امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

صفحه یک 1295

کم‌توجهی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای به ضرورت خروج ایران از NPT   

حسین شریعتمداری

برخی از خبرها حکایت از آن دارند که در جریان تبادل پیام‌ها میان ایران و آمریکا که از طریق میانجی‌های قطری و پاکستانی صورت پذیرفته است، بیشترین اصرار آمریکا آن است که برنامه هسته‌ای کشورمان نیز بخشی از موضوع مذاکرات باشد و در این خصوص پیشنهادهایی نیز ارائه داده‌اند که در حال حاضر بیشترین تأکید آمریکا روی رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد در ایران و یا در یک کشور ثالث و اجازه بازرسی از تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است و اما، در این سوی ماجرا، مسئولان محترم کشورمان با الهام از دیدگاه هوشمندانه رهبر معظم انقلاب، این طرح فریبکارانه را با قاطعیت رد کرده و بر تحقق ۷ شرط پیشنهادی ایران اسلامی تأکید ورزیده‌اند. در این باره اشاره به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:
۱- آمریکا و رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرده بودند که اصلی‌ترین هدفشان از حمله نظامی به ایران، براندازی نظام بوده است و تأکید داشتند که اولاً؛ حداکثر ظرف دو هفته به این خواسته خود خواهند رسید! ثانیاً؛ پس از حمله به ایران، مردم علیه حاکمیت جمهوری اسلامی دست به شورش خواهند زد! و ثالثاً؛ به حیات گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه و جهان خاتمه خواهند داد! آمریکا اما، نه‌فقط به هیچ‌یک از اهداف رسماً اعلام شده خود نرسید؛ بلکه در تمامی موارد یادشده، با نتیجه‌ای معکوس روبه‌رو شد. جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها آسیبی ندید؛ بلکه به چهارمین (و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب اولین) قدرت بزرگ جهان تبدیل شد. پیش‌بینی دوهفته‌ای جنگ، به ۸ ماه کشیده شد و آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند. مردم به حمایت از اسلام و ایران به میادین و خیابان‌ها آمده و بی‌نظیرترین تجمعات تاریخ را رقم زدند که امروز دویست و چهل و هشتمین روز خود را سپری می‌کند. بحران اقتصادی سراسر آمریکا و اروپا را فرا گرفته است. آمریکا و رژیم صهیونیستی به منفورترین دولت‌ها تبدیل شده‌اند و این در تعریف شناخته‌شده نظامی یعنی شکست سخت آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن و اما، برنامه هسته‌ای ایران در میان اهداف اعلام شده آمریکا جایی نداشت و یا دست‌کم اینکه جایگاه برجسته‌ای نداشت و سؤال این است که چرا اکنون به اصلی‌ترین خواسته آمریکا تبدیل شده است؟! بخوانید!
۲- اصرار آمریکا برای گنجاندن برنامه هسته‌ای کشورمان در قاب «یک شرط» را می‌توان و باید برخاسته از شکست سختی دانست که در جنگ با ایران متحمل شده است. آمریکا این شرط را با دو هدف مشخص دنبال می‌کند؛
اول؛ سرپوش نهادن بر شکست سخت و ناکامی در رسیدن به تمامی (تأکید می‌شود تمامی) اهدافی که رسماً با عنوان انگیزه حمله به کشور عزیزمان اعلام کرده بود و لاف‌های گزافی که در این خصوص زده بود. ترامپ با پیش کشیدن شرط برنامه هسته‌ای ایران که در اهداف اعلام‌شده نبود، در پی آن است که پایان جنگ را به‌اصطلاح با یک دستاورد(!) رقم بزند و به تعبیر جان مرشایمر، خروج آبرومندانه از جنگ داشته باشد!
