امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

صفحه یک 1290

در بیانیه مجلس خبرگان رهبری بیان شد:
آمران و عاملان شهادت امام شهید امت، مهدورالدم هستند
مجلس خبرگان رهبری در بیانیه‌ای تبیینی به مناسبت هفته دفاع مقدس و رویدادهای داخلی و منطقه‌ای، دغدغه‌ها و مطالبات این مجلس را بیان کرد:
مردم عزیز و انقلابی ایران اسلامی سلام و رحمت خداوند بر شما؛ 
در آستانه سالگرد دفاع مقدس ۸ ساله و آغاز سال تحصیلی جدید مراکز علمی کشور و با درود به ارواح پاک شهیدان انقلاب اسلامی به‌ویژه امام و قائد شهید امت و آرزوی طول عمر با عزت برای رهبر عزیز انقلاب و فتح قریب برای همه رزمندگان و قوای مسلح قهرمان و تبریک پیروزیهای درخشان مجاهدان شجاع یمن اینک که بیش از ۲۰۰ روز از حضور بی نظیر و تاریخ‌ساز شما در عرصه خیابان می‌گذرد و این حضور آگاهانه توانسته است توطئه‌ها و نقشه‌های شوم دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان را خنثی نماید و رزمایش بزرگ جانفدایان اقتدار و صلابت مردمی نظام اسلامی را در برابر چشم جهانیان قرار داده است نکاتی را در ارتباط با وضعیت کنونی کشور و منطقه تقدیم می‌کنیم:
۱. خداوند را بر وجود با برکت رهبر وامام عظیم الشأن امت حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه ای (مدظله العالی) که با مدیریت و پیام‌های امیدبخش و به هنگام خویش مسیر حرکت نظام را تبیین می‌کنند سپاسگزاریم و بار دیگر همه آحاد ملت را به حفظ انسجام و اتحاد حول محور ولی فقیه و رهنمودهای راهگشای ایشان به‌عنوان تنها محور وحدت سفارش می‌کنیم.
۲. از مسئولان محترم انتظار داریم که ضمن قدرشناسی از صبوری و همراهی مردم عزیز همه همت و تلاش خود را در جهت خدمت بیشتر و کاهش مشکلات معیشتی و حفظ ارزش پول ملی و حفظ آرامش و ثبات بازار به‌کار گیرند زیرا بدون تردید یکی از اهداف دشمن سوء استفاده از مسائل اقتصادی جهت ایجاد بحران اجتماعی است.
۳. باتوجه به جنگ ترکیبی و همه جانبه دشمن استمرار حضور مردم مبعوث در صحنه خیابان تا حصول پیروزی قاطع ملت ضرورتی انکار ناپذیر است.در حال حاضر هیچ اقدامی که در جهت تضعیف این حضور باشد پذیرفته نیست. باید در برنامه‌ریزیها ماهیت مردمی و تنوع و تکثر طبیعی این تجمعات همراه با مدیریت بهینه و انعطاف‌های لازم محفوظ بماند.
۴. تجربه چند ماه گذشته بار دیگر نشان داد که در برابر دشمن متجاوز راهی جز جهاد و مقاومت وجود ندارد و با شیطان بزرگ و همدستان پلیدش نمی‌توان به تفاهم رسید. آیه شریفه: " فَلاتَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ" (محمد/۳۵) مسیر ما را روشن کرده است و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب در این زمینه ملاک قانونی و راهنمای اساسی است و هر سخن تفرقه افکنانه، ناسنجیده، ناهماهنگ یا مخالف سیاست‌های اعلام شده به ویژه سخنان اخیر درباره رفراندم و صلح شرافتمندانه در برابر تهاجم دشمنی که درمیانه مذاکرات به کشور عزیز ما حمله کرده و به جز تسلیم محض به چیز دیگری راضی نمی‌شود، به معنای تسلیم در برابر دشمن و تشویش افکار عمومی و جرمی نابخشودنی است. انتظار می‌رود که نهادهای مسئول به ویژه قوه قضاییه با قاطعیت به وظایف قانونی خود در این زمینه و در برابر تفرقه افکنان و مرجفون عمل کنند.
