جابهجایی «جلاد» و «شهید» بازی تکراری طیف غربگرا
پس از جنگ 12 روزه، جنگ 40 روزه، محاصره دریایی و تحریمهای ظالمانه، صادق زیباکلام نوشت: «مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو».
روز 31 شهریور، همزمان با سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، صادق زیباکلام، فعال اصلاحطلب با انتشار پیامی نوشت: «بسیاری از چشمها به نیویورک است که آیا گرهای ممکن است باز شود؟ اما مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو».
وی افزود: «مشکل ما با تندروهای خودمان است که ۳۶سال همه قدرت را بهدست آورده بودند و حالا سرسوزنی حاضر به از دست دادن آن نیستند ولو به قیمت به خاک سیاه نشستن نود میلیون ایرانی»؛ این دیدگاه در حالی مطرح است که مسئله ترامپ حذف یا تغییر ساختار سیاسی و حکومت جمهوری اسلامی نیست؛ رئیسجمهور زیادهخواه آمریکا، واحد جغرافیایی به نام ایران را برنمیتابد و برای تجزیه و کوچک کردن این واحد جغرافیایی با سدی به نام جمهوری اسلامی طرف است.
ترامپ هفت روز پس از شهادت رهبر انقلاب (16 اسفند 1404) در پاسخ به این پرسش که «بعد از این ماجراها [جنگ] نقشه ایران به همان شکلی باقی میماند»، گفت: «نمیتوانم به شما بگویم»؛ اما بلافاصله اضافه کرد: «احتمالاً نه».
نسخه تجزیه پیش از این نیز در محافل آمریکایی مطرح بود و دستورالعمل اجرائی داشت؛ «براندا شیفر»، پژوهشگر و تحلیلگر «FDD» با همین رویکرد ضمن انتشار مقالهای در «نشنال اینترست» پیشنهاد داد که از طریق جنگ داخلی و حمله به ایران زمینه و بستر تجزیه ایران را فراهم خواهم کنند.
شیفر در 31 شهریور 1399 مقدمات و لازمههای تجزیه و کوچکسازی را اینگونه شرح داد: «بیش از نیمی از جمعیت ایران را اقلیتهای قومی غیرفارس تشکیل میدهند: آذربایجانیها، کردها، عربها، ترکمنها، بلوچها و دیگران.بیشتر استانهای مرزی ایران محل سکونت این گروههای قومی غیرفارس است که با همتباران خود در کشورهای همسایه پیوند دارند».
وی افزود: «جنگ داخلی در جریان تغییر یا فروپاشی رژیم، فرصتی برای دستیابی به خودمختاری این اقوام و استانها را فراهم میکند».
در واقع مقامات و پژوهشگران آمریکایی سالهاست که اندیشه تجزیه ایران و حمله به تمامیت ارضی را دنبال میکنند؛ اما طیف غربگرا بیاعتنا به این هدف و موضوع خواهان ارتباط مؤثر و دوستانه با آمریکا است.
به عنوان نمونه، علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و معاون حقوق اساسی در دولت روحانی طی گفتوگو با «یورونیوز» گفت: «ترور یک مقام نظامی ایرانی نباید دلیل خصومت همیشگی ما با آمریکا باشد».
گرجی 9 اردیبهشت 1404 (پیش از جنگ 12 روزه) تاکید کرد: «مشکل اصلی ما با آمریکا، یک مشکل ذاتی ابدی نیست. چرا فکر میکنیم که با کشور متمدنی مثل آمریکا همیشه باید سر دشمنی داشته باشیم؟ خصومتهای کنونی بین ایران و آمریکا هم عمدتا ساختگی و بیمبنا بوده است. اینکه آمریکاییها یک مقام نظامی ما را ترور کردند، کار زشت و نادرستی بود اما این دلیل نمیشود که ایران و آمریکا باید تا ابد در وضعیتی خصمانه باشند».
هنر نادیده گرفتن جنایاتی چون حمله به «میناب» و «لامرد» مهارتی است که طیف غربگرا و امثال زیباکلام در آن به توانمندی و جایگاه استادی رسیدهاند، اینجا همان نقطهای است که جای «مجرم» و «قربانی» عوض شده و حمله به جمهوری اسلامی بیشتر از اعتراض و نقد جنایت آمریکا خریدار دارد.
فشار اقتصادی را از جیب «گاوهای شیرده» جبران کنید
دست و پا زدن «عمو ترامپِ» پهلوی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل نشانه و نمایش عجز و استیصال بود؛ وقتی پیروان رُبع پهلوی در اجتماعات ضدایرانی، ترامپ و نتانیاهو (باند اپستین) را عموی خود معرفی میکردند و از آنان درخواست تجاوز به ایران را داشتند؛ هیچ گاه تصور نمیکردند که عموی پدوفیلشان به سایر کشورها برای انزوای اقتصادی ایران التماس کند.
ترامپ در سخنرانی خود عنوان میکند؛ «از همه کشورها خواستهام تا زمانی که ایران به کشتیها حمله میکند و به جاهطلبیهای هستهای ادامه میدهد، به آمریکا در اعمال انزوای کامل اقتصادی علیه ایران بپیوندند». بعد از این سخنان حال کسانی که خواهان تجاوز به وطن خود بودند، امروز دیدنی و پرسیدنی است. اما موضوع به اینجا ختم نمیشود؛ زیرا، یار دوازدهم آمریکا و اسرائیل یعنی برخی کشورهای اروپایی هستند که در تحریمهای هواپیمایی ایران و انزوای اقتصادی مشارکت میکنند.
