نامه پدرانه حجتالاسلام قرائتی به دختران ایران اسلامی
«گوهر پاکی و پاکدامنی» خواهرم و دخترم؛ چون نمیدانم دامنه مطالعات و مقدار تحصیلات شما چقدر است، از همه استدلالهای علمی و فنی دوری میکنم و ساده و خودمانی حرف میزنم و خیلی هم با شما بیگانه نیستم، سالهاست شبهای جمعه، در تلویزیون منزل شما هستم. خواهرم و دخترم! «غفلت» بزرگترین خطر برای انسان است. غفلت از خدا و قیامت، غفلت از جوانی، استعدادها، ارزشها و کرامتهای انسانی، غفلت از جامعه، دوستان و محرومان و غفلت از توطئهها و ترفندهای دشمنان. خواهرم و دخترم! هر چیز و هر کس ما را غافل کند، ما را به خطر انداخته و دشمن ماست و هر چیز و هر کس ما را از غفلت بیرون آورد و هشدار دهد، بهترین دوست ماست. دوست ما، خداوند است که هستی را به ما داد و همه چیز را در اختیار ما گذاشت و به ما عقل، فکر، علم، هدایت، قدرت تشخیص و انتخاب داد و طبیعت را تسخیر ما کرد و کارهای نیکوی ما را چندین برابر خریداری میکند. دوست ما، پیامبر عزیز اسلام است که در روزگاری که دختر مایه ننگ بود و چه بسا زنده به گور میشد، با بوسیدن دخترش، به دختران مقام داد و برای زنان حق مالک شدن، رأی داشتن، تحصیل کردن، انتخاب همسر و نظارت بر امور جامعه، یعنی حق امر به معروف و نهی از منکر قائل شد و زن را مثل مرد، مستعدّ رسیدن به همه کمالات دانست. دوست ما، شهدایی هستند که با قبول جراحت و اسارت و شهادت، دشمن را از این کشور بیرون راندند، تا من و شما هر شب در امنیت استراحت کنیم. اما دشمن ما، شیطان است که پدر و مادر ما، آدم و حوا را به نافرمانی خدا کشاند که نتیجهاش کنار رفتن پوشش آنها شد. آری! اولین پیروی از وسوسه شیطان، نتیجهاش برهنگی بود. دشمن ما، تفکری است که زن را برای کامیابی و هوسبازی میخواهد و تصویر نیمهعریان او را وسیله تبلیغات اجناس قرار میدهد. خواهرم و دخترم! آیا تاکنون به این سؤالات فکر کردهاید: ۱- چرا دشمنان، اسباب پیشرفتهای علمی را از ما بخل و نسبت به آنچه دختران و پسران ما را منحرف میسازد، بخشش میکنند؟ ۲- در دفاع از میهن، مادران محجبه فرزندان خود را به جبهه فرستادند یا زنان بیحجاب؟ 3- اگر امروز به کشور عزیز ما هجومی شود، مردان و زنان باایمان ایستادگی میکنند یا عناصر سست ایمان؟ 4- در همه جوامع بشری، آزار دختران عفیف و پوشیده بیشتر است یا دختران رها و لاابالی؟ 5- اگر برادر شما بنای ازدواج داشته باشد و شما را وکیل خود کند، شما دختری را انتخاب میکنید که هر روز خود را در معرض نگاه جوانان هرزه قرار داده، یا کسی که عفاف و حجاب او کاملتر و از چشم هوسبازان به دور بوده است؟ 6- آمار طلاق، افت تحصیلی، افسردگی و اضطراب، امراض روانی و مقاربتی، سقطجنین، فرار از خانه، اسراف و تجملگرایی، گناه و بیبندوباری در میان دختران پاک و عفیف بیشتر است یا دختران رها و لاابالی؟ خواهرم و دخترم! حجاب از ضروریات دین است و شما بحمداللَّه فرزند اسلام هستید. امروز هزاران دختر تحصیلکرده با حجاب کامل به عالیترین درجات علمی رسیدهاند و با حضور خود در عرصههای علمی، سیاسی و اقتصادی، نشان دادهاند که حجاب، مانع فعالیتهای اجتماعی و رشد و پیشرفت نیست. خواهرم و دخترم!
اگر هر چیز را انکار کنیم، مرگ را نمیتوان انکار کرد. من و شما دیر یا زود باید پاسخگوی کارهای خود در برابر خدا باشیم. در «حجاب کامل» رضای خدا، پیامبر خدا و امامان معصوم است؛ ولی در کشف حجاب و ولنگاری، رضای شیطان و افراد لاابالی و چشمچرانان هرزه است.