۵. هم‌چنانکه رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) بیان فرموده‌اند جمهوری اسلامی ایران در راستای خط مشی رهبر شهید انقلاب اسلامی، دفاع از جبهه مقاومت و مجاهدان مظلوم و مقتدر آن به‌ویژه مقاومت اسلامی لبنان را سیاست راهبردی خود می‌داند و در این راستا از همه مسئولان انتظار می‌رود که به تکلیف الهی خود متعهد و عامل باشند. حمایت از حزب الله مجاهد و قهرمان و انصارالله شجاع و سرافراز وظیفه‌ای است که نباید به هیچ وجه و در هیچ شرائطی مورد غفلت مسئولان قرار گیرد.
۶. گسترش غیر عادی ناهنجاری‌های فرهنگی در کشور نشان دهنده فعالیت سازمان یافته دشمنان در ترویج ابتذال و آلوده کردن جامعه با هدف تخریب و فروپاشی پایه‌های اخلاقی و بنیان‌های اجتماعی است و هوشیاری مسئولان محترم فرهنگی و امنیتی را طلب می‌کند. نمونه‌هایی از هنجارشکنی‌ها که متاسفانه در جلسات و مجامع رسمی و اماکن عمومی و با مجوز و حتی حضور برخی مسئولان اجرایی اتفاق افتاده است نیازمند بررسی و پیگیری توسط مجاری ذی ربط است و عوامل این اقدامات بایستی مورد مؤاخذه جدی قرار گیرند؛ لذا شورای عالی امنیت ملی و دبیر محترم آن هم انتظار می‌رود که اقدام لازم جهت رفع موانع ابلاغ قوانین مربوط به این موضوع را دنبال نمایند.
۷. در همین جا لازم است از اقدامات ارزشمند رسانه ملی در رساندن پیام مقاومت بی‌نظیر و روایت مظلومیت و اقتدار ملت ایران در رویارویی با دشمنان قسم خورده و امپراطوری رسانه‌ای آنها تشکر کنیم. نادیده گرفتن جانفشانی‌ها و تلاش‌های شبانه روزی مدیران و کارکنان رسانه ملی در این مقطع حساس به دور از انصاف و عدالت است. تهاجم گسترده و هماهنگی که در روزهای اخیر به رسانه ملی صورت گرفته و می‌گیرد یا ناشی از غفلت و یا برآمده از اغراض سیاسی و جناحی است و در هر حال اقدامی ناروا و برخلاف مصالح ملی است. از رسانه ملی انتظار می‌رود نسبت به ارتقای فرهنگ عمومی و ارزش‌های دینی به ویژه در زمینه عفاف و حجاب اهتمام بیشتر بورزد.
۸. چنانکه می‌دانیم موضوع ساماندهی فضای مجازی از دغدغه‌های مهم امام شهید رضوان الله علیه بود و در همین راستا فرمان تشکیل شورای عالی فضای مجازی را صادر فرمودند، ولی با کمال تعجب اخیراً‌ شاهد ساختار سازیهای موازی و تصمیمات خارج از ضابطه و قانون در این زمینه هستیم و برخی اخبار از جمله خبر لغو ممنوعیت فعالیت دستگاههای دولتی در پیام رسانهای خارجی نشان از طراحی سیاست‌های نگران کننده‌ای برای این عرصه حساس کشور است. از آنجا که دشمنان فرهنگ و هویت و امنیت کشور برنامه‌ها و طراحی‌های خطرناکی برای این موضوع داشته و دارند از مسئولان محترم درخواست می‌شود که با درک دغدغه‌های مردم مؤمن و با پای‌بندی به ساختارهای قانونی نسبت به ساماندهی و اصلاح این عرصه حساس و راهبردی اقدام کنند.
۹. ایران اسلامی به همه فرزندان آن که خواهان اعتلای کشور هستند تعلق دارد و آغوش وطن برای آنان گشوده است ولی حساب خائنان و وطن فروشانی که سالها در خدمت دشمنان کشور بوده‌اند و به مقدسات دینی و ملی مردم اهانت کرده‌اند حسابی جداگانه است و جرائم و خیانت‌های آنان قابل فراموشی نیست و از دستگاه‌های مسئول انتظار می‌رود که به پرونده‌های این اشخاص با جدیت رسیدگی شود. از مسئولان کشور انتظار می رود که در اظهارنظرها و اقدامات خود در این زمینه حساسیت‌های لازم را کاملاً‌ در نظر داشته باشند.