دوم؛ این روزها تقریباً تمامی کارشناسان و صاحبنظران برجسته دنیا اعتراف کرده و می‌کنند که حمله نظامی آمریکا به ایران، احمقانه بوده است و نه‌فقط، ادعای ابرقدرتی آمریکا را فرو ریخته است؛ بلکه ترامپ را به منفورترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا نیز تبدیل کرده است. آمریکا - و نه ترامپ! زیرا ترامپ احمق‌تر از آن است که توان این‌گونه محاسبات را داشته باشد - با پیش کشیدن شرط هسته‌ای، قصد دارد که برای حمله ناکام به ایران، «علت» و «دلیل» موجهی دست و پا کند! این‌گونه بهانه‌تراشی‌ها از سوی آمریکا بی‌سابقه نیست و یکی از نمونه‌های شناخته‌شده آن را در حمله بوش پسر به عراق می‌توان آدرس داد. آمریکا هیچ بهانه‌ای برای حمله به عراق نداشت؛ ولی از آنجا که (به زعم خود) به این حمله نیاز داشت، وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق را بهانه کرد و در توضیح این حمله، پای حمایت از متحدان منطقه‌ای خود را به میان آورد.
پاسخ منفی ایران به درخواست آمریکا را که برگرفته از تأکید رهبر معظم انقلاب است، بایستی یکی از هوشمندانه‌ترین و حکیمانه‌ترین اقداماتی دانست که در مقابل ترفند موذیانه آمریکا به کار گرفته شده است. حضرت ایشان تأکید فرموده بودند که برنامه هسته‌ای ایران نباید بخشی از مذاکرات و یا شرایط باشد. 
۳- و اما پیش از این درباره ضرورت خروج ایران از معاهده «منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای - NPT» یادداشت‌ها و گزارش‌های مستندی داشته‌ایم که متأسفانه با بی‌توجهی غیرقابل انتظار دست‌اندرکاران وقت روبه‌رو شده بود و بازخوانی آن‌ها، مخصوصاً در حال و هوای این روزها بی‌مناسبت نیست و دست‌کم نشان می‌دهد که کم‌توجهی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان به ضرورت خروج ایران از NPT چه خسارت‌های بزرگی را به کشورمان تحمیل کرده است. شرح آن بماند برای فرصت‌های بعدی و به امید پیشگیری از خطای محاسباتی دیگر.
 
پیام صریح آبانی؛ آغاز با دشمن، پایان با اراده آهنین ایران
 حسن رشوند
دیدار آبان‌ماه فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و فرمانده معظم کل قوا را از دو جهت باید بررسی کرد؛ یکی اینکه این دیدار اولین دیدار رسمی اعلام‌شده با ترکیب فرماندهان ارشد نظامی با حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدّ ظلّه العالی) است و از جنبه دیگر؛ در شرایطی این دیدار انجام شد که جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نظامی آن، ۸ ماه است با تمام توان در مقابل دشمنان متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی و دنباله‌های منطقه‌ای آن‌ها تا پای جان ایستاده‌اند؛ بنابراین، این دیدار را نباید در ردیف دیدارهای معمول و ادواری نظامی که همواره وجود داشته، طبقه‌بندی کرد. متن تدابیر ابلاغ‌شده، از یک «تغییر مرحله‌ای» در دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران حکایت دارد؛ تغییری که می‌توان آن را در این گزاره راهبردی خلاصه کرد: دشمن شاید بتواند درباره آغاز تجاوز به ایران عزیز تصمیم بگیرد - که البته با توجه به شکست خفت‌باری که تاکنون متحمل شده، از این پس در استفاده از همین گزینه نیز تردید وجود دارد -؛ اما هیچ‌گاه قادر نخواهد بود زمان، جغرافیا و شرایط پایان آن را تعیین کند.
