امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

صفحه یک 1286

سریال سیگنال‌های ضعف در بدنه اجرائی و تیم اطلاع‌رسانی دولت

سخن گفتن از «وفاق ملی» و ضرورت انسجام، شاه‌بیت کلام رئیس‌جمهور بوده و هست؛ اما متأسفانه آنچه این روزها از بدنه اجرائی و تیم اطلاع‌رسانی دولت به گوش می‌رسد، نه‌تنها بوی وحدت نمی‌دهد؛ بلکه آراسته به ادبیاتی تفرقه‌افکن و دشمن‌شادکن است.
سخن گفتن از «وفاق ملی» و ضرورت انسجام، شاه‌بیت کلام رئیس‌جمهور در نخستین روزهای آغاز به کار دولت بوده و هست؛ پرواز بر بال همدلی و یکپارچه‌سازی ظرفیت‌های گوناگون کشور که همواره مورد استقبال دلسوزان انقلاب و نظام قرار گرفته است. چنان‌که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نیز در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، قاطعانه بر ضرورت حراست از این «انسجام اجتماعی» تأکید کردند. اما متأسفانه آنچه این روزها از برخی تریبون‌ها، بدنه اجرائی و تیم اطلاع‌رسانی دولت به گوش می‌رسد، نه تنها بوی وحدت نمی‌دهد؛ بلکه آراسته به ادبیاتی تفرقه‌افکن، تضعیف‌کننده و دشمن شادکن است.
در شرایطی که دشمن خارجی پس از ۲۰۰ روز ایستادگی، راه به جایی نبرده و حتی رسانه‌های غربی نظیر «گاردین» اذعان می‌کنند که «ایران در برابر افزایش فشار، تسلیم نه، منسجم‌تر می‌شود»، شنیدن برخی مواضع شتاب‌زده و ناامیدکننده از درون بدنه اجرائی، مایه تعجب و تأمل است. بررسی مجموعه اظهارنظرهای مطرح‌شده نشان می‌دهد که نوعی رویکرد آسیب‌زا در بدنه اطلاع‌رسانی و حواشی دولت در حال شکل‌گیری است.
پخش ویدئویی از جلسه هیئت دولت که در آن رئیس‌جمهور خطاب به رئیس صداوسیما گفت: «آقای جبلی! اصلاً صداوسیما را نگاه نمی‌کنم؛ وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود. من که زندگی‌ام را می‌خواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کرده‌ام، ببینید مردم چه نگاهی دارند. ما در حال حاضر بیشتر از همیشه به حفظ وحدت و انسجام و یکصدایی نیاز داریم.»، علنی‌شدن نقدها در فضای عمومی را به محملی برای سوءاستفاده رسانه‌های دشمن تبدیل ساخت.
از سوی دیگر، موضع‌گیری‌های ساختارشکنانه یوسف پزشکیان و برخی مقامات اجرائی، بر این گمانه‌زنی‌ها دامن زد. پسر رئیس‌جمهور در دفاع از معاون اجرائی ناآماده و بدسابقه رئیس‌جمهور در ادعایی عجیب نوشت: «حمله به قائم‌پناه، نشانه توسعه نیافتگی ماست!» و اضافه کرد: «غنی‌سازی نه اصول دینه و نه ناموس ما». وی سپس مدعی شد منافع ما در غنی‌سازی نیست و باید آن را متوقف کنیم و این شبهه را مطرح ساخت که «اگر منافع ما در توان پهپادی و موشکی نیست، از آن دست برداریم!».
در همین رابطه، اظهارات رئیس‌جمهور در گفت‌وگوی تلویزیونی نیز به چشم می‌خورد که مدعی شد: «اگر تحریم ادامه پیدا کند، گرانی افزایش می‌یابد، صادرات و واردات 25 تا 35 درصد کاهش پیدا کرده است و واردات خیلی کمتر شده است. معنی این حرف برای کسانی که اقتصاد می‌دانند معلوم است. من نمی‌خواهم آن را باز کنم؛ اما وقتی می‌گویند، تحریم هیچ اثری ندارد! نمی‌دانم چه بگویم؛ یعنی واقعاً عقل هم خوب چیزی است». همچنین فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در موضعی شگفت‌آور اعلام کرد: «انتشار اطلاعات میزان فقر مردم، نیاز به مجوز شورای عالی امنیت ملی دارد».