۱۰. بار دیگر یادآور می‌شویم همه جنایتکارانی که به خود جرأت دادند و دست پلیدشان را به خون پاک شهیدان عزیز ما از جمله شهدای میناب و لامرد و سیریک و... آلوده ساختند و به‌ویژه آمران و عاملان شهادت امام شهید امت مهدورالدم شمرده می‌شوند. در رأس این قاتلان رئیس جمهور فاسد و کودک خوار آمریکا و نخست وزیر پلید و کودک‌کش رژیم جعلی صهیونیستی قرار دارند و پیگیری این انتقام و مجازات بر همه کسانی که دسترسی به این جانیان داشته باشند واجب عقلی و شرعی است. تأکید می‌شود که غفلت از این تکلیف الهی روا نیست و هرگونه اهمال در این زمینه به معنای بی اعتنایی به بازدارندگی دفاعی و نادیده گرفتن حقوق و امنیت ملت ایران است.
در پایان طول عمر با عزت امام امت و سربلندی روزافزون ملت سرافراز ایران و موفقیت مسئولان خدمتگزار و پیروزی نهایی رزمندگان فداکار را از خدای بزرگ مسئلت داریم.
 
روش‌شناسی پایان دائمی جنگ 
سعدالله زارعی
در هفته سالگرد اولین دفاع مقدس و در متن سومین دفاع مقدس قرار داریم. جبهه استکباری در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ در حالی که تنها یک سال و نیم از تأسیس نظام جمهوری اسلامی گذشته بود و هر کشوری پس از تحولی بنیادین به زمانی بیش از این برای سامان دادن به نظم جدید نیاز دارد، به ایران حمله نظامی کرد و برای اسقاط نظام جدید همه قواعد انسانی از جمله عدم استفاده از سلاح کشتار جمعی را زیر پا گذاشت.
صدام حسین چندین سال بعد از پایان جنگ و در زمانی که تاریخ مصرف او برای آمریکا و عوامل آن تمام و به سیبلی برای تمرین برنامه‌های واشنگتن در پسانظام دوقطبی تبدیل شده بود اعتراف کرد، غرب که از وقوع انقلاب ایران به وحشت افتاده بود جنگی هشت‌ساله را بر ایران و عراق تحمیل کرد تا امکانات دو کشور مستهلک شده و راه برای تسلط مطلق آمریکا و رژیم اسرائیل بر منطقه هموار گردد. این اعتراف صریحی است از سوی کسی که پس از دیدار دونالد رامسفلد معاون وزیر دفاع وقت آمریکا از بغداد، ۱۸ لشکر منظم و مجهز عراق را برای اسقاط شش‌روزه نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران به سمت مرزهای غربی ما به حرکت درآورد. البته اشتباه است اگر حمله روز پایانی شهریور ۵۹ را فقط از زاویه جنگ نیابتی ببینیم چرا که در این جنگ فقط عراق با ایران وارد جنگ نشد بلکه آمریکا، اروپا، رژیم جنایتکار صهیونی و اغلب دولت‌های عربی و بعضی دیگر از دولت‌های غیرعرب منطقه هم به‌صورت مشارکت فعال در جنگ و بستن راه‌های دستیابی ایران به سلاح‌های متعارف و حتی سلاح‌های بسیار ابتدایی وارد عمل شدند. بعضی اسناد منتشرشده در کشورهای غربی مشارکت‌کننده در جنگ علیه ایران، حجم سلاح‌های به‌کاررفته در جنگ علیه ایران از سوی چند کشور غربی بیش از ۳۰۰ هزار تن و ارزش آن را دست‌کم ۹۶ میلیارد دلار ذکر کرده‌اند.
