امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

مواجهه درست با دشمن

در هفته‌های اخیر، «ونس» دو گزاره‌ی تازه و بسیار مهم را وارد ادبیات سیاسی - امنیتی آمریکا کرده است؛ گزاره‌هایی که اگرچه در ظاهر پراکنده‌اند؛ اما در عمل دو ضلع یک پروژه‌ی واحد را شکل می‌دهند:  
یک:خرابکاری در ایران به‌عنوان بخشی از پروژه‌ی فشار اقتصادی  
دو: سخن گفتن از آخرالزمان و مبارزه با دجال
گزاره‌ی نخست، یعنی احتمال خرابکاری، با توجه به ضریب نفوذ موساد در ایران و وضعیت دستگاه‌های اطلاعاتی که هنوز در مرحله‌ی «چابک‌سازی» قرار دارند! از منظر عملیاتی دور از دسترس نیست. خرابکاری در نقاط حساس، می‌تواند حتی در سطح خود، معادله‌سازی کند و فضای اقتصادی - روانی کشور را دچار نوسان نماید. این همان نقطه‌ای است که باید برای آن معادله‌ی جدید ترسیم کرد.
گزاره‌ی دوم، یعنی ورود به ادبیات آخرالزمانی و دجال‌محور، بخشی از همان الگوی فشار روانی - هویتی است که جریان‌های سیاسی آمریکا برای بسیج پایگاه اجتماعی خود استفاده می‌کنند. این ادبیات، در ظاهر مذهبی است؛ اما در عمل، کارکرد امنیتی دارد: ایجاد دوگانه‌ی خیر و شر و مشروعیت‌بخشی به تروریسم.
مواجهه‌ی درست با سناریوی خرابکاری، باید در سطح معادله‌سازی متقابل باشد. به بیان دقیق‌تر، به ازای هر خرابکاری، باید اقدامی معادل و اثرگذار بر روند اقتصاد جهانی و امنیت منطقه‌ای طراحی شود؛ اقدامی که غیررسمی باشد، زیر آستانه‌ی جنگ گسترده تعریف شود، و پیام خود را بدون ورود به درگیری مستقیم منتقل کند.
این الگو، هم بازدارندگی ایجاد می‌کند، هم هزینه‌ی خرابکاری را برای طرف مقابل بالا می‌برد و هم اجازه می‌دهد ایران بدون ورود به جنگ، معادله‌ی جدیدی را بر منطقه تحمیل کند.
اما آیا می‌شود پا را یک گام فراتر گذاشت؟