بیش از ۸ ماه از فتنه "زن زندگی آزادی" میگذرد. فتنهای پیچیده و چندوجهی که با فروکش نمودنِ غبارها، مشخص گردیده هدف اصلی طراحانِ فتنه "مبارزه با احکام و دستورات الهی" است. طرحِ شومی که شکست و موفقیت آن به دو عاملِ اساسی بستگی دارد: شکست آن، به بازگرداندنِ اقتدار به حافظانِ امنیت و موفقیت آن، به ادامهی سردرگمی سران ۳ قوه در مواجهه با فریبخوردگان و تروریستهای فرهنگی. ولی آنچه از قرائن مشهود است، مسئولین، علتِ ادامهی تساهل و تسامحِ خود را در مماشات با تروریستها و فریبخوردگان چنین فتنهای، بر دو مؤلفه بنا نهادهاند: ۱- این فریبخوردگان، فرزندان ما هستند ۲- برای حلِ این فتنه، به زمان احتیاج داریم؛ لذا در ادامه به بررسی میزانِ اثرگذاری و واقعی بودنِ این دو مؤلفه برای درمانِ فتنهی بیحجابی میپردازیم.
مؤلفهی اول: در خصوصِ اینکه فریبخوردگان و یا تروریستهای کشف حجاب کرده در این فتنه، فرزندان ما میباشند، کسی با دولت مردان اختلافی ندارد. همان گونه که بسیاری از فریبخوردگان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، فرزندانِ این ملت بودهاند. فریبخوردگانی از جمله: تروریستهای وابسته به گروهکهای تروریستی از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز، ابوالحسن بنیصدر و... و صدها نیروی وابسته به جریانهای سیاسی که در پستهای کلیدی از ابتدای انقلاب تا به امروز، دانسته و یا ندانسته، مشغولِ خیانت به آرمانهای انقلاب اسلامی بودهاند. علیرضا اکبری جاسوسِ اعدام شده، روحالله زم، جاسوسان نفوذی در محیطزیست و هیئت مذاکرهکنندهی برجامی، همهوهمه به طور قطع و یقین، فرزندانِ این ملت بوده و هستند و لذا نمیتوان با چنین استدلالِ سستی، بیش از این با مخالفینِ احکام الهی و متجاهرین به فسادِ اخلاقی مماشات نمود.
مؤلفهی دوم: ۱- در خصوصِ دادنِ زمان به تروریستها و فریبخوردگان میتوان چنین گفت: روزی بنیصدر به عنوانِ اولین رئیسجمهور منتخبِ ملت که چندی بعد، با استدلالِ تزِ «دادن زمین به دشمن و خریدن زمان» به توجیه پیشروی دشمن در خاک سرزمینی ایران پرداخت! تزی که در صورتِ استمرار آن، برای بازپسگرفتن هر وجب از خاکِ سرزمینمان، باید شاهد ریخته شدن خونهای مطهرِ بهترین و لایقترین جوانانمان میبودیم. تزی که تبعاتِ خسارتبارش با حضور نیروهای با بصیرتی چون امام خامنهی، شهید چمران، شهید صیاد شیرازی، محسن رضائی و نیروهای خوشفکر دیگر، در حلقههای نزدیک به امام خمینی (ره) تا حدودی کماثر گردید.
۲- در برههای دیگر از زمان، وقتی تروریستهای داعشی برای تحققِ اهدافِ شیطانی سلطهگران وارد میدانِ نبرد با دولت سوریه و عراق شدند، هر چند شاید برخی مدیران ارشدِ قوای مجریه و مقننه، فهمِ درستی از ابعاد و اهمیت این توطئه نداشتند؛ ولی حضور سربازانِ با بصیرت و جانبرکفی چون سردارِ شهید سلیمانی، سردار قاآنی و سردارانِ شهیدی چون اسکندری، الله دادی، کجباف، حسونی زاده، مختاربند، حسین همدانی، سیاح طاهری، شمسآبادی، سمائی، قلیزاده و هزاران رزمنده جانبرکف از افغانستان، عراق، لبنان، پاکستان، ایران و... به عنوانِ بازوانی لایق و گوشبهفرمان امام خامنهای، توانستند طرحِ دشمنان برای محاصرهی سرزمینی ایران و تسلطِ دشمنان بر سرزمینهای عراق و سوریه را، به شکست بکشانند.
متاسفانه آنچه در خصوص فتنهی اخیر در حال وقوع است، بر اساسِ همین دو مولفهی اشتباه و آزموده شده، ادامه پیدا کرده است. برخی مسئولان از یک سو با تساهل و تسامحی غیرمنطقی در حال واگذار نمودنِ زمینهای ایران اسلامی (کوچه و خیابان) به فریبخوردگان کشف حجاب کرده میباشند و از سوی دیگر لایحهی قوهی قضائیه بدون لحاظِ بدیهیاتِ فقهی و انقلابی، مصداقِ دادنِ زمان به تروریستهای فرهنگی میباشد! لایحهای که با داشتنِ اشکالات فراوان، نه تنها چارهای بر درمانِ این فتنه نیست؛ بلکه مصداقی است بر رسمیت دادن به بیحجابی و تبدیل یک حرام شرعی و سیاسی به یک تخلفِ اجتماعی!