فرمانده معظم کل قوا در این دیدار، پاسخ به هر سطح و نوعی از تهدید را «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» دانستند و تصریح کردند در صورت آغاز دوباره حملات نظامی یا تروریستی، نیروهای مسلح و ملت ایران زمان و شرایط پایان درگیری را تعیین خواهند کرد. هم‌زمان، فرماندهان ارشد نظامی از آمادگی در خلیج‌فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای شمال غربی و جنوب شرقی و نیز تولید چندبرابری انواع مهمات و تجهیزات شناسایی، پشتیبانی و رزمی گزارش دادند؛ بنابراین، پیام این دیدار صرفاً یک هشدار لفظی یا مانور رسانه‌ای نبود؛ بلکه بر یک پشتوانه عملیاتی و میدانی استوار بود. در رابطه با این دیدار مهم و تدابیر رهبر معظم انقلاب چند نکته قابل‌ذکر است:
۱- در روزهایی که واشنگتن و تل‌آویو، بار دیگر لاف در غریبی می‌زنند و از احتمال حمله و «ازسرگیری عملیات» سخن می‌گویند، رسانه‌های آمریکایی نیز گزارش داده‌اند که مقام‌های آمریکایی از برخی دولت‌های منطقه خواسته‌اند خود را برای احتمال اقدام نظامی جدید علیه ایران و پیامدهای پاسخ تهران آماده کنند. همچنین گزارش‌های دیگری از طراحی گزینه‌های مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله مجدد پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا داده‌اند؛ هرچند، میانِ داشتن گزینه نظامی، اراده سیاسی و توان مدیریت پیامدهای جنگ، فاصله بسیار است و دشمن اکنون بیش از هر زمان دیگری با همین فاصله دست‌به‌گریبان است؛ اما مهم‌ترین پیام این دیدار را می‌توان پاسخی عملیاتی به دشمنی دانست که احیاناً در سر، سودای خیال‌های خام دیگری دارد.
۲- آمریکا و رژیم صهیونیستی در تبلیغات خود تلاش می‌کنند چنین وانمود کنند که همچنان قادرند با یک عملیات محدود، اهدافی مشخص را منهدم کنند و سپس، بدون پرداخت هزینه‌ای متناسب، صحنه درگیری را ترک نمایند. تدبیر جدید فرمانده معظم کل قوا دقیقاً همین توهم را هدف گرفته است. «پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی» یعنی جغرافیای پاسخ ایران را جغرافیای تجاوز دشمن، شبکه پشتیبانی آن و نوع دارایی‌های به‌کارگرفته‌شده تعیین می‌کند، نه خطوط قرمزی که طراحان جنگ در پنتاگون یا اتاق عملیات تل‌آویو برای مصون نگه‌داشتن خود ترسیم کرده‌اند.
۳- مفهوم بازدارندگی، با داشتن سلاح به‌تنهایی محقق نمی‌شود. بازدارندگی هنگامی شکل می‌گیرد که دشمن به سه موضوع یقین پیدا کند: نخست؛ ایران توان شناسایی منشأ تهدید را دارد. دوم؛ اراده پاسخ‌گویی آن قطعی است و سوم؛ پاسخ ایران از نظر زمان، مکان و نوع هدف، برای دشمن قابل‌مهار و پیش‌بینی نیست. تأکید رهبر عظیم‌الشأن انقلاب بر «آمادگی رزمی هوشمندانه»، «تقویت معماری اطلاعات نظامی»، «تعمیق دفاع بومی» و «به‌روزرسانی بانک اهداف»، اجزای همین معادله سه‌گانه است که در این دیدار ترسیم شده است و در روزی که خبر دیدار با فرماندهان ارشد نظامی و تدابیر معظم‌له به نیروهای مسلح منتشر می‌شود، برای اولین‌بار در تاریخ انقلاب اسلامی پیامی به مناسبت سالروز «عملیات ذوالفقاری» در نهم آبان ۱۳۵۹ در آبادان و عوامل فتح و پیروزی ملت ایران و هوشیاری و ایستادگی ملی به‌عنوان رمز غلبه بر دشمن متجاوز صادر می‌شود و مقابله روزهای اول دفاع مقدس ملت ایران با دفاع مقدس سومی که ۸ ماه است با حضور نزدیک به ۲۵۰ شب تجمع خیابانی این ملت انجام شده، نشان از پیوند عمیق نیروهای مسلح در میدان و «تعمیق دفاع بومی» این ملت به‌عنوان راهبرد دفاعی کشور دارد.
