امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

بی‌حجابی که از پاسخ درمانده شد!

دیروز توی اتوبوس خط واحد یه حرکت عجیب از یک جوان حدوداً سی‌وپنج‌ساله دیدم واقعاً هم خندیدم هم درس گرفتم.
توی اتوبوس تعدادی از خانم‌ها بی‌روسری بودند. مرد جوان سیگارش را روشن کرد و شروع کرد به سیگار کشیدن!
یکی از همون خانم‌ها با صدای گوش‌خراش داد زدک آقا سیگارت را خاموش کن. خفه شدیم. اینجا سیگار کشیدن ممنوعه!
جوان با لبخند و البته سر به زیر گفت: خانم محترم تو روسری را درآوردی و میگی من آزاد هستم و بهتره مردها جلو چشم خودشون رو بگیرن و نگاه نکنند!
منم دلم میخواد آزاد باشم و سیگارم را هم می‌کشم! بهتره شما جلوی دماغت را بگیری و بو نکشی! اگر قراره من چشمم را ببندم، تو هم بهتره دماغ و دهنت رو ببندی!
باور کنید سی‌ثانیه‌ای همه ساکت شدن؛ بعد کل جمعیت زدن زیر خنده و همه شروع کردن به بحث کردن در این مورد از آزادی؛ موافق و مخالف؛ تریبون آزادی بود که بیا و ببین!
سربسته می‌گویم وقتی از طریق بی‌قانونی با برخی افراد رفتار شود، انگار تازه قدر قانون و لزوم احترام به آن را می‌فهمند!
خب یک درس بزرگی که از این داستان فهم میشه، این مسئله هست که هرچند برخی از موارد شخصی هم حساب بشه؛ اما چون دودش توی چشم همه میره، باید رعایت کرد وگرنه حق الناسه.
از بی‌حجابی گرفته که جوانان رو به فساد و هرزگی میکشونه، تا سیگار در جای عمومی، زیاد کردن صدای موسیقی، بد پارک کردن خودرو، و هزار مسئله دیگر...