امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

اقامه نماز زیر آتش توپخانه

در مناطق جنگی، حفاظت از جان آیت‌الله شهید خامنه‌ای خیلی سخت بود؛ چون هر لحظه امکان اصابت گلوله خمپاره‌ای وجود داشت. یک‌بار در دُب حردان (منطقه‌ای در نزدیکی شهر اهواز که نیروهای بعثی توانستند تا آنجا پیشروی کنند) نزدیک بود که مورد اصابت گلوله‌های خمپاره قرار بگیریم. به دکتر چمران گزارش داده بودند که تانک‌های عراقی به نزدیکی دُب حردان رسیده‌اند. ما در معیت آیت الله خامنه‌ای و با دکتر چمران عازم دُب حردان شدیم. در آنجا زیر سایه یک درخت و در کنار جویی نشستیم که از فرط تشنگی مجبور شدیم از آب گل‌آلود آن جوی بنوشیم. چند دقیقه‌ای از نشستن ما نگذشته بود که گلوله‌های توپ دشمن به سمت ما شلیک شد. 60-50 متری از آن درخت دور شدیم که یک توپ دقیقاً به درخت اصابت کرد و ترکش‌هایش به سمت ما آمد؛ اما خوشبختانه اتفاقی نیفتد.
یک روز صبح به سوسنگرد رفتیم. آقا از جبهه‌ها بازدید کردند و سپس به سخنرانی در جمع نیروهای رزمنده پرداختند. پس از سخنرانی، وقت اذان ظهر شد. علی‌رغم اینکه به آقا گفتیم که منطقه ناامن است و بهتر است که برویم؛ اما ایشان به نماز ایستادند و نماز اول وقت را خواندند. لحظات پایانی نماز بود که توپخانه عراق شروع به شلیک گلوله‌های خود کرد. شدت آتش به حدی بود که من بلافاصله ماشین بلیزر را روشن کردم و با سلام دادن آقا، ایشان را به زور بلند کردیم، در ماشین نشاندیم و از منطقه دور شدیم.
(محسن جوادیان، محافظ آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در دهه شصت)