تکمیل‌کننده این مواضع ناهمگون، سخنان محمدجعفر قائم‌پناه بود که در اظهاراتی قابل تأمل که بوی تسلیم محض می‌دهد، گفت: «من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا می‌خواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم!... چرا صنایع ما را بزند؟ چرا راه‌های ما را بزند؟ چرا پالایشگاه و عسلویه ما را بزند؟ برق زدن، پالایشگاه زدن یعنی بیکاری زیاد شود... خردمندی این است که هدفی که می‌توانید با کمترین هزینه انجام دهید...».
این سخنان، که در برخی تحلیل‌ها «ترجمه ساده سازش» و پذیرش کامل خواسته‌های دشمن تعبیر شده، با انتقاد تند دلسوزان انقلاب مواجه شده است. منتقدان معتقدند که چنین رویکردی با روحیه استقلال‌طلبی و ایستادگی مردم ایران در برابر فشارهای خارجی، همخوانی ندارد.
این نگاه‌ها، در تضاد با رویکردی است که از مسئولان می‌خواهد تنها در چارچوب تخصص و مسئولیت‌های تعیین‌شده خود اظهارنظر کرده و از ورود به مباحثی که نیازمند اشراف کامل بر ابعاد مختلف امنیتی، سیاسی و بین‌المللی است، پرهیز کنند. 
مجموعه این اظهارات نشان‌دهنده یک «خطای محاسباتی» اساسی است. آمریکا به هیچ معادله‌سازی پایبند نیست و تا وقتی مجبور نشود، کاری را انجام نمی‌دهد. تعلیق غنی‌سازی، واگذاری تنگه یا هر خواسته دیگری از این دست، باعث نمی‌شود آمریکا از جنایت دست بکشد. راه درست، گرفتن حقوق ملت ایران با هماهنگی و وحدت میان همه ارکان کشور است و هرگونه اظهارات تضعیف‌کننده در بدنه اجرائی، لطمه مستقیم به این انسجام وارد می‌سازد.
تمام این مواضع ضعیف و سیاه‌نمایی‌ها در حالی مطرح می‌شود که مسائل اقتصادی و معیشتی در صدر دغدغه‌ها و اولویت‌های مردم نستوه و مقاوم ایران قرار دارد و رهبر معظم انقلاب نیز با پیام خود بر آن صحه گذاشته‌اند. حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای در پیام به مناسبت هفته دولت، منطق روشن اسلام و انقلاب را در برابر این پندارهای اشتباه قرار دادند.
ایشان در رد این تصور نادرست که عقب‌نشینی در برابر دشمن مانع تجاوزگری او می‌شود، صریحاً فرمودند: «دشمن قسم‌خورده این ملّت، سعی می‌کند این‌طور القاء کند که مسیر آبادانی و پیشرفت، از تبعیّت از او و خواسته‌های نابه‌جایش می‌گذرد؛ در حالی که مشاهده آنچه او در ادوار گذشته حتّی سال‌ها قبل از انقلاب اسلامی بر سر این کشور و منابع آن آورده، خلاف این را نشان می‌دهد.»
همچنین رهبری در پاسخ به دوگانه‌سازی‌ها و طرح پیشنهاداتی چون توقف غنی‌سازی و توان موشکی، قاطعانه اعلام کردند: «بی‌تردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملّی و عمومی و هر نوع دوگانه‌سازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگ‌طلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارت‌هایی بی‌واسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم می‌تواند همان تأثیر را به‌جا بگذارد؛ لذا بنده قاطعانه اعلام می‌کنم که ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
علاوه بر این، در شرایطی که برخی مسئولان و حواشی دولت با اظهاراتی نظیر آمار تحریم و پنهان‌سازی فقر، به انتشار ناامیدی می‌پردازند، رهبر انقلاب تأکید کردند: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.» ایشان کلید اصلی حل مشکلات معیشتی، تورم و گرانی را نه در چشم‌داشت به خارج؛ بلکه در «تکیه هرچه بیشتر به تولید داخلی» و اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی دانستند.
