اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر «عجله نداشتن» در قبال ایران، یک تغییر محاسباتی مهم در واشنگتن را نشان میدهد. این عقبنشینی لفظی، نه به دلیل تمایل به صلح؛ بلکه ناشی از اذعان به واقعیتهای هزینهسازی است که آمریکا دیگر نمیتواند آنها را نادیده بگیرد. عوامل اصلی این تغییر موضع عبارتند از:
1. افزایش تصاعدی هزینههای جنگ: برخلاف عراق و افغانستان، درگیری با ایران به دلیل وسعت جغرافیایی، توان نظامی بومی و عمق راهبردی آن، به یک بحران غیرقابل کنترل منطقهای تبدیل میشود که منافع و متحدان آمریکا را مستقیماً تهدید میکند.
2. شکست پروژه القای استقبال داخلی از جنگ: برخلاف تصور معاندان، تجربه تاریخی نشان داده که تهدید خارجی باعث افزایش همبستگی ملی در ایران میشود و گزینه نظامی را پرریسکتر میسازد.
3. محاسبات انتخاباتی ترامپ: افکار عمومی آمریکا از جنگهای طولانی خسته است و ورود به یک جنگ جدید، با تبعاتی چون افزایش قیمت انرژی، به رأی ترامپ آسیب میزند.
4. بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی ایران: پیامهای صریح تهران درباره هزینههای سنگین هرگونه تجاوز، همراه با نمایش توان پاسخ متقابل، این باور را در واشنگتن ایجاد کرده که جنگ با ایران قابل مدیریت نیست.
5. فرسایش کارآمدی ابزار تهدید: ترامپ میداند که تکرار تهدید بدون اقدام، اعتبار خود را از دست میدهد؛ بنابراین این تغییر لحن، یک عقبنشینی تاکتیکی برای حفظ فشار روانی بدون ورود به نقطه بیبازگشت است.
این تغییر لحن، برخلاف خواست جریانهای ضدایرانی است و نشان میدهد که حتی حامیان غربی آنها، حاضر به پرداخت هزینه رؤیاپردازیهایشان نیستند. در نهایت، این اظهارنظر، اعترافی غیرمستقیم به بنبست راهبردی آمریکا است؛ واشنگتن به این نتیجه رسیده که جنگ با ایران نه سریع، نه کمهزینه و نه تضمینشده است.