قدری به عقب بر می گردیم. سال 1360 ، جوانانی از همین سرزمین با عضویت در گروههای مختلف از قبیلِ مجاهدین خلق ،کومله،پیکار،چریک های فدائی و ... به مرور تحت تأثیر افکارِ باطلِ رهبران خود قرار گرفته و در هر کوی و برزن، خونِ مردمِ مظلوم این سرزمین را بر زمین میریختند و برای توجیه این خونریزی، تنها داشتن ظاهری انقلابی و یا نصب عکس امام در محل کسب، می توانست دلیلی قانع کننده برای ترور مردم باشد!
به سال 1401 باز می گردیم. فتنه ای دیگر با اسمِ رمزِ مهسا امینی در ایران اسلامی شعله ور گردید. فتنه ای که با فروکش کردن غبارهای آن، مشخص گردید هدفِ اصلی این فتنه، مبارزه با احکامِ الهی بوده است.
در این فتنه هر چند تروریستها در ابتدا از سلاحهای سرد و گرم استفاده نمودند؛ ولی در ادامه، سلاحِ اصلی خود را رونمائی نمودند. این سلاح چیزی نبود جز کشفِ حجاب و در ادامه، عریانی بدن و آشکار نمودن اندام جنسی! فریب خوردگان و تروریستهایی که در سایهی تساهل و تسامح دولت، روز به روز جریتر شده و با برهنه نمودن و آشکار ساختنِ بخشهای بیشتری از اندامهای خود، در معابر عمومی ظاهر میشوند.
چرایی خطرناکتر بودن تروریستهای 1401 از تروریستهای 1360 : در فتنهی سال 1360 تروریستها ( اکثراً مردانِ جوان) با ترور رهبران و حامیان انقلاب اسلامی، سعی داشتند نظام نوپای اسلامی را دچار فروپاشی نمایند؛ ولی آنچه از شواهد پیداست در فتنه ی 1401 تروریستها عزمی بر ترورِ رهبران انقلاب و یا حامیان انقلاب اسلامی و انقلابیون ندارند؛ بلکه این بار تروریستها از پتانسیل زنان استفاده نموده و با برهنه ساختن زنان در معابر عمومی، به جنگ با احکام الهی برآمدهاند و تلاش دارند با استمرارِ چنین اعمالی، نظام اسلامی را وادار به پذیرش این حرام الهی، تنها به عنوانِ یک تخلفِ اجتماعی نمایند و به مانند تخلفاتِ راهنمایی و رانندگی، جریمهای ساده برای آن وضع گردد، که در صورتِ تحققِ این آرزوی دشمنان انقلاب اسلامی، تروریستها خواهند توانست با استفاده از همین ترفند، سایر حرامهای الهی را در جامعه مشروعیتِ قانونی بخشند؛ حرامهایی از قبیلِ مشروبخواری، همجنسبازی و سایر رذائل اخلاقی و لذا در صورتِ تحقق این روند، تروریستهای 1401 خواهند توانست بر خلافِ اسلافِ گذشتهی خود،بدون استفاده از سلاحِ جنگی، نظام اسلامی را به مرور دچار استحاله نمایند.
در پایان، انتظار داریم رئیس جمهورِ منتخب، به سوگندِ خود در مراسمِ تحلیف، بیش از بیش اهتمام داشته باشد و همانگونه که با تروریستهای سال 1360 برخوردِ قاطع صورت گرفت، این بار هم با باز گرداندنِ اقتدار به حافظانِ امنیت، به قلع و قمعِ چنین تروریستهایی بپردازند. تروریستهایی که بر خلافِ اسلافِ گذشتهی خود، به ترورِ فیزیکی حامیانِ انقلاب روی نیاورده؛ بلکه شمشیرهای خود را بر علیه احکام الهی از نیام خارج ساختهاند و چنین به نظر میرسد صرفا ارسالِ پیامک به چنین تروریستهایی، راهِ حلِ مناسبی برای درمانِ چنین فتنهای نخواهد بود و چنین روشی بیشتر به طنزی تلخ شبیه می باشد. طنزِ تلخی که علیالقاعده، حاصلِ تصمیمسازی جریانِ نفوذ می باشد! طنزِ تلخی که دانسته و یا ندانسته با دادن زمان به تروریستها، آنان را در رسیدن به مقاصدِ شومشان یاری خواهد نمود.