در یک گزارش ۹۸ صفحهای که «کمیسیون راهبرد دفاع ملی» آمریکا در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد تصریح شده است: «برتری نظامی دیرپای آمریکا از بین رفته و حاشیه خطای راهبردی این کشور به طرز دلهرهآوری بالا رفته است. تردیدها درباره توانایی آمریکا برای بازداری دشمنان و در صورت لزوم غلبه بر آنها و همچنین پایبندی واشنگتن به تعهداتش جهانیاش فزونی گرفته است.» در این گزارش از «ناکارآمدیهای سیاسی» و «محدودیتهای بودجهای» به عنوان عواملی یاد شدهاند که توانایی دولت ایالات متحده را برای همساز شدن با سرعت بروز تهدیدهای امنیتی محدود کردهاند. نتایج یک نظرسنجی که بعد از خروج آمریکا از افغانستان منتشر شد نشان داد که اعتماد شهروندان آمریکا به ارتش این کشور به پایینترین سطح رسیده است. این نظرسنجی نشان داد که تنها ۴۵ درصد از آمریکاییها «اعتماد زیادی» به ارتش دارند که این رقم نسبت به ۷۰ درصد در سه سال قبل، نزدیک به ۲۵ درصد کاهش یافته است. ۱۰ درصد دیگر نیز گفتند که اعتماد چندانی به ارتش ندارند.
مشکلات اجتماعی
نشریه آتلانتیک چندی پیش با اشاره به مشکلات داخلی آمریکا نوشته بود که تنها ابرقدرت دنیا اکنون به یک «دولت شکستخورده» تبدیل شده است. این نشریه تصریح کرده بود که هژمونی دیرپای آمریکا اکنون به دلیل ناآرامیهای اجتماعی، از بین رفتن حاکمیت سیاسی و پاسخ نامناسب به شیوع کرونا به لرزده درآمده است. پاسخ آمریکا به شیوع ویروس کرونا و قرار گرفتن این کشور در صدر میزان مرگ و میرها در جهان مثل آیینهای بود که از مشکلات ریشهدار داخلی در آمریکا پرده برداشت. شکاف عظیم در توزیع ثروت (به گونهای که ثروت ۱ درصد جامعه ثروتمند از ۵۰ درصد کل جامعه بیشتر است) نقش پولهای فاسد در سیاست آمریکا (مثل لابیگری، اعانههای انتخاباتی و نقش پول در دستکاری رسانههای جریان اصلی)، نژادپرستی سیستماتیک (که نشانههای فراوان آن اخیراً به وفور در خشونت پلیس علیه سیاهپوستان و بدرفتاری با آسیاییتبارها دیده شده) و دوقطبی شدن بیسابقه سیاست در آمریکا تنها برخی از مهمترین مشکلات داخلی آمریکا هستند. «فرانسیس فوکویاما» که به عنوان تئوریپرداز نظریه «پایان تاریخ» معروف است، خاطرنشان کرده بود که اصلیترین عوامل کاهش قدرت آمریکا بیشتر مسائل داخلی هستند. اعتماد عمومی به دولت آمریکا هم در سالهای گذشته کاهش شدیدی داشته به گونهای که مرکز افکارسنجی پیو در یک نظرسنجی تصریح کرد که تنها یک چهارم آمریکاییها میگویند میتوانند به دولت کشورشان اعتماد کنند. بیاعتمادی به دولت به ویژه در میان نسلهای جوانتر مشهود است.