طفل سه ساله اي كه، دگر سالخورده بود
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه سالهای که دگر سالخورده بود
در گوشهی خرابه، به جای ستارهها
تا صبح، زخمهای تنش را، شمرده بود
از ضعف، نای پاشدن از جای خود نداشت
آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود
با دستهای کوچکش، آرام و بیصدا
از فرط درد، بازوی خود را فشرده بود
این نیمه جان مانده هم از لطف زینب است
ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود
(محسن عرب خالقي)
شیرینی اجابت را به ما بچشان
(1) ای آنکه گرههای امور رنجآور، به وسیله او گشوده میشود و ای آنکه تندی و تیزی سختیها، به عنایت او فرو مینشیند و ای آنکه بیرون آمدن از تنگی و فشار و قرار گرفتن در راحتی گشایش و رهایی از غم و اندوه، از او خواسته میشود. (2) دشواریها در برابر قدرتت آسان گردد و وسایل زندگی و اسباب حیات، به لطفت فراهم آید و فرمان و حکم به نیرویت جریان یابد؛ و همه چیز بر اساس و ارادهات میگذرد. (3) پس همه موجودات به خواست تو، بیآنکه فرمان کلامی دهی، فرمان برند و به ارادهات، بیآنکه با گفتار نهی کنی، از کار باز ایستند. (4) تنها تو را در دشواریها میخوانند و در بلاهای سخت و دشوار، تنها تو پناهگاهی. بلاهای سخت و دشوار از انسان دور نمیشود، مگر آنچه را که تو دور کنی و از گرههای رنجآور، چیزی گشوده نمیشود، مگر آنچه را تو بگشایی. (5) پروردگارا! بلایی بر من نازل شده که سنگینیاش مرا به زحمت و رنج انداخته و سختی و مشکلی به دردم آورده که تحمّلش مرا در فشار قرار داده، (6) و تو آن را به قدرتت بر من وارد کردهای و به اقتدارت به سوی من فرستادهای، (7) پس چیزی را که تو وارد کردهای، برگردانندهای برای آن نیست و آنچه را تو فرستادهای، دورکنندهای برای آن وجود ندارد و چیزی را که تو بستهای، گشایندهای برایش نمیباشد و چیزی را که تو بگشایی، کسی قدرت بستنش را ندارد و آنچه را که تو دشوار کردهای، آسانکنندهای برایش نیست و کسی را که تو بییار و یاور گذاشتهای، یاوری برای او وجود ندارد. (8) پس بر محمّد و آلش درود فرست، ای پروردگارم! و به فضل و احسانت، درِ گشایش و فرج را به روی من باز کن و به چارهسازیات، تسلّط غم و اندوه را از من بشکن و مرا در موردی که از آن شکایت دارم، به تأمل و تدبّر نیک برسان و در آنچه از تو درخواست میکنم، شیرینی اجابت را بچشان و از جانب خودت، رحمت و گشایشی گوارا به من ببخش و برای من از نزد خود، راه نجاتی سریع قرار ده.
(دعای 7 صحیفه سجادیه)