امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

امامِ شهید؛ ربانی امت و صاحب قلب لبیب

دکتر سید حسین خادمیان نوش آبادی

اینجانب که توفیق داشتم چند سال در درس خارج فقه رهبر شهید شرف حضور داشته باشم، فهرست متین منظومه فکری و سیره عملی آن رهبر شهید در دغدغه تعالی جان و نفس خویش و عزت امت اسلامی و بیداری جهانیان آن هم ظلّ مثلث دلدادگی توحیدی و اطاعت و بندگی و ربانی شدن خلاصه می‌نمایم؛ یعنی در واقع تمام افعال و اعمال او در اضلاع این مثلث تنزیهی و مقدس تعریف و محصور می‌شود.

رویداد قدسی و سهمگین شهادت علمدار رشید آزادگان و سرافرازان جهان معاصر سید الاستاذ الشهید رهبر مظلوم و مقتدرآیت الله العظمی خامنه‌ای (دامت برکاته و رضوان الله علیه)، حقیقت شگرفی است که بر اساس آموزه‌های اسلامی یعنی مردن با شرافت. شهادت، مرگ و تلف شدن نیست؛ بلکه حیات با طراوت و نشاط در محضر قدس الهی است. اینکه برخی جاهلان در پوشش دانشیان، شهادت را تلفات داخلی ترویج می‌نماید، گویای بی‌بهره بودن آنان از معارف ادیان و مذاهب است؛ زیرا در هیچ دین و مذهبی شهادت، تلفات توهم نشده است و این نوع تعبیر فقط و فقط از مغز پوچ و پوک و ذات شیطانی یک قلم مریض صادر می‌شود. و این قلم به مزدوران و عمله ابلیس، چقدر متعفن و منفور هستند و البته پست‌تر از آن‌ها، حامیان آنان می‌باشند. 
شهادت رهبر شهید، ایجاب می‌نماید منظومه فکری و سیره عملی او را از پنجره و دریچه معارف و معالم بلند مکتب امامیه که در تعالیم مقدس حضرت مولانا امام امیرالمومنین (علیه‌السلام) تبیین و تعلیم شده است، دریافت نمود.
با تأمل در تعالیم مرشد رشید حضرت امیرالمومنین (علیه‌السلام) که معمار بزرگ انسان سازی است، روشن می‌گردد، در منظومه هدایتی آن امام همام، تلاش و تعالی در مثلث دلدادگی توحیدی، اطاعت و بندگی و تسلیم حکم الهی، محور و مبنای رشد و هدایت و رسیدن به سعادت و رستگاری تبیین و تعلیم و تعریف و تعیین شده و این یعنی ربانی شدن. 
بر اساس این معیار و میزان است که در آموزه‌های نورانی آن حضرت (علیه‌السلام) آمده است: «اِنّى اَوَّلُ مَنْ اَنابَ،»، من اولین کسی هستم که به تو دل داده، «وَ سَمِعَ وَ اَجابَ» (نهج البلاغه، خطبه 31) و امرت را شنیده و پاسخ گفته‌ام و نیز فرموده‌اند: «أنا ربّانیّ هذه الامّة»؛من ربانی این امّت (امت اسلام) هستم. (مفردات راغب، واژه رب) و چنین کلامی در راستای فرموده حضرت مولانا خاتم الانبیا (صلوات الله علیه و آله وسلم) است که فرمودند: «علی ربانی هذه الامة». (بحارالانوار ج40، ص160)
قبل از تفصیل بایسته می‌نماید در توضیح معنای کلمه «انا اول ...» متذکر شد: در اینجا کلمه «اول» به مفهوم همواره و در همه حال، پیش قدم بودن در کسب فضیلت‌ها است که خدای سبحان در قرآن کریم یاد و دستور داده است: وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ(آل عمران:133)
حقیقتاً هر کس در ربانی شدن یعنی دلدادگی توحیدی و اطاعت و بندگی سرعت گرفت و پیش قدم شد، از شر و تسلط شیاطین در امان ماند و به قرب الهی سفر نمود و ربانی گردید. 
هنر در ربانی شدن است و هر کس ربانی شد، قیمت و ارزش پیدا کرد و هر کس از ربانی شدن باز ماند، مرداری متعفن و بی‌ارزش شد. 
برای همین است آنان که حقیقت حیات را درک و به آن معرفت یافته‌اند، دائماً به ربانی شدن می‌پردازند و بردگان شیطان دائماً چون تاجر طماع در مرداب متعفن غفلت‌ها به سابقه شهرت، ثروت، ریاست، ارتباطات و... مشغول هستند .
