یاسر عسگری
انقلاب اسلامی بود. قالبِ نامه، همواره یک مجرای ارتباطیِ صمیمی، گرم و گیرا بوده است. نامهها منابعی بیواسطه، برای بررسی روحیات، خُلقیّات، آرمانها و آرزوهاست
در شرایطی که بضاعت فرهنگی دشمن در حوزه اعتبارزدایی از بنیانگذار جمهوری اسلامی فعال گشته است، ارائه و مطالعه آثاری از این دست، میتواند بهمثابه یک پادزهر عمل کرده و خیالات آنان را نقش بر آب نماید.
به نوشته پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ در سالهای اخیر، چهار پژوهش درباره امام خمینی (ه)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام برآمده از آن، منتشر شده است که از جنبههایی، بس جالبِ توجه و خواندنی مینمایند. «روحی جان سلام؛ گزیده نامههای مردمی به امام خمینی» (200 ص)، «در آغوش قلبها: خاطرات و اشعار مردم افغانستان درباره امام خمینی» (284 ص، 34 خاطره و 55 سروده)، «امام فراتر از مرزها؛ امام از نگاه شخصیتها، تحلیلگران و رسانههای بینالمللی» (224 ص) و «برسد به دست امام»، نامههای نوجوانان و جوانان به امام امت است که بعدها نویسندگانِ آنها به شهادت رسیدهاند. نکات پیآمده، تأملاتی درباره این کتابها و اهمیت مضامین آنهاست.
یک: کتابهای «روحی جان سلام» و «در آغوش قلبها»، حکایت دلدادگی، عشق و شیفتگی مردم ایران و افغانستان به امام امت است. این دو کتاب، یک تصویر نو و بدیع از نوع رابطه مردم با رهبر فقید انقلاب اسلامی را نشان میدهد که تا به حال ندیدیم یا خیلی کم شنیده و خواندهایم. در دهههای اخیر از روابط امام و امت فراوان سخن گفته شده؛ ولی از مصادیق آن کمتر نکات و لطایفی بیان گشته است. در کتابها از نگاه امام راحل به مردم، تودهها و مستضعفان فراوان نوشته شده و در خاطرات نیز کموبیش رابطه امام با امت تبیین گشته است؛ ولی در آن سوی دیگر ماجرا، به عشق، مهر و حتی فهم مردم از امام، کمتر پرداخته شده است. از منظر این قلم، یکی از توفیقات مهم نهضت امام خمینی و حرکتی که او بنیان نهاد این است که مردم در دهههای 1350 و 1360، اندیشهها، اهداف، آرمانها و تکاپوی آن بزرگ را به نیکی درک کردند و تجلّی آن را در حوادث و اتفاقات ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و خصوصاً دفاع مقدسنمایان ساختند. همین نیز باعث شده است علیرغم تبلیغات مُخرّب، تحریفات گوناگون و عملکرد غلط برخی مسئولان کشور، بهترین و بزرگترین پاسدار افکار و اهداف امام، همچنان مردم و بدنه جامعه باشند و این را در وقایعی چون دفاع مقدس اول، دوم و سوم نشان دهند. شاید این مهم، بدان برگردد که امام نقش و مکانت ویژهای برای مردم قائل بودند. از سویی دیگر ایشان با بیانات صادقانه، پایه گذاشتنِ نهادهای انقلابیِ مردمپایه و ارائه راهبردهایی کارآمد در زمینه نهادینهسازی گفتمان انقلاب اسلامی، سبب افزایش آگاهی، قدرت تحلیل سیاسی و تعمیق دینداری جامعه شدند و با مشارکت دادن مردم در امور کلان کشور، تلاش کردند انقلاب و نظام اسلامی را بیمه کنند.
اگر کسی صرفاً به خاطرات اطرافیان، نزدیکان و اصحاب امام، خصوصاً در دو دهه اخیر نظری بیفکند، ممکن است سردرگم شود که هویت واقعی سلسلهجنبان انقلاب اسلامی کدام است؟ او از چه منظری به وقایع پیرامونی مینگریسته است؟ و نهایتاً دستاورد حرکتی که بنیان نهاده، چیست؟ این امر، ناشی از ارائه روایتها و تحلیلهایی متناقض و ناهمخوان از سیره امام به جامعه است؛ بااینهمه چون آن بزرگ، توده مردم را مخاطب اصلی خود قرار میداد، بدنه جامعه، مراد او را به نیکی درمییافت و این مهم، باعث افزایش درک سیاسی و فهم اجتماعی مردم شد. امید میرود که همین میراث گرانسنگ نیز، حافظ انقلاب و آرمانهای آن پیرِ مراد در اکنون و آینده گردد.
