را فرو بریزد و دقیقاً به همین خاطر است که دولت متجاوز آمریکایی صهیونی از قدرتگیری جهانی ایران اسلامی با پشتیبانی ملل مستضعف احساس خطر خواهد کرد. تردیدی وجود ندارد که سر مستی دولت شریر ترامپ از این آدمربایی با چنین احساس خطری خیلی زود میخشکد و خاموش میشود.
بر این اساس، باید ملت و دولتمردان ایران توجه جدی به شرایط تاریخی کنونی (پیچ تاریخی) خود در عرصه بینالملل داشته باشند. آنان به حکم وجدان و اخلاق حتی اگر هم نخواهند، نمیتوانند چنین نقشی (منجی جهانی) را نپذیرند. چون اقبال جهانی فزاینده به نماد ایستادگی برابر استکبار جهانی معطوف به ایران اسلامی در حال شکلگیری است. ملل مستضعف نه فقط انتظار اظهار ضعف و ناتوانی از سوی کارگزار نظام اسلامی را ندارند؛ بلکه خواهان اقتدار بیشتر ایران هستند. باید دولت مردان ایران اسلامی بیش از پیش به این بیندیشند که چگونه میتوانند جبهه مقاومت جهانی علیه دموکراسی سلطهگر آمریکایی صهیونی را پشتیبانی کنند و پیامآور صلح پایدار جهانی باشند. نباید تصور کرد که وعده الهی جعل امامت و وراثت جهانی (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) در نسبت با ایران اسلامی مصداق ندارد. بلکه آیات با هر خلاف چنین تصوری را اثبات میکند. اراده منتگذاری الهی معطوف به ایران قوی محقق است که اسلام سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی با صلابت و استوار پیش میرود.