تپه جدید نساز، نرماندی پیشکش!
کیهان: روانگردانهایی که وزیر خزانهداری آمریکا مصرف میکند، احتمالاً خیلی قوی است و مغز او را خالی کرده است.
اسکات بسنت، شش ماه پس از شروع جنگ و پنج ماه پس از سرشکستگی تاریخی آمریکا در میدان، گفته است: «ما این تهاجم اقتصادی را علیه ایران با روحیه پیاده شدن در نرماندی در جنگ جهانی دوم آغاز میکنیم».
مردک متوهم! نوبت اول که خواستید سه روزه قمار جنگ را ببرید، با انهدام مدرنترین هواپیماهای نظامی و انسداد تنگه هرمز تحقیر شدید.
دفعه دوم خواستید در بیابانهای جنوب اصفهان نیرو پیاده کنید، چند هواپیمای دیگر تلفات دادید و آبروی ریخته کارتر در طبس را خرید!
سپس با عملیات فانتزی «پروژه آزادی» برای باز کردن تنگه، مضحکه عالم و آدم شدید و دست از پا درازتر ظرف سه روز، کاسهکوزه ناوگانتان را جمع کردید و در رفتید.
آن قدر درمانده بودید که نه توانستید مشکل آب و فاضلاب و رختشویخانه ناو فورد (و خدمه روانپریش آن) را برطرف کنید تا به میدان جنگ بفرستید و نه مشکل جیره غذایی اندک و فاسد شده ناو لینکلن حل شد که بهانهجویی تفنگداران برای فرار از منطقه، از دستشان گرفته شود.
با وعده بنزین دو دلاری سر کار آمدید و به رقم سرسامآور ۴ دلار رساندید. درباره بدهی ۲۴ هزار میلیارد دلاری آمریکا جیغ هشدار کشیدید؛ اما حالا این رقم در حال انفجار را از ۴۰ هزار میلیارد دلار گذراندهاید. اینها را علاوه کنید به ۴۷ میلیون نفر گرسنه که به خاطر خرید و فروش شدن بردگانی مثل شما در تجارتکده های اپستینی، هیچ کورسوی امیدی پیش رویشان نیست.
خلاصه که شما لازم نیست ژست فتح نرماندی بگیرید؛ همین که یکی پس از دیگری تپههای یادگاری جدید اضافه نکنید، خیلی هنر به خرج داده آید.
جای تعجب است که برخی مقامات ارشد ما، تفاهمنامه اسلامآباد را جدی گرفتهاند!
فؤاد ایزدی: ترامپ در مصاحبه خود گفت: «من نیازی به امضا روی یک تکه کاغذ ندارم.»
وزیر خارجه آمریکا هم چند هفته پیش، از همین اصطلاح یک تکه کاغذ برای تفاهمنامه استفاده کرده بود.
در زمان امضای تفاهمنامه دولت ترامپ تحت فشار جدی سیاسی و اقتصادی بود و برای رهایی خود متنی را نوشت که میدانست اجرا نخواهد کرد.
اینکه ترامپ نه برای امضای خود و نه برای امضای طرف مقابل ارزشی قائل نیست، جای تعجب ندارد؛ جای تعجب اینجاست که برخی مقامات ارشد ما این تفاهمنامه را جدی گرفتهاند، آن را سند افتخار میدانند، و منتظرند ترامپ به آن یا چیزی شبیه آن برگردد.
دولت آمریکا هم مشغول استفاده از این فرصت برای تجهیز دوباره خود است.
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
دکتر محمدحسین محترم: جنگ اقتصادی که ترامپ از آن سخن میگوید، در واقع اعتراف به شکست است که انواع و اقسام شیوههای جنگی را آزمایش کردم و نتیجه نگرفتم و مجبور شدم دوباره برگردم به گزینه فشار اقتصادی! در حقیقت این یک جنگ روانی در جهت ایجاد اختلاف میان مسئولین و فراهم کردن زمینه اعتراضات و آشوب داخلی است. ثانیاً این جماعت جادهصافکن آمریکا در حالی که ملت ایران از فضای زمان برجام عبور کرده و اکنون به ملت مبعوثشده تبدیل شده است، همانگونه که نتوانستند تجمعات ۱۸۰ شبه مردم را تعطیل کنند و مانع حضور مردم در میادین شوند، اکنون نیز با این فرافکنیها و فریبکاریها دیگر نمیتوانند آب سردی بر شعلههای آتش درونی این ملت خشمگین از شهادت امام شهیدشان و صدها شهید گرانقدر دیگر و شهدای مدرسه میناب و... بپاشند! ثالثاً به فرمایش امام شهید همانگونه که اسلاف ترامپ نتوانستند ملت ایران را شکست دهند، ترامپ قمارباز و مستأصل و شکستخورده هم نمیتواند! لذا آنچه برآیند میدان نشان میدهد، شکست ترامپ در تنگه و جنگ روانی در اقتصاد است و نباید همچون جماعتی غربزده ترسید؛ چراکه این حوادث طبیعی است برای رسیدن به قله که اکنون در حال فتح آن هستیم. فقط باید کمی صبور باشیم و به مدافعان جانبرکف کشور همچون گذشته اعتماد کامل داشته باشیم.
دولت، آخرین توصیههای امام شهید را فراموش نکند
حسن رشوند: دولت چهاردهم با وجود تلاش بیوقفهای که در این دو سال انجام داده و جای تقدیر جدی دارد، برای ادامه راه، در مرحله «تطبیق با واقعیتهای سخت میدانی» دچار مشکلات و نارسایی است و توصیههای امام شهید را نباید با «رفتارهای کلیشهای» و «نسخههای منسوخ شده» آن هم با وجود کارشناسان و مشاورانی که ذهن بسته و یا نگاه غربگرایانه آنها مانع پیمودن این مسیر سخت ولی امیدوارکننده است، داشته باشد.