دو: در دوره نهضت اسلامی و نیز اولین دهه از برقراری نظام برآمده از آن، نامههای مردم، مهمترین کانال ارتباطی و عمومی آنان با رهبر کبیر انقلاب اسلامی بود. قالبِ نامه، همواره یک مجرای ارتباطیِ صمیمی، گرم و گیرا بوده است. نامهها منابعی بیواسطه، برای بررسی روحیات، خُلقیّات، آرمانها و آرزوهاست. ویژگی دیگر نامهها، وجود قصهها، روایتهای بِکر و بیشماری در آنهاست که میتواند دستمایه تولید صدها اثر هنری، ادبی و نمایشی شود. همین که بدانیم مردم در دهه 1360، در نامههایشان به امام چه میگفتند؟ از ایشان چه میخواستند؟ و درددلها و مشکلاتی که نزد او میبردند، چیست؟ برای خلق یک اثر جذاب کافی است؛ خصوصاً که الآن حدود چهار دهه از آن دوره و ماجراهای آن سپری شده است. کتاب «روحیجان»، گزیدهای از نامههای مردمی به امام خمینی است؛ از مردمان عادی، زنان، کودک مدرسهای، اسیران در بندِ رژیم بعثی عراق و حتی اقلیتهای مذهبی و تازهمسلمانان. در این اثر علاوه بر آنکه نامههای مردمی به امام را میخوانیم، بعضاً پاسخهایی را که امام به آن نامهها دادهاند نیز، از نظر میگذرانیم. پژمان عربی، گردآورنده این مجموعه، اظهار داشته است: طبق آماری که مسئولان مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی میدهند، بیش از یکمیلیون نامه به ایشان موجود است که متأسفانه کمتر از یکهزارم آنها منتشر شده است! این نامهها منابعی است دست اول، بینظیر و قابل ملاحظه برای فهم شرایط زمانه و درک مُدل رابطه امام و امت که برای پژوهشگران و محققان علوم انسانی، اجتماعی و مردمشناسی فوقالعاده مهم مینماید.
این نامهها، چه در کتاب «روحیجان» و چه «برسد به دست امام»، کمک میکند امام و هوادارانش را بیواسطه و بینیاز از تبلیغات بشناسیم. درس مهم این نامهها، عبارت است از آرمانها و آرزوهای مردم ایران در دهه 1360؛ ملتی که ظلم طاغوت و خفقان ساواک و جنایات پهلوی را دیده و علیه ظلم و بیدادِ آنان انقلابی بزرگ را سامان داده و سپس درگیر جنگی ناخواسته با رژیم بعثی عراق و کل جهان غرب و ابرقدرتها شده است؛ چه آنان نمیتوانستند بپذیرند که در غرب آسیا، انقلابی مردمی و مستقل، علیه منافع آنها شکل بگیرد و هم ازاینروی چپ و راست و سازشکار، کمونیسم و سرمایهداری لیبرال و ارتجاع عربی، متحد شدند و علیه انقلاب نوپای مردم این مرز و بوم کوشیدند! این کتاب بیانگر تحولِ آفاقی و انفسی مردم در دهههای 1350 و 1360 است که به لطف خدا و نفس مسیحایی امام خمینی، در جامعه ایران و ملل مسلمان و آزاده جهان دمیده شد.
سه: کتاب «فراتر از مرزها»، گردآوری و تدوین پژمان عربی و نرگس سادات مظلومی است که امام خمینی را از منظر شخصیتها، تحلیلگران و رسانههای بینالمللی روایت میکند. این کتاب برای مخاطبان امروزی و نسل جوان مغتنم است؛ چه میتواند بخشی از عظمتِ نهضت امام را از زبان و قلم غیرایرانیها بخواند. این مجموعه خواندنی، چهار فصل دارد: 1. امام در نگاه رهبران و سیاستمداران جهان مانند: نلسون ماندلا، فیدل کاسترو و...؛ 2. امام در نگاه متفکران و اندیشمندان مانند: میشل فوکو، روژه گارودی، کلیم صدیقی و...؛ 3. امام در نگاه رسانههای بینالمللی؛ 4. امام در نگاه عالمان و رهبران دینی غیرایرانی، اعم از شیعه و سنی، مسیحی، یهودی، بودایی، هندو و دیگر ادیان.
چهار: در شرایطی که بضاعت فرهنگی دشمن در حوزه اعتبارزدایی از بنیانگذار جمهوری اسلامی فعال گشته است، ارائه و مطالعه آثاری از این دست، میتواند بهمثابه یک پادزهر عمل کرده و خیالات آنان را نقش بر آب نماید.