نرگس علینقیان
یکی از تصمیمهای مهم و تعیین کننده در موفقیت «مختارنامه»، انتخاب هوشمندانه شخصیت محوری داستان است. در میان تعداد زیادی از شخصیتهای حاضر در حوادث پس از واقعه عاشورا، میرباقری شخصیتی را برگزید که ظرفیت بالایی برای شکلگیری یک روایت دراماتیک و پرتعلیق داشت. مختار ثقفی نه تنها یک چهره تاریخی؛ بلکه قهرمانی کاریزماتیک است که داستان او با مفاهیمی چون عدالتخواهی، انتقام و مبارزه گره خورده و همین ویژگیها زمینه علاقه مخاطب را فراهم میآورد.
با وجود گذشت سالها از زمان تولید و پخش این مجموعه، بسیاری از صحنهها، سکانسها و دیالوگهای آن همچنان در واکنش به رویدادهای روز بازنشر میشوند. این مسئله نشان میدهد که سریال توانسته فراتر از یک روایت تاریخی عمل کند و به اثری تبدیل شود که مخاطبان در موقعیتهای مختلف اجتماعی و سیاسی، مفاهیم و مضامین آن را با واقعیتهای پیرامون خود پیوند میزنند.
۱۵ سال از پخش «مختارنامه»، مهمترین سریال تاریخی تلویزیون با محوریت قیام برای خونخواهی امام حسین (علیهالسلام) گذشت و هنوز بازپخشهای متعدد آن به هنگام آغاز ماه عزای حسینی، همان هیجان نخستین پخش را در میان مخاطب به وجود میآورد. این مجموعه تاریخی - مذهبی به کارگردانی داود میرباقری، از ۹ مهر سال ۱۳۸۹ تا ۷ مرداد ۱۳۹۰ به پخش رسید و بازیگرانی چون فریبرز عربنیا، فرهاد اصلانی، مرحوم رضا رویگری، مهدی فخیمزاده، رضا کیانیان و... به ایفای نقش پرداختند.
تاکنون سریالهای مناسبتی مختلفی با محوریت واقعه عاشورا به پخش رسیدهاند؛ اما این مجموعه همچنان جزو فهرست پیشنهادی در هر سال از محرم است. امسال نیز در غیبت آثار مناسبتی، «مختارنامه» با کمی تأخیر روی آنتن شبکه آیفیلم رفت تا جای کاستیهای تلویزیون و فیلمسازان را پر کند.
مسئلهای که شاید هر سال نقل محافل منتقدان هنری باشد این است که چگونه و چرا با گذشت چندین سال، همچنان «مختارنامه» انتخاب نخست بسیاری از مخاطبان ایرانی و حتی تلویزیون است؟ آن هم در زمانهای که برخی کارگردانان دست به ساخت آثار مناسبتی میزنند؛ اما با اقبال مخاطب مواجه نمیشوند.
تاریخ هنوز هم تأثیرگذار است
موفقیت سریال «مختارنامه» را میتوان از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار داد. یکی از مهمترین عوامل این موفقیت، بهرهگیری از ژانر تاریخی و شیوه روایت داستانی آن است. آثار تاریخی به ویژه زمانی که در قالبی نمایشی و دراماتیک ارائه میشوند، ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب دارند. این آثار با بازآفرینی رویدادها و شخصیتهای گذشته، کنجکاوی مخاطبان را برمیانگیزند و فرصتی فراهم میکنند تا آنان دانش خود درباره تاریخ را گسترش داده یا اطلاعات پیشین خود را تکمیل کنند.
قصه منسجم، کشش ایجاد میکند
یکی دیگر از نقاط قوت این سریال را باید در نحوه روایت تاریخ جستوجو کرد؛ جایی که وقایع پراکنده تاریخی در قالب یک داستان منسجم و پرکشش کنار یکدیگر قرار میگیرند و مخاطب را تا انتها با خود همراه میکنند. مختارنامه صرفاً به بازگویی رویدادهای ثبت شده تاریخی بسنده نمیکند؛ بلکه با خلق پیوندهای روایی میان حوادث، شخصیتها و فراز و فرودهای داستان، تجربهای دراماتیک و تأثیرگذار برای مخاطب رقم میزند.
داوود میرباقری نیز موفقیت چنین آثاری را در گرو روایت درست داستان میداند و میگوید: مهمتر از هر چیز این است که یک قصه را خوب تعریف کنیم. اگر بخواهی به مکتوبات تاریخی و وقایع تاریخی اکتفا کنی، به مشکل برمیخوری؛ چون تاریخ فقط نقطه اوج حوادث را ثبت میکند. نکاتی را ثبت میکند که در مسیر یک حرکت تاریخی، نقطه عطف محسوب میشود.