۴- تعبیر «دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن» نیز باید با دقت مورد مطالعه قرار گیرد. دارایی دشمن فقط ناو، پایگاه هوایی، انبار مهمات یا مرکز فرماندهی نیست. اعتبار سیاسی، شبکه فرماندهی و کنترل، سامانه‌های ارتباطی، زیرساخت‌های اطلاعاتی، توان حمایت از متحدان، امنیت سرمایه‌گذاری و تصویر قدرت شکست‌ناپذیر نیز بخشی از دارایی‌های راهبردی دشمن محسوب می‌شود. وقتی بانک اهداف، همه این سطوح را دربرگیرد، طراح تجاوز نمی‌تواند هزینه جنگ را به چند هدف نظامی یا یک منطقه جغرافیایی محدود کند.
۵- گزارش‌های رسمی آمریکا، خود حاکی از آن است که ایران، با وجود خسارت‌های واردشده، همچنان هزاران موشک و پهپاد در اختیار دارد که قادرند نیروها و شرکای واشنگتن را در سراسر منطقه مورد آماج حملات برق‌آسای خود قرار دهند. گزارش‌های کنگره آمریکا همچنین از فشار واردشده بر ذخایر مهمات این کشور و بروز مشکلاتی در ظرفیت تولید این تسلیحات حکایت دارند. به بیان روشن‌تر، آنچه در تبلیغات دشمن «انهدام توان ایران» معرفی می‌شود، در ارزیابی‌های داخلی خود آمریکایی‌ها به‌عنوان یک تهدید پابرجا و پرهزینه شناخته می‌شود و ایران اسلامی از این دارایی و امکانات مهم برخوردار است و دیدار فرماندهان ارشد نظامی کشور و تدابیر فرمانده معظم کل قوا نشان می‌دهد برای استفاده از این امکانات و دارایی‌ها، جمهوری اسلامی حتماً برنامه منسجم دارد. از این رو، رجزخوانی‌های تازه واشنگتن و تل‌آویو را نباید نشانه اعتمادبه‌نفس آن‌ها دانست. بخش مهمی از این تهدیدها تلاشی برای بازسازی هیمنه پوشالی ازدست‌رفته، تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و تحمیل جنگ روانی بر جامعه ایران است. دشمنی که در دستیابی به پیروزی سریع ناکام مانده، ناگزیر است شکست راهبردی خود را با عملیات روانی، تهدیدهای مبهم و بزرگ‌نمایی توان نظامی بپوشاند.
۶- اما در اینجا یک تفاوت بنیادین بین ما با دشمن وجود دارد. اینکه ایران امروز فقط با اتکا به موشک، پهپاد یا توان دریایی خود سخن نمی‌گوید. مهم‌ترین پشتوانه بازدارندگی ایران، پیوند میان «میدان نظامی» و «میدان مردمی» است. حضور هشت‌ماهه مردم در صحنه و ۲۴۵ شب ایستادگی پیوسته مردم در خیابان‌ها، نشان داد محاسبه دشمن درباره شکاف میان مردم و مدافعان کشور، محاسبه‌ای وارونه بوده است. گزارش‌های منتشرشده نیز از تداوم این حضور شبانه به‌عنوان نمادی از استقامت اجتماعی حکایت دارد. این همان نقطه‌ای است که دستگاه محاسباتی دشمن بارها در فهم آن شکست خورده است. دشمن گمان می‌کرد فشار نظامی، تحریم اقتصادی، جنگ شناختی و تحریک مزدوران داخلی، مردم را از این نظام و دفاع از آن در کنار نیروهای نظامی جدا خواهد کرد؛ اما نتیجه معکوس شد. همان مردمی که از گرانی، ضعف مدیریت، تبعیض و برخی نابسامانی‌های اقتصادی گله‌مندند، در برابر متجاوز خارجی در کنار پرچم، خاک و نیروهای مسلح خود ایستاده‌اند. این تفکیک هوشمندانه میان «مطالبه‌گری داخلی» و «مقابله با دشمن خارجی»، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی و امنیت ملی ایران عزیز است که از امام شهید به ارث مانده است.