خنثی‌سازی جنگ شناختی دشمن و تکالیف مسئولان ملتی که شش ماه پس از آغاز جنگ، خیابان را به میدان وحدت تبدیل کرده، برای ائتلافی که قرار بود با جنگ، محاصره و فشار اقتصادی ایران را به زانو درآورد، یک پیام روشن دارد؛ جنگ را نمی‌توان با موشک به پایان رساند؛ اما دشمن پیام را گرفته است. وقتی میدان نظامی، فشار اقتصادی و جنگ روایت به نتیجه مطلوب نرسیده، متخاصمان سراغ نقطه‌ای می‌روند که بتوانند هزینه پیروزی را برای ایران از درون افزایش دهند؛ یعنی ضربه زدن به وحدت ملی.
تحلیل تحرکات ۶۰ روز اخیر نشان می‌دهد دشمن با درک محدودیت‌هایش، تمام توان خود را بر نبرد شناختی متمرکز ساخته تا با بی‌اثر جلوه دادن اقتدار تنگه هرمز، محدودسازی توان مقاومت، ایجاد محاصره دریایی، فرسایش اتحاد مقدس و تحریک نارضایتی‌های خیابانی، تاب‌آوری ملی ایرانیان را تضعیف کند. این خیال باطل در حالی است که بر اساس اذعان نهادهای اطلاعاتی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران از مرحله حفظ بقا عبور کرده، تاب‌آوری ملی خود را ارتقا داده، حاکمیتش بر تنگه هرمز استمرار یافته و از موقعیت پاسخ محض، به سطح افزایش ابتکار عمل راهبردی و تعیین هزینه جنگ و دیپلماسی ارتقا یافته است.
در چنین آوردگاه حیاتی و سرنوشت‌سازی، صیانت از این سرمایه عظیم ملی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند هوشیاری همه‌جانبه و مرزبندی شفاف در دستگاه اجرائی است. ولایت‌پذیری واقعی در شعار و تکرار فرمایشات رهبری معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه در گام نهادن عملی در مسیر اولویت‌های نظام، گره‌گشایی از سفره و معیشت مردم، اقامه عدالت و تحکیم اعتماد عمومی جلوه‌گر می‌شود. تاب‌آوری ملت نه با برجسته‌سازی ضعف‌ها؛ بلکه با پاسخگویی، کار شبانه‌روزی و روایت قدرت به دست می‌آید.
از این رو، هشدار صریح دلسوزان انقلاب به رئیس‌جمهور محترم این است که مراقب نفوذ جریان «وحدت‌شکن» و آراسته به ادبیات انفعال در بدنه دولت باشید. اجازه ندهید برخی زاویه‌دارها با موضع‌گیری‌های سازش‌کارانه در بدنه اجرائی و تیم اطلاع‌رسانی، دستاوردهای عظیم ملت و نیروهای مسلح در خیابان و میدان را مخدوش ساخته و خوراک تبلیغاتی برای سربازان رسانه‌ای دشمن آمریکایی صهیونی تهیه کنند. حراست از «وفاق ملی» مستلزم پاک‌سازی بدنه تصمیم‌گیری از سیگنال‌های ضعف، انضباط گفتاری مسئولان و تمرکز کامل بر خدمت‌رسانی صادقانه و کارآمد به «ملت مبعوث» ایران است.
 
نصیحت و ناکارآمدی؛ شانه خالی کردن از مسئولیت در پناه وفاق ادعایی   
علی ملک‌زاده
2 سال از آغاز به کار دولت چهاردهم می‌گذرد؛ دولتی که با شعار «وفاق ملی» و وعده حل مشکلات معیشتی مردم روی کار آمد. اما مرور مواضع و پاسخ‌های مسعود پزشکیان در برابر نقدها و فرار از ناکارآمدی‌های موجود، الگویی تکراری و نگران‌کننده را به نمایش گذاشته است. رئیس‌جمهور بارها در مواجهه با مشکلات ساختاری و تورم افسارگسیخته، خطاب به منتقدان و خیرخواهان اعلام کرده است که اگر کسی می‌تواند مشکلی را حل کند، بیاید و من اختیارات لازم را به او می‌دهم!
این موضع‌گیری در ظاهر نوعی گشایش و استقبال از ظرفیت‌ها به نظر می‌رسد؛ اما در واقع، فرار آشکار از مسئولیت قانونی و اجرایی شخص رئیس‌جمهور است. پذیرش مسئولیت قوه مجریه، مستلزم داشتن برنامه، تیم کارآمد و اراده برای حل چالش‌ها و نه تحویل کلید اختیارات به‌محض مواجهه با صخره سخت واقعیت‌هاست.