خواهرم و دخترم! مگر شما خود، طلا و جواهرات قیمتی را در پوشش قرار نمیدهید و آنها را از دسترس نااهلان دور نگه نمیدارید؟ چه گوهری گرانبهاتر از وجود خود شما است؟ چرا خود را ارزان در برابر هر چشمی قرار دهید؟ مگر نه این است که چشمان ناپاک، شما را برای خودشان میخواهند و خدا شما را برای خودتان میخواهد؟ خواهرم و دخترم! اگر جلوهگری امروز شما دلربایی کرد و علاقه مردی را به همسرش کم کرد، فردا زن زیبایی با جلوهگری خود، دل شوهر شما را خواهد ربود و رونق زندگی شما را کم خواهد کرد. خواهرم و دخترم! لباس و آرایش فریبنده شما در خیابان، زخمی را در دل فقرایی که این نوع لباسها را ندارند، به وجود خواهد آورد که با آه خود، از شما انتقام خواهند گرفت. خواهرم و دخترم! مراقب دوستان خود باشید؛ زیرا بعضی غافل و گول خوردهاند. خیال میکنند بیحجابی نشان تمدن است یا گمان میکنند جلب توجه و نگاه دیگران، به سود آنهاست. خیال میکنند جلوهگری گناه سادهای است؛ ولی نمیدانند چه بسا آرامش خانوادهای را به نگرانی تبدیل میکند.
ماهیت یک هویت جعلی
آمنه عسکری منفرد
[۱].مسئلهی زن در هر مکتب فکری، محصول جهانبینی، معرفتشناسی و انسانشناسی آن مکتب است. در جوامع غیرالهی الگوهای ارائه شده برای زن، محصول تفکر ناشی از معرفت مادی است و تا جایی پیش رفته که زن را یا موجودی ناتوان و ناقص برمیشمارد که وجودش کاملکنندهی مرد به شمار میرود و یا با نگاهی کاسبگرایانه و اقتصادی، وسیلهای برای اطفاء شهوت محسوب میشود. جریان دفاع از حقوق زن در غرب، پایهی تشکیل مکاتب فکری و عملی فمینیسم شد و از آنجا که از سالها قبل جریان صهیونیزم طبق مفاد ۲۴ مادهای شیوهنامهی یهودی، به دنبال برآورده شدن آرزوی یهود، یعنی برتری بر تمدنهای عالم و حذف تمدن اسلام به عنوان تمدن برتر از جهان بوده، از بستر فمینیسم برای جهانیسازی تفکر خویش استفاده کرد تا به وسیلهی آن، ایدئولوژی شیطانی خود را گسترش دهد.
[۲].جریان یهود با بهرهگیری از اصول مدرنیسم از جمله؛ اصل فردگرایی، لذتگرایی و تساوی حقوق زن و مرد، پایههای فمینیسم را در جامعهی غربی بدینسان پایهریزی کرد و با بلندکردن عَلَم حقخواهی زن، او را وارد صحنه کرد. همچنان که پس از انقلاب اسلامی در ایران نیز، موج فمینیستی با ظاهری اسلامی به دنبال توجیه آموزههای دینی با رویکرد روشنفکرانه و فمینیستی بود، تا با جداسازی این قشر تاثیرگذار انقلاب از قرآن و عترت و آموزههای اسلامی، او را فریب دهد. این در حالی است که در گرایشهای متنوع فمینیسم که طی دو موج از سال ۱۷۸۹ میلادی شروع شد، زنها حتی دارای حقوق اولیهی انسانی هم نبودند، تا جایی که وقتی بعد از انقلاب فرانسه اعلامیهی حقوق بشر نگاشته شد، حتی نامی از حقوق زنان به میان نیامد و اعدام با گیوتین، پاسخ تنها زنی شد که به دنبال این حق بود.
[۳].در حقیقت در طول تاریخ، زن میان دو ستم قرار گرفته که این هر دو ستم، در یک جمله با هم اشتراک داشتند و آن "تحقیر زن" است. یکی ستمی بود که برای زن حق حیات، اظهارنظر و تلاش قائل نشدند و به اشکال مختلف او را از صحنههای فعالیتهای زندگی و اجتماعی عقب راندند و همچون جاهلیت، مانع تعلیم و تعلم و رشد او شدند و جریان دوم جریانی است که زن را به عنوان وسیلهای برای عشرت و تمتع و با نام «حقوق زن و آزادی» به میدان آوردند و او را از صحنهی تاثیرگذاری در عالم جدا ساخت. این از آنجا بود که مبانی فکری فمینیسم که برگرفته از آموزههای مکاتب اومانیسم (انسانمداری)، سکولاریسم (جدایی دین از سیاست)، لیبرالیسم، فردگرایی، لذتگرایی و نسبیتگرایی است، با شعار خودبسندگی عقلی و بیاعتنایی به حجیت وحی، برابری زنان با مردان و نفی تمایزهای جنسیتی، به میدان آمد.
