امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ادب و هنر 1139

درباره حواشی پررنگ این روزها پیرامون رسانه ملی؛
تلویزیون جای کدام نوع سلبریتی است؟ 
خبر بازگشت رضا رشیدپور و محمدرضا گلزار به تلویزیون، موجی از اعتراضات را به همراه داشت. بعد از این اتفاقات، روابط عمومی صدا و سیما نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد: «در این دوره با انسجام کامل و وحدت نظر و مدیریت، چهره محوری، مجری محوری، تهیه کننده محوری و هرگونه محوریت پراکنده غیر منطبق با سیاست‌های رسانه ملی، مردود و غیرقابل‌قبول است. رویکرد رسانه ملی در این خصوص، تأکید بر مدیریت منطقی و همکاری اصولی رسانه و چهره‌ها و تلاش جدی برای جلوگیری از تکرار آسیب‌های گذشته است».
در این زمینه، توجه به چند نکته، ضروری است:
یک: اساساً با توجه به اظهارنظرهای قبلی برخی مدیران فعلی صدا و سیما، انتظار این بود که روند اشتباه سال‌های قبل تکرار نشود. در همین بیانیه اخیر هم صدا و سیما گفته است که جلوی تکرار آسیب‌های گذشته را می‌گیرد. مصاحبه جدید رئیس صدا و سیما نیز به نوعی تأیید بر این موضوع است که قرار نیست رویه اشتباه گذشته در مورد چهره‌ها ادامه یابد. اما پرسش این است که چرا با همه اینها، زمزمه بازگشت رشیدپور و گلزار مطرح شد؟
جالب است که رشیدپور با این همه انتقادی که به او شده است، حتی هنوز هم حاضر نشده دو پست شائبه‌دار خود در مورد مهسا امینی و کیان پیرفلک را از صفحه مجازی‌اش حذف کند! فارغ از هر محتوایی که در آن هست، این رفتار به نوعی موجب برجسته شدن فتنه اخیر و حالت آتش‌بیارمعرکه دارد.
دو: متأسفانه از یک طرف، خبرهایی مبنی بر بازگشت رشیدپور به صدا و سیما منتشر شد و از طرف دیگر، با توجه به حواشی‌ای که به وجود آمد، رشیدپور نوشته‌ای را منتشر کرد و به جای عذرخواهی رسمی و علنی از رفتارهای گذشته خود، از مدیران صدا و سیما تشکر کرده و بازگشت به صدا و سیما را به زمان دیگری موکول کرده است. با توجه به ادبیاتی که نوشته‌اش دارد، در حقیقت، حس بزرگ‌منشی و کوتاه آمدن او در قضایای اخیر به مخاطب منتقل می‌شود! این یعنی اینکه این اتفاقات، در حقیقت، بازی دو سر باخت برای صدا و سیما بود.
سه: به طور کلی و فارغ از این قضیه، صدا و سیما باید همواره به این موضوع توجه داشته باشد که چه در عرصه برنامه‌سازی و چه در انتخاب مجری و... نمی‌تواند هم بر اساس مبانی و ساختارهای انقلاب، فرهنگ دینی و ارزش‌ها حرکت کند و هم تصریحاً یا تلویحاً به تفکرات مقابل آن هم میدان دهد. یعنی هم به دین و انقلاب کمک کند و هم در مسیر تخریب آن قدم بردارد؛ بنابراین، چه در محتوای برنامه‌های خود و چه در انتخاب سازندگان این برنامه‌ها باید توجه کند که نقض غرض نشود.
چهار: ممکن است یک بازیگر حتی انقلاب را قبول داشته باشد، نماز بخواند، برای امام حسین (علیه السلام) سینه بزند، برای مدافعین حرم ارزش قائل شود، در ایام فتنه مانند برخی بازیگران موج‌سواری نکرده باشد و... اما چنین چیزی به تنهایی مجوز نمی‌شود که  صدا و سیما به او میدان دهد؛ زیرا فردی که از طریق صدا و سیما به مردم معرفی می‌شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم، قطعاً در نزد بسیاری از مردم به عنوان الگو قرار می‌گیرد. مردم آن فرد جلوی دوربین را در همان لحظه نمی‌بینند، او را در جلوی دوربین به اضافه تمام حواشی، سبک زندگی، تفکرات و موضع‌گیری‌ها و... می‌بینند.
