اگر امروز چین در مقابل آمریکا میایستد و بر خلاف میل مقامات آمریکا با جمهوری اسلامی ایران مراودات تجاری دارد، در واقع چین در بخش های زیادی توانسته همین دکترین اقتصاد مقاومتی (مقام معظم رهبری دامت برکاته ما را) عملیاتی نماید، و در تولید ملی علاوه بر خودکفایی محصولات تولیدی داخلی، توانسته به تحت لیسانس بودن انحصاری کارتل ها و تراست های اروپایی و آمریکایی پایان دهد، و ارزش پول ملی خود را آنقدر بالا ببرد که امروزه کشور آمریکا مقروض ترین کشور به کشور چین به حساب میاید.
همه میدانیم! همان اندازه که صهیونیسم بینالملل و فراماسونهای یهودی در دولت و احزاب سیاسی آمریکا نقش اساسی و کلیدی دارند، این شیاطین انسی در اکثر احزاب و مراکز تصمیمگیر سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی هم نقش کلیدی و اساسی دارند و اگر امروز مکرون یا هر شخصیت سیاسی در مجلس اروپا به فکر قطع وابستگیهای خود با آمریکا هستند، شکی نیست که با اجازه این حضرات فراماسونی یهودی تصمیم به چنین رویکردی گرفتهاند. اما سوال اینجاست! که چرا؟
چند ماه به پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هنوز مانده بود که ما در این نشریه وزین، تحلیل آوردیم که بازیگران پشت پرده شیطان بزرگ، جهت فرو نشاندن گسل های نژادی این کشور به خصوص جامعه سیاه پوست، (به صورت پلکانی) در گام اول، خانم رایس دو رگه را وزیر خارجه دولت جمهوری خواهان کردند و در گام دوم، در دولت دموکرات ها بایستی اوباما دورگه را رییسجمهور می نمودند.
"اقتصاد مقاومتی" یک اقتصاد عدالتمحور و عدالتگستر، با درونمایهی نگاه به توانمندیهای بالقوه و بالفعل داخلی بوده؛ تا با جوشش از درون، به خروش در عالم بیرون از مرزها بی انجامد.
"اقتصاد مقاومتی" یک اقتصاد تهاجمی در مقابل کارتلها و تراستهای در حال ورشکسته اروپا و امریکا بوده، نه یک اقتصاد منفعل و تدافعی صرف!