«فَمَنْ یُرِدِ الله أَنْ یَهْدِيَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِإلِسْلامِ وَمَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یَجْعَلُ الله الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا یُؤْمِنُونَ» (سوره انعام آیه 218)
ترجمه: پس کسی که خدا بخواهد او را هدایت کند، سینه او را برای (پذیرش) اسلام میگشاید و کسی را که بخواهد در گمراهیاش رها سازد، سینهاش را به شدت تنگ میکند که گویی به زحمت در آسمان رو به بالا میرود. اینگونه خداوند پلیدی را بر کسانی قرار میدهد که ایمان نمیآورند.
توضیح: در دلالت این آیه، دو احتمال وجود دارد که احتمال اول، مطابق مفاد روایات است:
احتمال اول اینکه مقصود از اراده خداوند، همان حکم ازلی خداوند باشد که در برخی روایات نیز تصریح شده است. این نوع اراده را میتوان اراده ذاتی نامید؛ به این معنا که چون خداوند به رفتارهای آینده افراد علم داشته، در مورد نیکوکاران اراده کرده آنها را هدایت کند و لذا دلهای ایشان را به اسلام متمایل کرده؛ یعنی بینش و گرایش به اسلام را در نهاد ایشان قرار داده است و در مورد بدکاران اراده کرده ایشان را گمراه سازد و لذا دلهای ایشان را قفل کرده و تنگ آفریده است که تمایلی به اسلام ندارند؛ یعنی بینش و گرایش به اسلام را در آنها قرار نداده است.
مانند روایت مرحوم طبری در تفسیر خود (ج2، ص340) که آورده است: خداوند گروهی از فرزندان آدم را جزو پاکترین افراد آفریده است؛ چون میدانست آنها را که در آینده اطاعت و عبادت میکنند و شرک نمیورزند: «عَلِم اللهُ مِنهُم حِینَ ذَرَأَهُم أَنَّهُ یُطِيعُونَهُ وَیَعْبُدُونَهُ وَلايُشْرِكُونَ بِه شَیْئاً فَهَؤُلاءِ بِاٍطَّاعَةِ نالوا من الله الکرامه و المنزله الرفیعه»
احتمال دوم اینکه مقصود از اراده، اراده بعد از صدور رفتار از افراد باشد. این نوع اراده را میتوان اراده فعلی
خداوند نامید؛ به این معنا که خداوند بعد از ملاحظه رفتارهای سابق افراد، دلهای نیکوکاران را به سوی اسلام هدایت و دلهای بدکاران را از آن منحرف میکند. در نتیجه میتوان گفت که در آنها هرکدام از دو معنای اراده ازلی و اراده فعلی محتمل است.