امریکا در حال حاضر ۴۰ تریلیون دلار بدهکاری دارد. این تنها یک عدد نیست؛ بلکه آشکارکننده چهار محدودیت همزمان است:
۱. محدودیت مالی: هزینه بهره در حال پیشی گرفتن از هزینه دفاعی و سایر هزینههای حیاتی است.
۲. محدودیت صنعتی: کاهش موجودی موشکها و نیاز به سالها زمان برای بازسازی.
۳. محدودیت انرژی: ذخیره راهبُردی نفت در پایینترین سطح طی چهار دهه اخیر.
۴. محدودیت تخصیص نیرو: جابهجایی ناوها و فشار بر نیروی انسانی.
بهبیان دقیقتر: «آمریکا همچنان قویترین قدرت منفرد باقی است؛ با این حال دیگر نمیتواند قدرت مالی خود را بدون پرداخت بهای آشکارتری، به قدرت نظامی تبدیل کند».
در کوتاهمدت (۱ تا ۳ سال)، مهمترین خطرات عبارتند از:
افزایش نرخ بهره و تشدید هزینه خدمات بدهی
کاهش بیشتر ذخایر تسلیحاتی در صورت تداوم درگیری در خاورمیانه
افزایش قیمت نفت در پی کاهش ذخیره راهبُردی و اختلالات تنگه هرمز
نزدیک شدن به سقف قانونی بدهی (۴۱.۱ تریلیون دلار) در اواخر زمستان یا اواسط تابستان ۲۰۲۷
در میانمدت (۳ تا ۱۰ سال)، خطرات ساختاری عبارتند از:
ناتوانی در تأمین مالی همزمان تعهدات داخلی (تأمین اجتماعی، مدیکر) و تعهدات خارجی (دفاع، جنگ)
فرسایش تدریجی سلطه دلار و کاهش توانایی آمریکا در تأمین مالی کسری خود از طریق فروش اوراق به خارجیان
آسیبپذیری در غرب اقیانوس آرام به دلیل کاهش ذخایر موشکی و برتری صنعتی چین
بدهی ۴۰ تریلیون دلاری محدودیتهای مالی زیربنای قدرت آمریکا را آشکار میسازد؛ در حالی که کاهش موجودی موشکها، محدودیتهای صنعتی آن را افشا میکند. کاهش ذخیره راهبُردی نفت نیز به نوبه خود به محدودیت امنیت انرژی اشاره دارد و جابهجایی ناوها، محدودیتهای تخصیص نیرو را نشان میدهد.
آمریکا امروز با پارادوکسی تاریخی روبروست: برای حفظ هژمونی نظامی خود نیاز به هزینههای دفاعی هنگفتی دارد؛ اما همین هزینهها، همراه با هزینه بهره بدهی و تعهدات داخلی، فضای مالی را چنان تنگ کرده که خود تداوم آن هژمونی را با تردید مواجه میسازد.