امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است!

وَ الْعَصْرِ «1» إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ «2» إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ «3»
به روزگار سوگند. همانا انسان در خسارت است. مگر آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده و یکدیگر را به حق و استقامت سفارش می‌کنند. (سوره عصر)
نکته‌ها
در صدر اسلام، مسلمانان هنگام خداحافظی و جدا شدن از یکدیگر، این سوره را تلاوت می‌کردند.
خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانی سوگند یاد کرده است. فجر: «وَ الْفَجْرِ»، صبح: «وَ الصُّبْحِ»، روز: «وَ النَّهارِ»، شب: «وَ اللَّيْلِ»، چاشت: «وَ الضُّحى»، سحر: «وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ» عصر: «وَ الْعَصْرِ» گر چه به سحر چند بار سوگند یاد کرده است.
در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که منظور، عصر خروج حضرت مهدی (علیه‌السلام) است. بعضی مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفته‌اند. بعضی عصر را به معنای لغوی آن یعنی فشار گرفته‌اند؛ زیرا که فشارها سبب غفلت‌زدایی و تلاش و ابتکار انسان‌هاست.
از عصر را عصاره هستی؛ یعنی انسان کامل گرفته‌اند و بعضی آن را هنگام نماز عصر دانسته‌اند.
خسارت در مال قابل جبران است؛ امّا خسارت در انسانیّت، بالاترین خسارت‌هاست.«إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ»
سفارش دیگران به حق، ممکن است عوارض تلخی داشته باشد که باید با صبر و استقامت به استقبال آن رفت. «تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»
فخر رازی می‌گوید: انسان در دنیا مانند یخ فروشی است که هر لحظه سرمایه‌اش آب می‌شود و باید هرچه زودتر آن را بفروشد، وگرنه خسارت کرده است.
قرآن در آیه‌ای دیگر فضل و رحمت الهی را عامل دوری از خسارت شمرده و می‌فرماید:
«فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ»؛ بنابراین ایمان و عمل صالح و تواصی به حق، در سایه فضل و رحمت الهی حاصل می‌شود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدایت می‌شود که به ایمان برسد و نه اهل عمل صالح می‌گردد.
نگاه اجمالی به آیات قرآن ما را به این نکته اساسی می‌رساند که دنیا بازار است و تمام مردم عمر و توان و استعداد خودشان را در آن عرضه می‌کنند و فروش جنس در این بازار اجباری است. امیرالمومنین حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «نفس المرء خطاه الی اجله» «5»؛ یعنی نفس کشیدن انسان، گامی به سوی مرگ است. پس انسان الزاماً سرمایه عمر را هر لحظه از دست می‌دهد و ما نمی‌توانیم از رفتن عمر و توان خود جلوگیری کنیم. بخواهیم یا نخواهیم توان و زمان ما از دست ما می‌رود؛ لذا در این بازار آنچه مهم است، انتخاب مشتری است. افرادی با خدا معامله می‌کنند و هر چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و در راه او و برای رضای او گام بر می‌دارند. این افراد، عمر فانی را باقی کرده و دنیا را با بهشت و رضوان الهی معامله می‌کنند.
این دسته برندگان واقعی هستند؛ زیرا اولاً خریدار آن‌ها خداوندی است که تمام هستی از اوست.
ثانیاً اجناس ناچیز را هم می‌خرد. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ»
ثالثاً گران می‌خرد و بهای او بهشت ابدی است. «خالِدِينَ فِیها»
رابعاً اگر به دنبال انجام کار خوب و بدیم؛ امّا موفق به عمل نشدیم باز هم پاداش می‌دهد.
«لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی»؛ یعنی اگر کسی سعی کرد، گرچه عملی صورت نگرفت، کامیاب می‌شود.
خامساً پاداش را چند برابر می‌دهد. «أَضْعافاً مُضاعَفَةً» «4» به قول قرآن تا هفتصد برابر پاداش می‌دهد و پاداش انفاق‌های نیک مثل دانه‌ای است که هفت خوشه از آن بروید و در هر خوشه صد دانه باشد.
امّا کسانی که در این بازار، عمر خود را به هوس‌های خود یا دیگران بفروشند و به فکر رضای خداوند نباشند، خسارتی سنگین کرده‌اند که قرآن چنین تعبیراتی در مورد آن‌ها دارد:
تجارت بد انجام داده‌اند. «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» 
تجارتشان سود ندارد. «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ»
زیان کردند. «خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ»
زیان آشکار کردند. «خُسْراناً مُبِيناً»
در زیان غرق شدند. «لَفِي خُسْرٍ»
در دید این گروه، زرنگ و زیرک کسی است که بتواند با هر کار و کلام و شیوه‌ای، خواه حق و خواه باطل، زندگی مرفهی برای خود درست کند و در جامعه شهرت و محبوبیّتی یا مقام و مدالی کسب کند و در غیر این صورت به او لقب باخته، عقب افتاده و بدبخت می‌دهند.
امّا در فرهنگ اسلامی، زیرک کسی است که از نفس خود حساب بکشد و آن را رها نکند، برای زندگی ابدی کار کند و هر روزش بهتر از دیروزش باشد. از مرگ غافل نباشد و به جای هرزگی و حرص و ستم به سراغ تقوا و قناعت و عدالت برود.
امام هادی (علیه‌السلام) فرمودند: «الدنیا سوق ربح قوم و خسر آخرون» دنیا بازاری است که گروهی سود بردند و گروهی زیانکار شدند.