امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ماجرای انتقادات یک جانباز از دفتر رهبر شهید انقلاب

سال 70 حضرت آقا به قم مشرف شده بودند و در فیضیه مستقر بودند. در کتابخانه دیداری با جمعی از طلبه‌های جانباز داشتند. بعد آمدند بالا نماز و ناهار و در اتاق استراحت می‌کردند. مرا صدا زدند. رفتم خدمتشان. دیدم یک نامه هفت هشت صفحه‌ای از این کاغذهای بزرگ، با خط ریز نوشته شده بود. این نامه را یک جانباز به ایشان نوشته بود و در همان دیدار به آقا داده بود.
ایشان آن نامه را می‌خواندند. فرمودند این نامه را یکی از این جانبازانی که پایین بودند، به من دادند و نامه‌اش هم مفصل، امّا شیرین است. می‌خواهم همه‌اش را بخوانم. بعد به شما می‌دهم. به آن رسیدگی کنید. بعد فرمودند در این نامه، از دفتر ما گرفته تا بقیه، همه را زیر سؤال برده، هیچ کسی را مصون نگذاشته و خیلی چیزها گفته است!
فرمودند این نامه شیرینی است! خوب، طلبه جانبازی از روی احساس مسئولیت، نامه نوشته، حضرت آقا خوشحال از این بودند! بنابراین کانال‌های مختلف هست که به آقا گزارش‌ها داده می‌شود و ایشان هم مقیدند نامه‌هایی که به دست خود ایشان می‌رسد را بخوانند. خوب، رسانه‌ها و این‌ها هم که هر کدام به نوعی باز مطالبشان خدمت آقا می‌رسد؛ مجله‌ها، رسانه‌ها، کتاب‌ها معمولاً کتاب برای ایشان زیاد می‌آید. گاهی گزارش‌هایی ما می‌فرستیم خدمت حضرت آقا، احساس نمی‌کنیم ایشان بخوانند.
ما فرصت خواندش را پیدا نمی‌کنیم؛ ولی وقتی خدمت ایشان می‌رود، می‌بینیم ایشان این‌ها را خوانده‌اند و رویش دستور داده‌اند. البته عرض کردم این‌ها بعضی نکاتی است که من می‌دانم و طبعاً از همه چیز مطلع نیستم به جهت محدوده مسئولیتی که در دفتر دارم. 
حجت‌الاسلام و المسلمین «احمد مروی»