استقبال وطنفروشان از افتتاح یک نمایشگاه در خانه هنرمندان!
افتتاح یک نمایشگاه در خانه هنرمندان ایران، با استقبال بازیگر وطنفروش همراه شده است.
اشکان خطیبی، بازیگر فراری و وطنفروش با انتشار پوستر یک نمایشگاه که به تازگی در گالری تابستان خانه هنرمندان افتتاح شده، از برگزاری آن حمایت کرده است. بر اساس اطلاعات درجشده در پوستر، این نمایشگاه با عنوان سنگین، توسط انجمن هنرمندان مجسمهساز و به یاد مهدی سلحشور، مجسمهساز جانباخته در حوادث دی ماه برپا شده است.
مشخص نیست برگزاری چنین نمایشگاهی در مقطع کنونی که با استقبال ضدانقلاب خارجنشین روبهرو شده، با چه منطق و انگیزهای صورت پذیرفته است. انتظار میرود مدیران خانه هنرمندان هرچه زودتر در این زمینه به شفافسازی بپردازند و پاسخ روشن و قانعکنندهای برای تنویر افکار عمومی داشته باشند.
چرا برخی اصلاحطلبان و دولتمردان، عجز را فریاد میزنند؟
وقتی ترامپ و ونس مدعیاند اقتصاد ایران را نابود کردهاند و همزمان برخی چهرههای داخلی میگویند «پول نداریم» و «نفت نمیفروشیم»، این دیگر صرفاً بیان مشکلات نیست؛ بلکه تکمیل روایت دشمن و ارسال علامت موفقیت فشارهاست.
برای این رفتار سه احتمال وجود دارد:
۱. توجیه ناکارآمدی
هیچ دولتی مانند دولت فعلی، از همراهی منتقدان برخوردار نبوده است. اگر یکدهم مشکلات امروز در دولت قبل رخ میداد، اصلاحطلبان چه فضایی علیه آن میساختند؟ منتقدان امروز اما بهدلیل شرایط جنگی و منافع ملی، کنار دولت ایستادهاند. پس چرا دولت بهجای استفاده از این سرمایه، همچنان به دوگانهسازی، دشمنسازی داخلی و نسبتدادن همه مشکلات به عوامل خارجی روی میآورد؟
۲. غفلت از پیامد خارجی سخنان
ممکن است برخی تصور کنند این حرفها فقط برای توجیه داخلی یا شفافسازی با مردم است؛ اما دشمن همه این اظهارات را رصد میکند. اعلام ناتوانی، فشار را کاهش نمیدهد؛ بلکه دشمن را مطمئن میکند که تحریم و تهدید مؤثر بوده است. هیچکس جنگطلب نیست؛ اما اظهار عجز میتواند دشمن را به تشدید فشار و حتی تحمیل جنگ ترغیب کند.
کشورهایی که نفت ندارند، چگونه اداره میشوند؟ چرا برای کاهش وابستگی به نفت، دهها مسیر جایگزین تعریف نمیکنیم؟ انتظار برای فروش نفت و اداره کشور با درآمد آن، راهبرد نیست؛ نوعی تسلیم راهبردی در برابر محدودیتهاست.
۳. اشتباه یا طراحی؟
نمیتوان دولت و عموم اصلاحطلبان را به مأموریتداری متهم کرد؛ اما سوابق برخی افراد، رسانهها و حلقههای پشتپرده را نیز نمیتوان نادیده گرفت. تکرار مستمر روایت دشمن، این پرسش را ایجاد میکند که آیا با یک خطای ساده مواجهیم یا طراحی هدفمندی در کار است؟
صدور حکم بدون سند نادرست است؛ اما اگر قرائن جدی درباره هماهنگی با بیگانگان وجود دارد، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی باید آن را بررسی کنند و در صورت اثبات، اقدام قانونی و بازدارنده انجام شود.
جمعبندی
تکرار حرف دشمن، چه برای توجیه ناکارآمدی باشد، چه از روی غفلت و چه در نتیجه یک طراحی احتمالی، به تقویت دشمن و تضعیف روحیه ملی منجر میشود.
دولت امروز از همراهی کمسابقه منتقدان برخوردار است. این سرمایه باید صرف حل مشکلات، پذیرش مسئولیت، ارائه راهکارهای جایگزین و تقویت امید ملی شود؛ نه تکرار مداوم گزارههای ناتوانی.
میان «بیان صادقانه مشکلات» و «فریاد عجز» تفاوت بزرگی وجود دارد: اولی اعتماد میسازد؛ اما دومی دشمن را به ادامه فشار امیدوار میکند.
دستپاچگی پیادهنظام رسانهای دشمن از مصوبه ضد نفوذ
تصویب کلیات طرح مقابله با نفوذ با رأی قاطع مجلس، واکنشی تند از سوی برخی رسانههای مدعی اصلاحات و چهرههای سیاسی موازی با سرویسهای بیگانه را برانگیخته است. این در حالی است که مصوبه اخیر با هدف شفافسازی، بستن منافذ امنیتی و صیانت از امنیت ملی تدوین شده است!
