فارن افرز نوشت: ارتش ایالات متحده برای استفاده مداوم، ساخته نشده و «طراحی شده بود تا جنگهای کوتاه و تند را ببرد»، نه «درگیریهای طولانی قدرتهای بزرگ».
بله برای شروع جنگ و جنایت ساخته شده، نه برای تحمل پیامدهایش! ارتش آمریکا همیشه با تکیه بر قدرت هوایی و ناوها و حملات سریع، جنگ را شروع میکند و قبل از آشکارشدن هزینههای جنگ، جشن پیروزی میگیرند و تمام. اما ایران با استفاده از توان موشکی و موقعیت راهبردی تنگه هرمز با ایجاد یک جنگ فرسایشی، اینبار معادله را تغییر داد!
اما نکته مهمتر، تفاوت ماهیت و انگیزه نیروهای دو ارتش است. اکثریت ارتش آمریکا از افرادی مزدور، حرفهای و حقوقبگیر هستند که خدمت نظامی برای بعضی از این افراد، مسیری برای دریافت تابعیت آمریکاست و بعضی دیگر منافع اقتصادی و مزایا شرکت در جنگ مهم است.
در مقابل، فرهنگ دفاعی ایران بر مبنای ایمان و اعتقاد استوار است! ایمان به خدا، فرهنگ عاشورا، شهادتطلبی و دفاع از سرزمین و استقلال کشور و تبعیت از ولایت فقیه که ادامه تبعیت از معصوم (ع) تلقی میشود.
تفاوت این دو نگاه در جنگ فرسایشی اهمیت پیدا میکند. تجهیزات را میشود خرید، سرباز را میشود استخدام کرد؛ اما ایمان و اعتقاد به آرمانی که انسان حاضر باشد برای آن جان بدهد، خریدنی نیست.
آمریکا جنگ را با محاسبه قدرت نظامی آغاز میکند؛ اما ایران میخواهد پایان آن را با قدرت مقاومت رقم بزند.