شباهت عجیب ترامپ به پنگوئنها
حسین شریعتمداری
۱- تاکنون فقط در برنامههای تلویزیونی خودمان، صدها فیلم مستند از زندگی پنگوئنها پخش شده است؛ بنابراین بعید است که راه رفتن پنگوئنها را ندیده باشید. پنگوئنها پرندگان بیپروازی هستند که در مقایسه با سایر حیوانات، از قدرت و توان بسیار کمتری برخوردارند؛ ولی حتماً دقت کردهاید که وقتی روی برفهای قطب جنوب راه میروند، دستهای خود (یعنی همان بالهایشان) را به گونهای با فاصله از بدنشان حرکت میدهند که به راه رفتن باباشَملهای قدیم، یعنی همان بزن و بهادرهای کلاهشاپویی تهران خودمان، شبیه است! طوری راه میروند که انگار چند تا شیر و ببر و پلنگ را لت و پار کردهاند و حالا دارند میروند برای رفع خستگی تنی به آب بزنند! لافهای گزاف ترامپ و قُمپز درکردنهای همه روزهاش، به راه رفتن همان پنگوئنها شبیه است.
۲- همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور پلید و کودکخوار آمریکا در مصاحبه با فاکسنیوز، علیه ایران و مسئولان کشورمان زبان به اهانت و تهدید گشوده است؛ «اگر تنگه هرمز را ببندید، کشوری نخواهید داشت. حتی نمیتوانید به کشور خودتان برگردید.»! «اگر مجبور باشیم، ممکن است تنگه را تصاحب کنیم»! «ایران باید فوراً جلوی گروههای نیابتی خود را در لبنان که در حال ایجاد دردسر هستند، بگیرد»! و...
ظاهراً ترامپ فراموش کرده و یا خودش را به فراموشی زده که با چه لافهای گزافی دست به حمله زده و چند روز بعد، با چه حقارتی به گدائی آتشبس آمده بود! نعرهها و تهدیدهای ترامپ به قول امام راحلمان در توصیف تهدیدهای رئیسجمهور وقت آمریکا، ترجمان وحشتی است که از شکست سخت در مقابله با ایران به جانش افتاده است. میخواهد شکست در میدان را با رجزخوانی و قُمپز در میز مذاکره تاخت بزند.
۳- کمترین پاسخ به تهدیدهای ترامپ، تحقیر این عنصر بیشخصیت و ترک میز مذاکره است که خوشبختانه از سوی هیئت مذاکرهکننده کشورمان صورت گرفته و به رئیسجمهور احمق و پلید آمریکا فهماندهاند که حقیرتر و پستتر از آن است که طرف مذاکره مردان و زنان بلند همت و پاکباخته ایران اسلامی باشد. اگرچه حتی در صورت ادامه مذاکره نیز سزاوار نبوده و نیست که بدون انتقام خون پاک رهبر شهیدمان، شهید سلیمانی و صدها شهید دیگر این مرز و بوم، گریبان کثیف او را رها کنیم و رها نخواهیم کرد!
۴- تهدیدهای توخالی؛ ولی پر سر و صدای ترامپ به وضوح نشان میدهد که بیشترین ضربه را از بسته بودن تنگه هرمز متحمل شده است و با تأسف باید گفت که اگر در بستن تنگه هرمز کمترین نرمشی نشان نمیدادیم و اهمیت و جایگاه سرنوشتساز این هدیه بزرگ الهی و اهرم قدرتمند را در حد و اندازه دریافت عوارض که کمترین دستاورد آن است پائین نمیآوردیم، دهان کثیف ترامپ به تهدید و اهانت باز نمیشد. اکنون وقت آن است که؛
اول: تنگه بابالمندب را هم به روی کشورهای متخاصم ببندیم. فاصله ما تا بابالمندب ۲۳۰۰ کیلومتر است و موشکهایمان بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر بُرد دارند.
دوم: کابلهای اینترنتی زیر آب در خلیجفارس «شاهراههای فیبر نوری بینالمللی» هستند؛ یعنی همان ستون فقرات اینترنت جهانی که بیشتر ارتباطات اینترنت، تماسهای بینالمللی، تراکنشهای بانکی، سرویسهای ابری و حتی ارتباطات هوش مصنوعی و دیتاسنترها از همین کابلها عبور میکند. ایران میتواند و باید در مقابل تهدیدهای ترامپ، از عبور این کابلها جلوگیری کند و حتی اقدام به قطع آنها نماید.
سوم: دریافت حق عبور (ترانزیت) از تمامی شناورها بدون استثناء.
چهارم: بستن تنگه به روی شناورهای آمریکایی و متحدان آن تا شکست کامل آنها و الزام به پرداخت غرامت.