چند هفته پس از آغاز جنگ و در زمانی که مشخص شد ایران به‌رغم شرایط طبیعی پس از یک انقلاب بزرگ، می‌تواند ایستادگی کرده و با فرسایشی کردن جنگ بر آن غلبه نماید، نغمه توقف جنگ و نه پایان آن در سطح مجامع بین‌المللی آغاز شد و این در حالی بود که بخش وسیعی از خاک ایران در اشغال نظامی قرار داشت! در این شرایط به جای آنکه عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغال‌شده در جنگ و اعلام مسئولیت آغازگر جنگ که عادلانه‌ترین شکل رسیدگی به تجاوز علیه یک کشور می‌باشد، صحبتی در میان باشد، از جمهوری اسلامی خواسته می‌شد توقف جنگ را بپذیرد و برای حقوق خود با عراق وارد مذاکره شود! معنای این حرف روشن بود، در شرایطی که هیچ کشور نمی‌تواند آزادسازی سرزمین خود را به مصالحه بگذارد و در قبال صلح سرزمین بدهد، پیشنهاد توقف جنگ، از یکسو برای آن مطرح می‌شد که پس از آن مسئولیت جنگ از دوش متجاوزان برداشته شود و بر دوش قربانی جنگ قرار گیرد. از سوی دیگر هدف از طرح این پیشنهاد نابهنگام این بود که پس از آنکه در اسقاط نظام اسلامی از طریق صرف جنگ دچار تردید شدند، ایران را وارد شرایطی کنند که به مرور جدایی بخش‌های مهمی از سرزمین خود را بپذیرد و با آن کنار بیاید و ضمناً دستش زیر ساطور غرب بماند و بداند برای رفع مسائل خود و یا مبتلا نشدن به مشکلات جدید باید فرمت اداره غرب بر منطقه را بپذیرد و از خیال استقلال چشم بپوشد.
اگر فضای کنونی جنگ سوم را با فضای یکی دو سال اول جنگ هشت‌ساله مقایسه کنیم می‌بینیم نسخه یکی است؛ تلاش برای متوقف کردن ایران و انداختن دوباره طوق وابستگی به سیاست‌های استعماری بر گردن آن. صدالبته مشکل غرب الان این است که نمی‌تواند درک کند که وقتی ایران با مختصات سال‌های ۵۹ و ۶۰ زیر بار نرفت چطور در این جنگ در حالی که به پیروزی‌های شگرفی دست پیدا کرده و کمر ارتش آمریکا و ناتو و دولت‌های منطقه‌ای وابسته به آن‌ها را شکسته زیر بار می‌رود؟
مواجهه امام خمینی عظیم‌الشأن با پیشنهادات صلح تا پیش از پذیرفتن قطعنامه پایان جنگ این بود که آنچه مطرح می‌شود بر خلاف ظاهر آن صلح نیست، مشروعیت بخشیدن به تجاوز است و خود این مقدمه‌ای بر راه افتادن جنگ بعدی علیه ایران است. ایشان می‌فرمودند، خب جنگی علیه ایران راه افتاده است، در این‌جا صحبت کردن از مصالحه با طرفی که با جنگ به جنایات علیه یک ملت دست زده است، با منطق آمریکا که قدرت‌طلبی است و در این قدرت‌طلبی، جنایت به‌عنوان یک ابزار مؤثر توجیه می‌شود، می‌خواند اما با منطق یک ملت رشید و با منطق اسلام که دنبال صلح برای بشریت است و لازمه آن مقاومت در برابر متجاوز است، نمی‌خواند. آنگونه که در صفحه ۶۹ جلد ۱۸ صحیفه امام آمده و در اواسط جنگ بیان شده، امام می‌فرمایند «اگر مهلت داده شود به این خبیث، آن روزی که مهلت پیدا کند و تجهیز قوا بکند، بدتر از اول به سرزمین شما حمله می‌کند. آن‌ها صلح آمریکایی می‌خواهند و ما صلح اسلامی می‌خواهیم.»
آنگونه که از مطالب مندرج در جلدهای ۱۶، ۱۸ و ۲۱ صحیفه امام برمی‌آید، بر اساس منطق و منشأ امام راحل عظیم‌الشأن؛ اولا جنگ باید برای همیشه تمام شود نه اینکه یقه دشمن در وسط کارزار رها شود و فرصت بازگشتی قدرتمندانه‌تر پیدا کرده و ضرباتی سنگین‌تر بزند، ثانیا پایان جنگ باید با تنبیه متجاوز همراه شود تا کشور به مرحله بازدارندگی برسد و بتواند پس از آن به امور مختلف مردم خود سر و سامان بدهد، ثالثاً پایان جنگ باید با پرداخت خسارت‌های معنوی - خونخواهی - و مادی به طرفی که مورد تهاجم قرار گرفته توأم باشد، رابعاً باید حاکمیت کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته است، بر همه سرزمینش مستقر شود و خامساً برای همه این موارد تضمین معتبر وجود داشته باشد.
