اندیشه اصول گرایی با عقلانیت سکولار و عقلانیت مدرن غربی مبارزه میکند نه با مطلق عقلانیت. انقلاب اسلامی برای رسیدن به آرمانهای خویش به دنبال ایجاد یک عقلانیت دیگر است. نقطه اصلی چالش در فضای کنونی، چالش بین آرمانهای انقلاب و پیگیری آن آرمانها با عقلانیت سکولار است، لذا مخالفان جریان اصول گرایی و مخالفان ادبیات امام (ره) و انقلاب، دولت را با تکیه بر عقلانیت مدرن تخطئه میکنند و رفتار دولت را غیرعقلانی، غیرکارشناسانه و غیرعلمی میدانند! در حالی که این رفتار، بدون محاسبه و کارشناسی نیست منتها با کارشناسی مدرن فاصله دارد و میخواهد به بنیادهای دیگری تکیه کند. هر چند جبهه انقلاب اسلامی متأسفانه تاکنون نتوانسته است یک عقلانیت تامه تا سطح برنامههای اجرایی به وجود آورد.
ریزشی که در این مرحله اتفاق افتاد در جبهه کسانی بود که به ساز و کارهای عقلانی مدرن تعلق دارند و با تکیه بر آن در صدد تغییر آرمانهای انقلاب اسلامی هستند تا در نهایت نوعی براندازی نرم را رقم بزنند.
از انتخابات نهم تاکنون و به ویژه در فتنه بعد از انتخابات دهم، پالایشی در درون انقلاب اسلامی در حال رخ دادن است. البته باید تمام توانها به کار گرفته شود که ریزشهای انقلاب اسلامی حتی المقدور کمتر شود و رویشها افزایش یابد و هزینه عبور از این مرحله برای انقلاب اسلامی هزینه قابل قبولی باشد. اما این بدان معنا نیست که این هزینهها، بر علیه انقلاب اسلامی است؛ بلکه لازمه عبور از این مرحله به شمار میرود. ممکن است برخی تلقی کنند که با این حوادث، انقلاب اسلامی تضعیف میشود، ولی به نظر میرسد با پالایش، تهذیب و شدت خلوصی که در درون انقلاب اسلامی به وجود میآید، ناخالصیهای انقلاب اسلامی حذف شده، و از این رو، سبک بال تر و شکوفاتر از گذشته به پیش خواهد رفت و سرانجام به نهادینه شدن ساختار نظام ولایت اجتماعی خواهد انجامید
به عبارت بهتر، همان گونه که اگر انقلاب اسلامی درگیری با کفر را به بیرون از مرزهای خود نبرد و در داخل مرزهای فرهنگی و عقیدتی دنیای استکبار نجنگد، نمیتواند تداوم یابد، اگر در درون نیز خلوص نیابد و بخواهد به لوازم ناخالصیها ملتزم باشد با خطر «انحلال» مواجه خواهد شد.