دبیر سرویس فرهنگی و اجتماعی
این مسئله یک «دو گانه» صِرف نیست؛ بلکه عمدتاً به صورت یک رابطه طولی (رابطه هدف و وسیله) دیده میشود و باید گفت انتخاب هر کدام، کاملاً تابع هدف نهایی یعنی «احیای دین» و «امر به معروف و نهی از منکر» است و بر اساس مقتضیات زمانی، مکانی و نوع مخاطب تعیین میشود
در بیانیهی «گام دوم انقلاب» که سند راهبردی آیندهی نظام است، مقاومت نهفقط یک واکنش نظامی؛ بلکه مجموعهای از مؤلفههای اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی تعریف شده است؛ مؤلفههایی مانند «جهاد علمی»، «اتکا به توان داخلی»، «استقلال اقتصادی»، «روحیهی جهادی» و «تمدنسازی» همگی در راستای راهبُرد مقاومت برای ساختن یک تمدن نوین اسلامی تعریف میشوند
همیشه صلح یا همیشه جنگ؟ روشن است که صلح به عنوان یکی از اهداف آرمانی فطری نوع بشر، همواره مطلوب بوده است؛ چراکه در پرتو آن، ابعاد مختلف انسانی میتواند رشد یابد و به کمال برسد. رسیدن به کمال در سایه آرمانهای فطری همچون آسایش، رفاه، صلح، بهداشت، زندگی سالم، عدالت و... بهتر میسر میگردد. از همین رو در ادعیه اهل بیت (علیهمالسلام) نیز اینگونه درخواستها بسیار دیده میشود.
با این حال، و بر اساس منابع تاریخی و روایی، این مسئله یک «دو گانه» صِرف نیست؛ بلکه عمدتاً به صورت یک رابطه طولی (رابطه هدف و وسیله) دیده میشود و باید گفت انتخاب هر کدام، کاملاً تابع هدف نهایی یعنی «احیای دین» و «امر به معروف و نهی از منکر» است و بر اساس مقتضیات زمانی، مکانی و نوع مخاطب تعیین میشود. از همین رو امام حسن (علیهالسلام) صلح میکنند و امام حسین (علیهالسلام) بیعت نمیپذیرند و میجنگند. منطق هر دو، یکی است: حفظ دین برای هدایت و نجات انسانها. صلح بر این اساس، یک راهبُرد آگاهانه برای حفظ دین در شرایط اضطرار است.
اما هنگامی که انحراف به حدی برسد که اصول بنیادین دین و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به طور کامل زیر پا گذاشته شود و حجت بر همگان تمام گردد، مقاومت به یک «تکلیف شرعی» و «فریضه الهی» تبدیل میشود. نهضت عاشورا دقیقاً همین نقطه را نشان میدهد؛ جایی که امام حسین (علیهالسلام) فرمودند: «إنّی لَمْ أخْرُجْ أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، و إنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فی أمَّةِ جَدّی...»؛ من برای فساد و ظلم خروج نکردم؛ بلکه برای اصلاح در امت جدم خارج شدم. در اینجا، مقاومت تا پای جان، عین «سازش ناپذیری با باطل» و «قیام برای احیای امر به معروف» است. بنابراین عاشورا نه نفی صلح؛ بلکه «تعیین خط قرمز» برای حفاظت از دین بود، همانطور که صلح امام حسن (علیهالسلام) نیز نه نفی مقاومت؛ بلکه «مدیریت بحران» برای حفظ سرمایههای دین بود.
جمهوری اسلامی و مقاومت برای حفظ دین
بر اساس چارچوب فکری فوق میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران، مصداق عینی همان «مقاومت برای حفظ اصول دین» در شرایط انحراف کلی است، با این تفاوت اساسی که اینبار، مقاومت در قالب حفظ و حراست از یک نظام اسلامی مستقر تعریف میشود، نه صرفاً قیام علیه یک حکومت جائر.
۱. تطابق با معیار «خط قرمز»: حفظ اصل دین و اسلام
امام حسین (علیهالسلام) در شرایطی قیام کردند که «کیان اسلام» در خطر بود و حجت بر همگان تمام شده بود. در اندیشهی بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز، این معیار بهعنوان مبنای اصلی مقاومت مطرح است. امام خمینی (ره) با تأسی به قیام عاشورا، بر این باور بود که در مواقعی که اساس دین در معرض خطر است، تکلیف، «مقاومت» و «قیام» است، نه «صلح» و «تقیه». ایشان صراحتاً فرمودهاند: «اصول اسلام در معرض خطر است؛ قرآن و مذهب در مخاطره است؛ با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب. ولو بلغ ما بلغ»
(صحیفه امام، ج 1 ، ص 178)
بنابراین، جمهوری اسلامی که خود را حافظ و مجری احکام اسلام میداند، در تقابل با جبههی استکبار که آن را تهدیدی برای این کیان میبیند، در همان جایگاه «مقاومت برای احیای دین» قرار میگیرد.
۲. «سفینهی نجات»: تداوم کشتی اهل بیت (علیهمالسلام)
رهبر شهید انقلاب، جمهوری اسلامی را نه یک پدیدهی مستقل؛ بلکه بهعنوان حلقهای از سلسلهی هدایت اهل بیت (علیهمالسلام) معرفی میکنند. ایشان در تبیین حدیث معروف «سفینهی نوح» که اهل بیت را به کشتی نجات تشبیه میکند، میفرمایند: «ملت ایران بداند در این دریای طوفانیِ این منطقه و این دنیا -این طوفان، امروز به اروپا هم رسیده است؛ فرانسه را ملاحظه کنید؛ کشورهای اروپایی هم اسیر طوفانند- در این طوفانی که دنیا را و بخصوص منطقه را فراگرفته است، ملّت ایران به برکت اسلام در کشتی امن محبّت اهلبیت و اسلام قرار گرفتهاند.»(بیانات در دیدار با خانواده شهدا در تاریخ ۲۱ آذرماه ۱۳۹۷).
در این نگاه، انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، همان کشتی نجات در دریای طوفانی فتنهها و انحرافات است؛ بنابراین، «مقاومت» در برابر دشمنان این نظام، عین «سوار بودن بر کشتی اهل بیت» و «نجات از غرقاب» تلقی میشود، و هرگونه تردید در آن، بهمنزلهی کنارهگیری از این کشتی دانسته میشود. چنانکه شهید قاسم سلیمانی نیز جمهوری اسلامی را حرم میدانست؛ آنهم حرمی که حفظ آن موجب حفظ دیگر حرمها و آسیب رسیدن به آن موجب آسیبرسانی به سایر حرمها میشد.
۳. «مقاومت» بهمثابه راهبُرد کلان و تمدنساز
مقاومت در جمهوری اسلامی، یک راهبرد کلان و مستمر است. در بیانیهی «گام دوم انقلاب» که سند راهبردی آیندهی نظام است، مقاومت نهفقط یک واکنش نظامی؛ بلکه مجموعهای از مؤلفههای اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی تعریف شده است؛ مؤلفههایی مانند «جهاد علمی»، «اتکا به توان داخلی»، «استقلال اقتصادی»، «روحیهی جهادی» و «تمدنسازی» همگی در راستای راهبُرد مقاومت برای ساختن یک تمدن نوین اسلامی تعریف میشوند. این نگاه، مقاومت را از یک واکنش مقطعی، به یک پروژهی سازنده و فراگیر برای تحقق اهداف عالیهی اسلامی تبدیل میکند.