مثلاً فردی مانند محمدرضا گلزار، ممکن است زمینه‌هایی داشته باشد که در جای خود مثبت هم باشد و اساساً برخی از چهره‌ها فاقد آن باشند و یا به خاطر داشتن آن ویژگی‌ها، حتی ممکن است برخی از همکارانش به او حمله کنند؛ اما نوع سبک زندگی، برخی عکس‌ها و فیلم‌هایی که در صفحه شخصی خود می‌گذارد و یا ماجرای عروسی و عقد آریایی و گربه‌بازی و به طور کلی حواشی‌ای که در اطرافش وجود دارد، موجب می‌شود که نتوان به او در صدا و سیما و حتی در سایر بخش‌های تأثیرگذار کشور، میدان داد. چون میدان دادن به او، به نوعی ترویج و تایید سبک زندگی و برخی رفتارهای او نیز خواهد بود.
پنج: قطعاً صدا و سیما، محلی برای حضور افراد با گرایش‌ها و سلیقه‌های مختلف است و باید جذب حداکثری ملاک قرار گیرد. اما جذب حداکثری باید با محوریت اصول و مبانی و پایبندی به آن در زمان‌های مختلف باشد. غیر از این باشد، در نهایت، چه جذب اتفاق بیفتد و چه نیفتد، قطعاً به ضرر نظام و در جهت خلاف آرمان‌ها و اهداف آن است. در حقیقت، این جذب، به نفع انقلاب و نظام و کشور نیست؛ بلکه در نهایت به ضررش تمام خواهد شد و این خود، نقض غرض است.
شش: دو صورت دارد؛ یا صدا و سیما نیروی انسانی کافی برای بالابردن جذب مخاطب ندارد و یا اینکه این ظرفیت وجود دارد و در عین حال نیم نگاهی به برخی چهره‌های مسئله‌دار وجود دارد. اگر نیروی کافی ندارد، این اتفاقاً مشکل اساسی خود صدا و سیماست که چرا در این سال‌ها نیروی کافی تربیت نکرده و یا این همه استعداد موجود در کشور را شناسایی نکرده است؟ بنابراین، هر چه زودتر باید این نقص را برطرف کند. اگر هم نیروی کافی دارد، اصلاً چرا باید به امثال رشیدپور یا گلزار، اجازه ورود دوباره داده شود؟!
هفت: نکته پایانی اینکه اگر صدا و سیما به حواشی برخی چهره‌ها، سبک زندگی و موضع‌گیری آنها در سطح جامعه توجه نداشته باشد و به آنها میدان دهد، قطعاً به سایر چهره‌ها این گزاره منتقل خواهد شد که می‌توان در فضای بیرون از صدا و سیما، برخی خطوط قرمز را نادیده گرفت و در عین حال با اندکی توجیه و گفتگو با برخی مدیران و یا حتی عذرخواهی ساده و خوش و بش و یا حتی بدون اینها، وارد صدا و سیما شد!
 
روایت تهیه کننده تلویزیون از ارادت تصویربردار ارمنی به سیدالشهداء علیه السلام
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، مهران مهام، تهیه کننده و فیلمنامه‌نویس که مهمان برنامه «نشان ارادت» از شبکه دو سیما بود، درباره خاطره اولین آشنایی خود با نام امام حسین (علیه السلام) گفت: اتفاقی در کودکی برایم رخ داد. در دو سالگی مادرم را از دست دادم. ما سه فرزند بودیم و پدرم دست تنها باید این سه بچه را بزرگ می‌کرد. بیماری‌ای به نام ذات‌الریه می‌گیریم و گفته بودند کارم تمام است. پدرم برایم تعریف کرد که چون مادرت تازه از دنیا رفته بود، من گرفتار بودم و گفته بودند دومی و سومی را هم می‌کشد. چنین فشاری روی پدر مرحومم بود. پدرم می‌گفت: شبی از شب‌ها نیایش کردم و گفتم: خدایا این یکی را از من نگیر. داغ پشت داغ برایمان سخت است.