ابعاد واقعی این دیدگاه زمانی آشکارتر شد که فرزند رئیس‌جمهور ۱۵ مرداد در جمع اهالی رسانه استان آذربایجان شرقی، پرده از معنای واقعی سخنان پدر برداشت. او صراحتاً مدعی شد منظور رئیس‌جمهور از این جملات، ناتوانی خودش نیست؛ بلکه ادعا می‌کند «اینکه آقای رئیس جمهور می‌گوید اگر کسی می‌تواند تورم را کنترل کند، به میدان بیاید، منظورش این نیست که خودش نمی‌تواند. منظورش این است که شدنی نیست.» این توجیه، پیام تلخی به جامعه و نخبگان مخابره می‌کند که نق نزنید، نصیحت نکنید و توصیه‌ای ارائه ندهید؛ چرا که شما از شرایط اجرا بی‌خبرید! این رویکرد، چیزی جز مسدود ساختن باب نقد و نشانه‌ای آشکار از «نصیحت‌ناپذیری» دولت نیست.
بر همین اساس، شعار «وفاق» که دولت مدام از آن دم می‌زند، از مسیر واقعی خود منحرف شده است. وفاق مد نظر این جریان، به معنای «وحدت» حقیقی نیست. وحدت واقعی، بر محور «کلمه حق» و مدار «ولایت» شکل می‌گیرد و دل‌ها را گرد یک هدف مقدس جمع می‌کند. اما وفاقی که امروز از تریبون‌های دولتی تبلیغ می‌شود، ابزاری برای تثبیت تک‌صدایی و بستن دهان خیرخواهان و منتقدان دلسوز است. گویی هر نقدی به عملکرد اجرایی، تخریبِ «وفاق» تلقی شده و شایسته خاموشی است.
این رفتارهای مدیریتی در حالی رخ می‌دهد که در معارف اسلامی و الگوی حکمرانی علوی، رفتاری ۱۸۰ درجه متفاوت توصیه شده است. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) که بی‌خطاترین و کامل‌ترین گوهره حکمرانی تاریخ است، در حکومت خویش از مردم و نخبگان خواست تا او را از «خیرخواهی و نصیحت» محروم نسازند؛ «فأما حقّکم علی فالنصیحة لکم….. و أما حقّی علیکم…النصیحة فی المشهد و المغیب» (خطبه 34 نهج البلاغه): حق شما بر من این است که شما را نصیحت کرده و خیرخواه شما باشم… حق من بر شما آن است که…. در آشکار و پنهان مرا نصیحت کرده و خیرخواهم باشید.
وقتی معصوم و حاکمی در تراز علی (علیه‌السلام) نصیحت‌پذیری را حق مردم و شرط صلاح جامعه می‌داند، چگونه یک دولت غیرمعصوم، خود را بی‌نیاز از توصیه منتقدان می‌بیند؟
در چنین فضایی، الگوی عملیاتی «دولت سایه» که سال‌هاست توسط دکتر سعید جلیلی پایه‌گذاری شده، جلوه‌ای برجسته و عینی از خیرخواهی، نصیحت و کمک به حکمرانی است. دولت سایه نه سازوکاری برای سهم‌خواهی است و نه نهادی برای کارشکنی؛ بلکه پروژه‌ای ملی است که با تکیه بر ظرفیت‌های نخبگانی و مردمی، وظیفه خود را در سه محور «تأیید اقدامات درست»، «تصحیح خطاهای اجرایی» و «تکمیل برنامه‌های ناقص» تعریف کرده است. این سازوکار، مظهر برافراشته داشتن پرچم خیرخواهی برای کم کردن بار مشکلات مردم است.
اگر دولت چهاردهم واقعاً به دنبال بهبود اوضاع اقتصادی، مهار تورم و اداره شایسته کشور است، چاره‌ای جز تغییر مسیر و خروج از پیله تک‌صدایی ندارد. مسئولان اجرایی باید بدانند که پذیرش نصیحت و استفاده از برنامه‌های کارشناسیِ منتقدان، نه ضعف؛ بلکه عین هوشمندی است. از سوی دیگر، آحاد مردم و نخبگان نیز باید به این باور برسند که نصیحت، نقد منصفانه و مطالبه‌گری از دولت، حق مسلم و وظیفه شرعی و ملی آنان است و نباید با برچسب‌های سیاسی، این حربه خیرخواهانه را از دست داد.