با حمایت جدی ملت و دولت ایران از مردم مظلوم فلسطین، مسیر نابودی رژیم غاصب صهیونیستی ترسیم شد و انتفاضه سنگ، به انقلاب موشک تبدیل گشت. امروز غداره بندها، گرفتار بند شدهاند. کسانی که خویشتن را در برابر انتفاضه سنگ، ناتوان میدیدند، در انقلاب موشک فلسطینی، حرف از روزهای پایانی اسرائیل میزنند. نفتالی بنت (نخستوزیر سابق اسرائیل) در نامهای به سران صهیونیست اعتراف میکند: صهیونیستها ۳ بار بر این سرزمین حاکم شدند. ۲ بار حکومتشان به ۸۰ سال نرسید و الان ما در ۷۵ سالگی عمر اسرائیلیم.
بن گوریون، نخست وزیر موقت اسرائیل، دکترین پیرامونی خود را بر این اساس استوار نمود که اسرائیل باید از طریق اتحاد با کشورهای ترکیه، ایران و اتیوپی، دولتهای عربی را محاصره نماید تا بهتر بتواند انزوای خویش را کاهش داده و به اهداف خود از جمله امنیت ملی نائل آید.
وی بعد از تشکیل دولت اسرائیل، تمامی ارگانهای نظامی را به صورت سازمان و تشکیلات نظامی در آورد و با دستور او، این ارتش به صورت سازمانی مدون زیر نظر دولت و جدای از تصمیمگیریهای سیاسی، آغاز به کار کرد.
پس از برگزاری اوّلین همایش جهانی صهیونیسم در سال ۱۸۹۷ میلادی و علنی شدن هدف صهیونیستها برای اشغال فلسطین، دیوید تریج به تئودور هرتزل، بنیانگذار این همایش، نوشت: باید عبارت فلسطین بزرگ؛ یعنی سرزمین فلسطین و سرزمینهای مجاور آن، در برنامه بال گنجانده شود؛ زیرا شما قادر نخواهید بود میلیونها یهودی را در سرزمینی به مساحت ۲۵ هزار کیلومترمربع گرد هم آوريد.
رایزنیهای بسیاری انجام گرفت و سرمایههای زیادی متمرکز شد، تا تشکیل دولت یهود در فلسطین و استقرار صهیونیسم سیاسی را اعلام کند.
همه میدانیم! همان اندازه که صهیونیسم بینالملل و فراماسونهای یهودی در دولت و احزاب سیاسی آمریکا نقش اساسی و کلیدی دارند، این شیاطین انسی در اکثر احزاب و مراکز تصمیمگیر سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی هم نقش کلیدی و اساسی دارند و اگر امروز مکرون یا هر شخصیت سیاسی در مجلس اروپا به فکر قطع وابستگیهای خود با آمریکا هستند، شکی نیست که با اجازه این حضرات فراماسونی یهودی تصمیم به چنین رویکردی گرفتهاند. اما سوال اینجاست! که چرا؟
درماندگی رژیم صهیونیستی در برابر ایران، امروز به واقعیتی تبدیل شده که مورد اعتراف دشمنان است. «یونی بن مناخیم» تحلیلگر صهیونیست در یادداشتی اعتراف کرد: معادلات منطقه به نفع ایران است. وی مینویسد: شلیک راکت در ایام عید پسح از غزه و جنوب لبنان، نخستین مرحله از جنگ فرسایشی گروههای وابسته به ایران علیه اسرائیل با استفاده از راهبرد یکپارچگی جبهههاست که ژنرال سلیمانی آن را طراحی کرده بود.
او تأکید کرده: دور کنونی نبرد، تنها نخستین مرحله از برنامهریزی تدریجی برای نابودی موجودیت رژیم صهیونیستی است و مراحل بعدی در ادامه خواهد آمد.
جنگ ترکیبی، آمیختهای از جنگ نظامی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، سایبری، دیپلماسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانهای و روانی، با محوریت جنگهای شناختی و ادراکی است.
دشمنان با شکست در مرحله اول از جنگ ترکیبی، وارد مرحله بعدی؛ یعنی جنگ اقتصادی و ارزی شدهاند.
آنان در این عرصه، با ایجاد تقاضای کاذب در بازار ارز، و تبلیغ آن در رسانههایی، مانند «من و تو» و «بیبیسی» به دنبال افزایش تلاطم در بازار ارزی ایراناند.