پنجم: بعد از شکست آمریکا و متحدانش در جنگ نیز، بایستی تا دریافت خسارتهای وارده از آمریکا و متحدان غربی و عربی آن، برچیده شدن پایگاههای آمریکا از منطقه و در صدر آن کشتن ترامپ و دار و دسته جنایتکارش، تنگه هرمز را به روی آنها بسته نگه داریم.
ششم: مصادره تمام شناورهای متعلق به رژیم صهیونیستی و یا حامل نفت و کالا برای این رژیم منحوس.
تعلیق ۶۰ روزه تحریم نفتی؛ امتیاز واقعی یا گلابی سمی
به گفته عباس عراقچی وزیر خارجه، تحریمهای نفتی آمریکا به مدت ۶۰ روز تعلیق شده. اما چرا این اتفاق، خطرناک است؟
پیشتر جیدیونس معاون ترامپ اعلام کرده بود که تعلیق تحریم، امتیازی برای ایران محسوب نمیشود زیرا؛
اولاً تحریمها از کارایی افتادهاند و ثانیاً در دوره تعلیق، آمریکا فرصت مییابد شبکه مالی مرتبط با فروش نفت ایران را شناسایی کرده و بعد از ۶۰ روز، تحریم موثرتری انجام دهد.
در واکنش، برخی طرفداران دولت پزشکیان مدعی شدهاند که این حرفهای ونس در داخل آمریکا مصرف سیاسی داشته و واقعیت ندارد. اما تجربه گذشته، اتفاقاً ادعای ونس را تایید میکند.
اولاً گزاره تحریمها از کارایی افتادهاند درست است؛ زیرا طبق آمار موسسه کپلر، با وجود فشار حداکثری و اعمال بیش از ۱۰۰۰ تحریم جدید علیه ایران، دولت فعلی ترامپ نتوانسته جلوی صادرات نفت ایران به چین را بگیرد.
سال گذشته رقم فروش نفت ایران حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز بود. اگرچه این رقم هنوز فاصله اندکی تا رسیدن به رکورد فروش در دوره قبل از تحریمها دارد؛ اما این فاصله نیز به خاطر خرابکاری دولت در افزایش تولید نفت و شکست طرح افزایش ضربتی تولید نفت به میزان ۴۰۰ هزار بشکه در روز بوده؛ وگرنه ایران هر چه نفت تولید کند، چینیها خریدارند و حتی در سال ۲۰۲۴ به بزرگترین صادرکننده نفت از طریق دریا به چین تبدیل شدهاند.
حتی چینیها اخیراً تحریم ۵ پالایشگاه بزرگ خود به دلیل خرید نفت ایران را به رسمیت نشناختند و عدم رعایت تحریم آمریکا را به نهادهای مرتبط با خود ابلاغ کردند.
ثانیاً اینکه تعلیق تحریم، منجر به شناسایی شبکه فروش نفت ایران شده نیز قبلاً در ماجرای برجام تجربه شده؛ به گونهای که سید محسن قمصری، مدیر امور بینالملل شرکت نفت در دولت روحانی، در مصاحبه با خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، به لو رفتن شبکه صرافیهای ایران در آن دولت و در زمان اجرای برجام و تعلیق تحریمها ادغان کرده است.
همانطور که در نمودار میبینید، میزان فروش نفت ایران قبل از آغاز برجام ۱.۴ میلیون بشکه در روز بوده؛ اما با خروج آمریکا از برجام دوباره به ۱.۴ میلیون بشکه سابق برنمیگردد و به زیر ۲۰۰ هزار بشکه سقوط میکند.
حالا چرا این اتفاق حتی قبل از شیوع کرونا افتاد؟ زیرا در دوره برجام، آمریکا با استفاده از شفافیت ایجادشده ناشی از تعلیق تحریمها توانست راههای دور زدن تحریم توسط ایران را شناسایی و تحریمها را موثرتر اعمال کند.
در نتیجهی این اتفاق، افزایش فروش نفت ایران در دوره برجام با سقوط فروش در دوره بعد از آن، کاملاً خنثی شد.
از طرفی این تعلیق ۶۰ روزه بهقدری زمان کمی است که در آن، ایران فقط میتواند به چینی نفت بفروشد که همین الان هم میفروشد و فرصتی برای تنوعسازی بازار، مثلاً فروش نفت به اروپا را ندارد؛ زیرا تا ایران بازاریابی کند و محمولهها برسند و پول برگردد، عملاً ۶۰ روز تمام شده و یا نفت صادر نمیشود یا پولش بلوکه میشود.
در نتیجه تجربه، شواهد و آمار و ارقام نشان میدهد که حرف ونس درست به نظر میرسد و تعلیق تحریمها برای کوتاهمدت، با توجه به نیت خبیثانه آمریکا، هزینهاش برای ایران بیشتر از فایدهاش خواهد شد.
عکس هفته
واکنش کاریکاتوریست یمنی به توافق بین رئیس جمهور ایران و آمریکا