دشمن از جمله تحریککنندگان ترامپ برای حمله به ایران و شرکای جنایت علیه مردم ایران باید ضرر اقتصادی حاصل از اقدام دشمن را جبران کنند؛ والا، همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود در روزهای ابتدائی جنگ رمضان و دفاع از میهن تأکید کردند؛ با زور نظامی حق ملت ایران را میگیریم.
رهبر معظم انقلاب در پیام روز 21 اسفند 1404 خود میفرمایند: «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد».
مطابق قوانین بینالمللی هر کشوری که سرزمین خود را در اختیار کشور دیگر (آمریکا و رژیم صهیونیستی) و یا گروه مسلحی قرار دهد تا به کشور ثالث دیگری (ایران) تجاوز نظامی کند، در این تجاوز مشارکت داشته است. بنابراین؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مستقیم مسئول خسارتهای وارده شده به ایران هستند و مطابق امر ولی فقیه باید غرامتهای جنگ از این کشورها اخذ شود.
در بحبوحه جنگ، یک کشور عربی در ازای اعطای امتیازات ویژه، ملتمسانه از ایران درخواست کرد تا به تأسیسات این کشور حملهای نکند. این الگوی واقعگرایانه و مقتدرانه اگرچه الگوی کوچکی است، ولی باید خط اصلی مسئولان ارشد کشور برای برون رفت از وضعیت فعلی و جبران مافات ضررهای ایجاد شده از محاصره و تحریم آمریکا باشد.
امروز به طور جد تأمین و جبران تجهیزات آسیب دیده صنایع، کمبود ارز، کمبود دارو، برخی مواد کشاورزی از جمله نهادهها باید علاوه بر آمریکا، توسط کشورهای عربی خلیجفارس جبران شود، آمریکا و کشورهای عربی باید میان از بین رفتن منافع و زیرساختهای اقتصادیشان یا پرداخت غرامات و جبران مافات کم و کاستیهای ایران یکی را انتخاب کنند.
دهنکجی به سیاستهای اعلامی از مراجع رسمی کشور!
قهقههزنان و با ذوق در مراسم سالروز شکلگیری کشوری حضور پیدا میکنند که سران بلندپروازشان خواهان تشدید فشار اقتصادی و محاصره ایران هستند. کیک تزیینشده به پرچم کشوری را برش میزنند که دست سردمدارانشان آغشته به خون هزاران بیگناه در یمن و سودان و دیگر کشورها است و از خوشرقصی برای رژیم صهیونیستی ابایی ندارند.
در روزهای گذشته، جعفر قائمپناه معاون اجرائی رئیسجمهور و علی اکبر صالحی عضو شورای روابط خارجی در مراسمی به مناسبت سالروز تشکیل عربستان سعودی شرکت کردند.
این اقدام تأمل برانگیز و البته تأسف برانگیز در حالی است که کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و به خصوص عربستان سعودی و امارات نقش ویژهای در همراهی با دولت تروریست آمریکا در جنگ رمضان علیه ایران داشتند و در خلال جنگ از هیچ کمکی به ارتش تروریست آمریکا فروگذار نکردند؛ در این راستا برد کوپر رئیس تشکیلات تروریستی سنتکام به دفعات از همکاری ویژه کشورهای عربی در جنگ با ایران پرده برداشته است.
با همه این احوال شاهد بودیم که در مراسم تشکیل کشور عربستان سعودی جعفر قائمپناه معاون رئیسجمهور و علی اکبر صالحی عضو شورای روابط خارجی با شور و ذوق حضور پیدا میکنند و دست در دست عبدالله بن سعود العنزی سفیر این کشور در ایران کیکی تزیینشده به پرچم عربستان را میبرند! این اقدام چه معنی دارد؟ چرا در چنین اقداماتی خارج از چارچوب سیاست رسمی کشور شورای اطلاعرسانی دولت با تمام تلاش در پی «ماستمالی کردن» است؟
بر همین اساس یکی از اعضای امور اطلاعرسانی دولت در توئیتی مینویسد: «دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در تمامی سطوح و با هماهنگی کامل ارکان نظام در جریان است. همزمان با رایزنیهای فشرده رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در سازمان ملل، حضور دکتر قائم پناه نماینده ارشد دولت در مراسم دیپلماتیک تهران نیز با هدف تثبیت منافع ملی و تقویت روابط منطقهای انجام میشود.»
باید از این عضو اطلاعرسانی دولت پرسید از کجا و چگونه سیاست رسمی کشور به وی ابلاغ میشود؟ و وی چگونه برای خود صلاحیت اعلام مواضع رسمی کشور را قائل است؟!
در حالی که دلاورمردان یمنی فتوحات حیرتآوری در مواجهه با مزدوران سعودی بهدست آوردهاند و به صورت مطلق بر سواحل منتهی به بابالمندب مسلط شدهاند معاون رئیسجمهور با شور و اشتیاق در مراسم دیپلماتیک دشمن درجه یک جبهه مقاومت حضور پیدا کرده و با ذوق زدگی با سفیر سعودی در برش کیک همراهی میکند.
در این میان یک سؤال وجود دارد و آن اینکه چرا همواره تلاش زایدالوصف برخی دولتمردان در دهنکجی به سیاستهای اعلامی از مراجع رسمی کشور را شاهد هستیم؟! بارها شورای عالی امنیت ملی و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء به عنوان مراجع رسمی موضع خود را در قبال کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مشخص بیان کردهاند. اما گویی برخی دولتمردان در پی انتقال صدایی ناهمگون با موضع رسمی کشور هستند.
عکس هفته
مذاکرات را به موشکها بسپارید...