امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

چهل و پنج روز

ایرج مسجدی

 

قضیه اربیل که اتفاق افتاد آقای بارزانی تماس گرفتند، داعش داشت به منطقه اقلیم کردستان حمله می‌کرد. در حال پیشروی به سمت اربیل بود. آقای بارزانی تماس گرفت و سردار سلیمانی با هیئتی از همکارانش در اربیل حاضر شدند. شهید ابومهدی هم همراه ایشان بودند. بنده هم بودم و این اتفاق قبل از مسئولیت سفارت بود. وقتی دیدیم آقای بارزانی خیلی نگران هستند، از این که داعش حمله می‌کند و شرایط بحرانی شده و درخواست کردند نیاز به همکاری شما داریم.

شهید سلیمانی به ایشان گفت: ما در خدمت شما هستیم و نگران نباشید. فقط یکی از آقایان را به من معرفی کنید و دست او را در دست ما بگذارید که با ایشان کار را جلو می‌بریم و مزاحم شما هم نمی‌شویم. 
به یاد دارم ایشان آقای دکتر رژ را معرفی کردند. دکتر رژ یکی از مسئولین حزب دموکرات کردستان است. ما شام خوردیم که مهمان آقای بارزانی بودیم. تا نماز صبح نیروهای جمهوری اسلامی و امکانات ایران با چندین پرواز در فرودگاه اربیل به زمین نشستند. به این سرعت کار انجام شد. بنده با حاج قاسم رفته بودم تا اربیل برویم و برگردیم. یک باره به آقای بارزانی گفت: آقای مسجدی اینجا بماند که کنار آقای دکتر رژ باشد و اگر کاری داشتید کمک کند.
من هم نگاهی به ایشان کردم که چنین قراری نداشتیم. گفتند: نه! شما اینجا بمانید و من هم اجرا کردم؛ این ماندن ۴۵ روز شد. به سرعت مناطق را از داعش پس گرفتند؛ چون شهید سلیمانی این نظریه و نظر را داشت که اگر داعش زمین‌گیر و ماندگار شد، آن زمان کندن آن سخت‌تر می‌شود و شهرهایی که از دست رفته بود و مردم متواری شده بودند و از ترس جان خود فرار می‌کردند، در مسیر رفتن به شهر خودشان بازگشتند.
آقای مسعود بارزانی، ریاست اقلیم کردستان عراق، اعلام کردند: من واقعاً نمی‌دانم چطور از جمهوری اسلامی تشکر کنم، با چه بیان و با چه زبانی تشکر کنم. هم رسماً اعلام کرد و هم نامه‌ای برای ریاست‌جمهوری اسلامی ایران نوشت و رسماً از حضور نیروهای ما و کمک به برخورد با داعش، تشکر کرد. من هم بعد از ۴۵ روز و بعد از آرام شدن منطقه به شهید سلیمانی زنگ زدم و کسب اجازه کردم، گفت: شما می‌توانید برگردید.
kh57.ir