چه کسی گفته بچه تو می‌میرد؟ وی ادامه داد: پدرم می‌گفت کل قسمت بالاتنه بدنت را عفونت گرفته بود و هیچ پنی‌سیلین و آنتی‌بیوتیکی جواب نمی‌داد. پدرم سید بود و آن شب با گریه خوابیده بود. می‌گفت وقتی خوابیدم، یک شخص نورانی در خوابم آمد و پرسید: چرا ناراحتی، چه شده؟ و من گفتم به تازگی همسرم را از دست داده‌ام و اگر فرزندم را هم از دست بدهم، ممکن است فامیل و اطرافیان بگویند این دارد بچه را هم از بین می‌برد. آن شخص به پدرم گفته بود: چه کسی گفته بچه تو دارد می‌میرد؟
او افزود: آن‌طور که برایم تعریف کرده‌اند، من ۹ روز در کما بودم و پدرم از خواب می‌پرد و می‌بیند من سِرُم و دستگاه اکسیژن را با وجود سن کم از خودم جدا کرده‌ام و دارم پایین تخت راه می‌روم. از ۶، ۷ سالگی روانه خدمتگزاری و نوکری در هیئت‌ها شدم. بچه چهارراه تلفن‌خانه نارمک هستم. هیئتی به نام هیئت جوانان بود و ما دو گروه سینه‌زنی داشتیم. کوچک که بودم علاقه‌مند به داشتن بیرق و کتل بودم. کتل و هیئت را ما جلو می‌بردیم و وقتی وارد هیئتی می‌شدیم و خوشامد می‌گفتند که «سینه‌زنان خوشامدید، خوشامدید» و ما باید این پرچم‌ها را به علامت سلام، جلوی هیئت‌ها می‌دادیم و بزرگ‌ترها سینه می‌زدند.
مهام خاطرنشان کرد: مداحمان آقا جعفر بود که می‌گفت: «شیر سرخ عربستان، وزیر شه خوبان، پسر مظهر یزدان که بُدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و...» ترجیع بدنش می‌شد «شه باوفا اباالفضل (علیه السلام).» وقتی بزرگ‌تر شدم درجه گرفتم و چای پخش می‌کردم. آرام‌آرام دنبال کارهای بزرگ‌تر بودم. نوجوان بودم و از نظر اقتصادی کاری نمی‌توانستم بکنم. در راه امام حسین (علیه السلام) باید جانی و مالی جلو برویم.
ارادت تصویربردار ارمنی به سیدالشهداء علیه السلام
او در پاسخ به این پرسش که چطور می‌شود که شما و بزرگانی چون خسرو شکیبایی با افتخار از این کار و خدمت در هیئت عزاداری امام حسین (علیه السلام) یاد می‌کنید، توضیح داد: ما اصلاً کار بزرگی نمی‌کنیم. دوستانی که در دهه اخیر در سطح شهر می‌بینید هم همین‌طور هستند. کار بزرگ مختص عاشورا و اتفاقاتی است که در صحرای کربلا رخ داد. با اینکه می‌دانستند آخر این مسیر مرگ است؛ اما ماندند. فقط می‌توانیم کاری کنیم که ذره‌ای از بزرگی و عظمت آن را نشان بدهیم. چای دادن یا شستن استکان عزاداران حسینی را نباید به عنوان کار عنوان کرد. باید تا ته این راه ایستاد. آنجا در کربلا جبهه خیر و شر تشکیل شده است. چرا بعد از هزاران سال هیچ صحبتی از جبهه شر نمی‌شود. ممکن است حتی عده‌ای طرفدار این جبهه باشند. جبهه خیر که کوچک و مظلوم‌تر بوده است، سال‌هاست که جهانی شده است. در همین هیئت قمر بنی هاشم در شبکه دو تصویربرداری ارمنی داشتیم. باید می‌دیدید که این آدم در دهه محرم چه می‌کرد؛ یک ارمنی که دوستانی که در شبکه دو هستند می‌توانند درباره‌اش شهادت بدهند. این مشعل باید همیشه روشن بماند و این بیشترین هدف ماست.
دوست دارم تا جان در بدنم است، بجنگم
مهام در پاسخ به این پرسش که به کدام یک از اهل‌بیت علیهم السلام بیشتر وصل هستی گفت: قمر بنی هاشم (علیه السلام). روحیه شخصی من این‌طور است که آدم مبارزی هستم و تا جایی که بشود برای چیزی که عقیده‌ام است می‌جنگم و دوست دارم تا جان در بدنم است بجنگم. امام حسین (علیه السلام) که وصل بود و می‌دانست چه می‌کند. عده‌ای با ارادت امام حسین (علیه السلام) داشتند وصل می‌شدند. واسطه اصلی که حضرت عباس (علیه السلام) است که در شجاعت بی‌همتا بود تا جایی که می‌توانست ایستاد و این آرزوی من است که این‌گونه باشم. آدم اهل دفاع نیستم، اهل مبارزه هستم.
این تهیه‌کننده درباره اینکه اگر قرار باشد صحنه‌ای از صحنه‌های واقعه کربلا را بسازد، کدام صحنه را خواهد ساخت، اظهار کرد: آنجایی که قرار است بروند و برای طفلان آب بیاورند. وقتی حضرت عباس (علیه السلام) را تیرباران می‌کنند تا مشک‌ها سوراخ شوند و آب به کودکان نرسد، بهترین سکانس است و من عاشق این سکانس هستم.