«مختار»، شخصیتی که برای همه جذاب شد
یکی از تصمیمهای مهم و تعیین کننده در موفقیت «مختارنامه»، انتخاب هوشمندانه شخصیت محوری داستان است. در میان تعداد زیادی از شخصیتهای حاضر در حوادث پس از واقعه عاشورا، میرباقری شخصیتی را برگزید که ظرفیت بالایی برای شکلگیری یک روایت دراماتیک و پرتعلیق داشت. مختار ثقفی نه تنها یک چهره تاریخی؛ بلکه قهرمانی کاریزماتیک است که داستان او با مفاهیمی چون عدالتخواهی، انتقام و مبارزه گره خورده و همین ویژگیها زمینه علاقه مخاطب را فراهم میآورد.
خط داستانی انتقام از عاملان شهادت امام حسین (علیهالسلام)، به سریال هدفی روشن و کششی مداوم میبخشد؛ کششی که مخاطب را در انتظار سرنوشت شخصیتها و نتیجه تقابلها نگه میدارد. در کنار این انتخاب، خلق و پرداخت شخصیتهای مقابل مختار نیز نقش مهمی در پیشبرد روایت دارد. این کاراکترها که اغلب در جایگاه ضدقهرمان قرار میگیرند، با ایجاد تعارض و کشمکش، به داستان عمق بیشتری میبخشند و ابعاد مختلف شخصیت مختار را آشکار میکنند. حاصل این تقابلها روایتی است که در آن قهرمان نه در خلأ؛ بلکه در مواجهه با دشمنان، تردیدها و چالشهای متعدد معنا پیدا میکند.
پیوند امر ملی و مذهبی
دیگر عنصر قابل توجه که این مجموعه را در چشم مخاطبان ایرانی محبوب نشان میدهد، پیوند امر ملی و مذهبی در فیلمنامه است. در طول سریال، یکی از بازو و همراهان مختار، شخصیت کیان ایرانی است که حتی انتقام از شمر نیز به دست او رقم میخورد. همچنین در سرتاسر اثر، وجود سربازان ایرانی و مسلمان در کنار مختار و اِلمانهایی از رنگهای پرچم ایران، خود گویی نشان از پیوند دادن این دو امر توسط کارگردان در سریال دارد.
دیالوگ، برگ برنده «مختارنامه»
در کنار روایت و شخصیتپردازی مؤثر، دیالوگهای «مختارنامه» را نیز باید از مهمترین عوامل موفقیت این مجموعه دانست. این سریال نشان داد که کلمات، اگر هوشمندانه انتخاب شوند میتوانند به اندازه صحنههای نبرد و رویدادهای تاریخی در ذهن مخاطب ماندگار شوند.
داوود میرباقری پیش از «مختارنامه» نیز در آثاری چون سریال «امام علی (علیهالسلام)» توانایی خود را در خلق گفتوگوهای تأثیرگذار و به دور از شعارزدگی به نمایش گذاشته بود. این تجربه در «مختارنامه» به بلوغ بیشتری رسید و فیلمنامهنویسان با تکیه بر زبانی فاخر، در عین حال روان و باورپذیر، دیالوگهایی خلق کردند که فراتر از زمان پخش سریال، در حافظه جمعی مخاطبان باقی ماند. از همین رو بخشی از محبوبیت و ماندگاری این سریال نهفقط به روایت تاریخ؛ بلکه به شیوه سخن گفتن شخصیتهای آن بازمیگردد.
پیوند با زمان حال
با وجود گذشت سالها از زمان تولید و پخش این مجموعه، بسیاری از صحنهها، سکانسها و دیالوگهای آن همچنان در واکنش به رویدادهای روز بازنشر میشوند. این مسئله نشان میدهد که سریال توانسته فراتر از یک روایت تاریخی عمل کند و به اثری تبدیل شود که مخاطبان در موقعیتهای مختلف اجتماعی و سیاسی، مفاهیم و مضامین آن را با واقعیتهای پیرامون خود پیوند میزنند.
در نهایت، ماندگاری «مختارنامه» را نمیتوان به یک عامل یا ویژگی خاص تقلیل داد. این سریال حاصل پیوند موفق میان روایت دراماتیک، شخصیتپردازی دقیق، دیالوگهای ماندگار و بازآفرینی هوشمندانه تاریخ است؛ عناصری که در کنار یکدیگر اثری خلق کردند که نه تنها در حافظه مخاطب ایرانی؛ بلکه در میان مخاطبان فراتر از مرزهای ایران نیز جایگاه ویژهای پیدا کرد.