۷- پیوند میان ملت ایران با نیروهای مسلح، در سطح منطقه نیز با «وحدت ساحات» تکمیل می‌شود. مقاومت در لبنان، یمن، عراق، فلسطین و دیگر جغرافیاهای منطقه، واحدهای یک ارتش کلاسیک نیستند که از یک اتاق فرمان اداره شوند؛ بلکه ملت‌هایی هستند که تجربه مشترکی از اشغال، تحقیر، مداخله خارجی و سلطه‌طلبی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند. ارزش راهبردی این جبهه در همین تکثر جغرافیایی و وحدت هدف نهفته است. وحدت ساحات به این معناست که دشمن نمی‌تواند یک جبهه را منزوی و سپس آن را به‌تنهایی نابود کند. هرگونه توسعه جنگ، می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را در عرصه‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی، دریایی، اطلاعاتی و اجتماعی فعال کند. گزارش‌ها از آماده‌باش بازیگران منطقه‌ای و احتمال گسترش پاسخ‌ها در صورت حمله جدید نیز نشان می‌دهد که حتی تحلیلگران خارجی، جنگ با ایران را یک نبرد محدود و قابل‌محصور نمی‌دانند. کمااینکه امروز این هماهنگی را در یمن قهرمان و حزب‌الله همیشه پیروز شاهد هستیم.
۸- امروز نظم یک‌جانبه‌ای که آمریکایی‌ها به گمان خود برای منطقه غرب آسیا طراحی کرده بودند، در حال فروپاشی است. آمریکا هرچند خود را قدرت بزرگ جهانی تعریف می‌کند؛ اما همین قدرت دیگر قادر نیست بدون محاسبه هزینه‌ها، جنگی را آغاز کند و پایان مطلوب خود را بر دیگران تحمیل نماید. رژیم صهیونیستی نیز با وجود برخورداری از حمایت سیاسی، اطلاعاتی و تسلیحاتی غرب، بیش از گذشته به پشتیبانی مستقیم آمریکا وابسته شده است. همین وابستگی، برخلاف تبلیغات تل‌آویو، نشانه قدرت مطلق نیست؛ بلکه گواه محدودیت در استقلال عملیاتی و ناتوانی در مدیریت یک جنگ فرسایشی و چندساحتی است؛ بنابراین، تدابیر فرمانده معظم کل قوا در دیدار با فرماندهان ارشد نظامی، از همین واقعیت پرده برداشت. دوره‌ای که دشمن می‌توانست بزند و بگریزد، پایان یافته است و اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر آتش جنگ را روشن کنند، دیگر خودشان درباره دامنه و پایان آن تصمیم نخواهند گرفت. جمهوری اسلامی ایران نه خواهان جنگ است و نه از جنگ استقبال می‌کند؛ اما میان «پرهیز از جنگ» و «هراس از جنگ» فاصله‌ای بزرگ وجود دارد. جمهوری اسلامی، اولی را نشانه «عقلانیت» و دومی را زمینه «تجاوز» می‌داند.
۹- بنابراین، پیام نهم آبان رهبر حکیم و فرمانده کل قوا روشن، صریح و غیرقابل‌تحریف است. دست ایران روی ماشه است و اجازه نمی‌دهد دست متجاوز برای تعیین قواعد جنگ باز باشد. پاسخ، فوری خواهد بود؛ اثرگذار خواهد بود؛ جغرافیای آن را دشمن تعیین نخواهد کرد؛ و مهم‌تر از همه، پایان درگیری زمانی رقم خواهد خورد که امنیت پایدار ایران تضمین و اراده تجاوز در دشمن درهم شکسته شود و ملتی که ۲۴۵ شب در خیابان ایستاده، نیروهای مسلحی که توان تولید و آمادگی خود را چند برابر کرده و جبهه مقاومتی که از تنگه هرمز تا سواحل دریای سرخ امتداد دارد، با تهدید و رجزخوانی به عقب رانده نمی‌شود. اگر دشمن اشتباه محاسباتی دیگری مرتکب شود، آغاز ماجرا شاید با او باشد؛ اما این ایران است که درباره پایان آن تصمیم خواهد گرفت.