تصویب کلیات «طرح مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه» با ۱۸۳ رأی موافق و تنها ۴ رأی مخالف، نه تنها نشاندهنده «فهم غیرجناحی نمایندگان در اصل مقابله با نفوذ» است؛ بلکه تیر خلاصی بود بر پیکر شبکههای پنهانی که سالها در سایه خلأهای قانونی تنفس میکردند.
مجلس هنوز به جزئیات طرح وارد نشده است و فعلاً کلیات با ۴ مخالف تصویب شده؛ اما همین گام نخست کافی بود تا موجی از هراس و جیغهای بنفش رسانهای، اردوگاه تجدیدنظرطلبان و مدعیان اصلاحات را فرا بگیرد؛ گویی با دست گذاشتن خانه ملت بر شریانهای غیرشفاف، آتش به اردوگاهشان افتاده است!
روزنامههای زنجیرهای مدعی اصلاحات «سازندگی»، «شرق» و چهرههایی چون غلامحسین کرباسچی در حالی با تیرهای کلامی خود، سعی در خدشهدار کردن این طرح دارند و مدعی محدودیت رسانهای شدهاند که تعمداً چشمان خود را بر ماهیت پیچیده تهدیدات روز میبندند. حقیقت آشکار این است که پدیده نفوذ با جاسوسی کاملاً متفاوت است و تشخیص نفوذ بسیار سخت است؛ لذا فقط با شفاف شدن روابط با بیگانگان باید جلوی اقدامات ناشی از نفوذ دشمن را گرفت. برخلاف جاسوسی سنتی که به دنبال سرقت اسناد است، نفوذ جریانی در پی تغییر محاسبات مسئولان و دستکاری اذهان است؛ فرآیندی که دقیقاً از پلهای ارتباطی مالی، آموزشی و رسانهای بدون نظارت تغذیه میکند.
جنجالسازان با ردیف کردن ترجیعبندهایی همچون «تنگنا برای جامعه» یا «افزایش شکاف اجتماعی»، تلاش میکنند ذهن آحاد مردم را نگران کنند. این در حالی است که عمده روابط خارجی مردم، ارتباطی به نفوذ ندارد و جای نگرانی نیست و جنجالها به زندگی عادی مردم هیچ ربطی ندارد. تعاملات تجاری و علمیِ شناسنامهدار، گردشگری و ارتباطات خانوادگی شهروندان، اصولاً خارج از سیبل این قانون صیانتبخش است و تنها کسانی باید نگران باشند که تعاملات پنهانی با سفارتخانهها و سرویسهای بیگانه دارند. از سوی دیگر، انکار ضرورت قانونی برای مسدودسازی منافذ رخنه، نوعی آلزایمر سیاسی سفارشی است؛ چراکه اثبات خطر نفوذ برای ایران اسلامی، امروز دیگر نیاز به توجیه ندارد و ضربات دریافت شده در حوزههای امنیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اظهر من الشمس است. ترور دانشمندان هستهای، خرابکاریها و فتنهآفرینیهای سازمانیافته سالهای اخیر، همگی گواه هزینههای سنگینی است که کشور از محل رخنههای امنیتی پرداخته است. جالب اینجاست که همین جریان مدعی غربگرایی، چشمان خود را بر استانداردهای سختگیرانه کشورهای اروپایی بستهاند؛ فرانسه و انگلیس در سالهای اخیر قوانین مشابه تصویب کردهاند و هرگونه مالیه پنهان یا هدایت خارجی در بسترهای مدنی و رسانهای خود را با شدیدترین مجازاتهای کیفری پاسخ میدهند؛ اما به ایران که میرسد، همان قوانین را «سانسور» مینامند!
در نهایت، رفتارشناسی طیف مخالف این مصوبه، راهنمای خوبی برای افکار عمومی است. «ردیابی نفوذ و شناسایی نفوذیها، با کمی دقت از برخی مخالفتهای امروز به بعد با این طرح قابل انجام است؛ خیلی درگیر اسامی به ظاهر معتبر نشوید». هر زمان خطکشیهای قانونی برای ارتقای امنیت ملی پررنگتر شده، چهرههایی که نفعشان در تاریکخانه روابط غیرشفاف بوده، بیش از همه بیقراری کردهاند. مجلس شورای اسلامی با هوشمندی کامل، گام اول را محکم برداشته و فرآیند پایش دقیق هر بند و کلمه را در دستور کار دارد تا امنیت ملی را از گزند نفوذیها واکسینه کند.
عکس هفته
اثر جدید کمال شرف، کاریکاتوریست یمنی درباره تحولات اخیر در سوریه