اگر چه امام درباره نحوه پایان جنگ علی‌الاصول نظر دیگری داشتند و اعضای شورای امنیت سازمان ملل را عامل یا شریک در تجاوز به ایران می‌دانستند و لذا پایان جنگ از مسیر این شورا را دارای اعتبار و ضمانت لازم نمی‌دانستند، بر مبنای آنچه آن را «تکلیف الهی» و «تشخیص مصلحت» خواندند، پایان جنگ از این مسیر را پذیرفتند اما در پیام خود بدین مناسبت که حقاً به «پیام استقامت» معروف شد تصریح فرمودند جمهوری اسلامی بر مواضع خود ایستاده و اطمینان دادند که هیچ چیز میان جبهه اسلام و کفر تغییر نکرده است. ناگفته نماند قطعنامه ۵۹۸ بر خلاف هفت قطعنامه قبلی شورای امنیت سازمان ملل که درباره جنگ ایران و عراق صادر شده بودند، بخش قابل توجهی از نظرات امام راحل را در خود جای داده بود که شامل این موارد است؛ پایان دائمی جنگ، عقب‌نشینی نیروهای متجاوز از همه خاک ایران و در واقع حفظ تمامیت ارضی کشور و فراهم شدن زمینه رسیدن ایران به بازدارندگی طولانی‌مدت نظامی. بعد از پایان این جنگ در مرداد ۶۷ به مدت نزدیک به چهار دهه، ایران در فضای بازدارندگی قرار گرفت و علی‌رغم آنکه در طول این دوران جنگ‌ها و حوادث امنیتی زیادی در منطقه به وقوع پیوست اما ایران توانست امنیت و ثبات خود را حفظ کند.
وضعیت جنگ سوم در شروع، در جبهه شکل‌دهنده به تجاوز، در طرح موضوعات و در منطق ایستادگی ایران، شباهت زیادی به جنگ هشت‌ساله دارد البته با تفاوت‌های چشمگیری که در قدرت ایران و در نوع جنگیدن طرفین پدید آمده است.
الان هم در دو طرف صحبت از صلح می‌شود اما باز همان حکایت صلح آمریکایی و صلح اسلامی است که امام راحل می‌فرمود و در صفحه ۸۸ جلد ۱۶ صحیفه آمده است. یک صلح حفظ استخوان لای زخم که منشأ تجاوز جدید به ایران است که امام آن را صلح آمریکایی خواندند و یک صلح به تعبیر ایشان صلح اسلامی است که با پایان یافتن دائمی جنگ در همه جبهه‌های مقاومت از ایران تا کرانه باختری فلسطین، رسیدن به بازدارندگی نظامی همه ارکان جبهه مقاومت، حفظ تمامیت ارضی ایران که الان مظهر آن حفظ حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز، خلیج ‌فارس و دریای عمان است و تنبیه متجاوزین که مهم‌ترین آن تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا از شعاع هزار کیلومتری اطراف ایران می‌باشد. اگر امام راحل یا امام شهید الان سکان اداره کشور را در دست داشتند همین‌ها را به‌عنوان «صلح اسلامی» - نه به معنای زرورقی برای تسلیم در برابر دشمنان متجاوز با عنوان جعلی صلح شرافتمندانه - دنبال می‌کردند و این‌ها از جمله مواردی است که امام سید مجتبی خامنه‌ای دامت برکاته به نمایندگی از ملت و به‌عنوان تکلیفی الهی و مصلحت رساندن کشور به بازدارندگی دائمی نظامی دنبال می‌نمایند. با عنایات خداوند و استقامت ملت و دولت و ابتکارات نظامی جبهه مقاومت دیری نخواهد پایید که دشمن علی‌رغم زورگویی‌های امروزی‌اش به آن تن بدهد.