[۴].اما مکتب اسلام با حمایت از جایگاه و شخصیت انسانی زن، میان زن و مرد از نظر استعدادهای طبیعی، مسئولیتها، نقشها و حقوق، مشابهت قائل نشده؛ بلکه با تدبیر حکیمانهی الهی، دو مدار مختلف برای حرکت آن دو تنظیم کرد که ظرفیتهای وجودی هر یک را متناسب با کارکردهای مورد انتظار، مقرر و میان تکوین و تشریع هماهنگی کامل برقرار ساخت تا هریک از دو جنس از هویت خویش فاصله نگیرد. از این جهت فعالان حقوق زنان مسلمان نیز به دنبال احیای هویت زن هستند تا به واسطهی آن، بتوانند حقوق حقهی زن در جامعه را احیا کنند. این حقوق، مطابق لوازمی است که به طور طبیعی در وجود او نهاده شده است، در حالی که در تفسیر فمینیستی از زن، از او به عنوان ابزار و وسیله استفاده شده، تا بر مبنای ایدئولوژی فمینیسم به اسم آزادی از او بهرهکشی شود. طبق تعالیم اسلامی، زن وجودی مؤثر، متعالی و تعالیبخش دارد؛ به عنوان مثال در آیه ۱۲ سوره ممتحنه که بیعت زنان با رسول خدا و حضور اجتماعی آنان را به تصویر میکشد، همچنین آیه ۵۹ سوره احزاب که پوشش را برای زنان واجب میداند و آیه ۳۰ همان سوره که چشمچرانی را منع میکند و آیه ۳۳ احزاب که خودنمایی و تبرج زنان را برای نامحرم ممنوع اعلام میکند؛ همگی دلالت بر جواز حضور زن در جامعه با رعایت شرایط خاص را دارد. همچنین طبق روایات موثق، حضور حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) برای بیان احکام در مسجد و در جنگ احد در کنار زنان دیگر و یا حضور کاروان حضرت زینب در کربلا و رسالت پرچمداری ایشان بعد از واقعه عاشورا، نشان از جواز نقش اجتماعی زنان به معنای تقسیم کار اجتماعی در اسلام را دارد و ادعای ما این است که بر اساس آموزههای اسلام که ایدئولوژی خود را بر پایهی شناخت انسان از خود و تعیین نقش خویش در آفرینش چیده است، نقش زن معین شده است و طبق تاکیدات آیات الهی مبنی بر خودشناسی و خودآگاهی، «هویت زن» به عنوان یک انسان، تنها در ارتباط با پروردگار معنا مییابد و این نقطهی مقابل اومانیسم و آموزههای فمینیسمی است. چراکه آموزههای الهی اسلام، «انسان» را مرکز آفرینش میداند و مقام «خلیفه الهی» برای نوع انسان، والاترین جایگاهی است که برای هر فرد اعم از زن و مرد تعریف شده است و او به دلیل برخورداری از نعمت عقل و اختیار نسبت به سایر موجودات، شایستهی آن گشته است.
[۵].در منظر اسلامی، هستی هدفمند است و در راستای این اهداف، انسانها دارای نقشهای معینی هستند؛ از جمله اینکه زن در جهانبینی الهی با بهرهگیری از احکام اسلامی که هم ناظر به شخصیت فردی و هم کارکرد مسئولیتهای اجتماعی در جهت نیل به قرب الهی است، با شناخت تواناییهای خود و ایمان به تاثیر انتخاب و افعال در مقیاس جهانی، حق انتخاب دارد. زیرا او خوب میداند جزئیترین عملش، اثر اجتماعی و تمدنی دارد، بنابراین با دوری از الگوی فمینیست که به دنبال «مرد واره کردن» زن، با شعار آزادی و به عنوان یک امتیاز برای او شمرده میشود، دست به انتخاب میزند تا جایگاه خویش را در آفرینش دریابد. نکتهی مهم این است که در تعریف این الگو، محدودیت در نقش اجتماعی برای زن نهتنها منکر نیست؛ بلکه در قالب وظیفه و تکلیف، گاه واجب عینی به شمار میرود که بیتوجهی به آن، عواقب جبرانناپذیری را برای جامعه به همراه خواهد داشت. زن مسلمان با انتخاب «عفاف»، «حجاب» و «دوری از مردوارگی» که زن را به مشاغل گوناگون که با ساختمان جسمی و روانی و فکری او سازگار نیست و گاه مختص مردان است - ولی در تفکر فمینیسم به عنوان امتیاز برای زن شمرده میشود و گاه او را وسیلهای برای التذاذ جنسی مردان و یا عرضه شدن و هرز شدن تبدیل میکند - دوری میکند و به این وسیله ارزش وجودی خود را حفظ مینماید. آری! زن مسلمان میداند که میتواند مستقیم یا غیرمستقیم در فضای تصمیمسازی و تصمیمگیری و اجرا در جامعه نقش داشته باشد و نقش تمدنی خود را ایفا کند و لازمهی این امر، «شناخت هویت زن» توسط خود زنان میباشد که با شناخت و حفظ آن، در دنیای ابر رسانهی فعلی - که هر لحظه به دنبال تولید فرهنگهای بیاصل و ریشه هستند - مسیر تعالی خویش را حفظ کند تا نقش تمدنی زن مسلمان را به شایستگی ایفا کند.