اینکه چند سال تدریس دارم، چند سال کجا منبر رفته‌ام، چند سال است رئیس هستم، چند تا خانه و ویلا دارم، چند تا مغازه و کارخانه دارم و... همه این‌ها فرو رفتن در لجنزار متعفن بردگی شیطان نجس است و البته این نجاسات از دامن انسان ربانی بسیار دور است.
اینجانب که توفیق داشتم چند سال در درس خارج فقه رهبر شهید شرف حضور داشته باشم، فهرست متین منظومه فکری و سیره عملی آن رهبر شهید در دغدغه تعالی جان و نفس خویش و عزت امت اسلامی و بیداری جهانیان آن هم ظلّ مثلث دلدادگی توحیدی و اطاعت و بندگی و ربانی شدن خلاصه می‌نمایم؛ یعنی در واقع تمام افعال و اعمال او در اضلاع این مثلث تنزیهی و مقدس تعریف و محصور می‌شود.
در بیانی دیگر رهبر شهید وارث و مصداق صاحب قلب لبیب بود. حضرت مولانا امام امیرالمومنین (علیه‌السلام) فرمودند: «وَ نَاظِرُ قَلْبِ اللَّبِیبِ بِهِ یُبْصِرُ أَمَدَهُ وَ یَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ.» (نهج البلاغه، خطبه154) قلب مرد خردمند را دیده‌ای است که با آن عاقبت کارش را می‌بیند، و پستی و بلندی آن را می‌شناسد.
حقیقتاً رهبر شهید (دامت برکاته) آن ناظری (رهبر) بود که با چشمان بصیر قلب لبیب؛ یعنی قلبی خردمند و فرزانه طول و عرض و زوایای حیات طیبه را می‌دید، می‌فهمید، تعلیم می‌داد و تدبیر می‌فرمود. 
رهبری که قیامش، صبرش، عفوش، خشمش، انتصاب‌ها، خطبه‌ها، نامه‌ها، سخنرانی‌ها و... همه و همه برای ربانی شدن شکل می‌گرفت. حتی ایشان اگر درس خارج فقه گفت برای این حقیقت بود که لحظه‌ای و ثانیه‌ای به تعبیر خودشان از وظایف طلبگی خارج و جدا و غافل نشود و مسیر طلبگی را فخر و شاهراه ربانی شدن می‌دانست و به این مهم باور داشت و لذا وقتی به او پیشنهاد اعطا دکتری افتخاری دادند، فرمود با خدای خود عهد کرده‌ام که در مسلک طلبگی بمانم.
خطبه‌های جمعه و سخنرانی‌های مختلف رهبر شهید همه و همه در راستای تعالی خود و امت برای رسیدن و رساندن به فضیلت ربانی شدن و با تکیه و پشتوانه همان قلب لبیب بود.
رهبر شهید (دامت برکاته و رضوان الله تعالی علیه)، چون ناظر قلب لبیب بود، از همه فرصت‌ها برای اصلاح و تذکر و ربانی شدن امت خود در هر مرتبه‌ای از مراتب اجتماعی استفاده می‌نمود. مثلاً یک وقت سیدنا الاستاذ الشهید، روایتی را از کتاب قیم وسائل الشیعه خواند که حضرت مولانا امام کاظم (علیه‌السلام)، غلاف شمیشر فرزندش که از نقره بود را شکست و به شدت با این اتفاق مقابله نمود! مستشکلی در درس نکته‌ای را به عنوان اشکال مطرح کرد. استاد شهید (دامت برکاته) ضمن پاسخ علمی به اشکال وی در آخر جواب فرمودند: یادت باشد حضرت امام کاظم (علیه‌السلام) مثل بعضی‌ها نبود که در مقابل آقازاده منحرف بی‌تفاوت و فشل باشد.
با امعان نظر در تاریخ، به وضوح آشکار می‌گردد عزیزترین دوران تاریخ انسان‌ها دورانی است که آدمیان در زعامت انبیا و اوصیا آنان یعنی ناظران قلب لبیب زندگی نموده‌اند. دوران حکومت نوح بعد از طوفان، دوران حکومت موسی بعد از غرق فرعون و قبل از ظهور سامری، دوران حکومت سلیمان و داود و دوران حکومت حضرت مولانا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و دوران کوتاه حکومت حضرت امیرالمومنین (علیه‌السلام) بهترین و درخشان‌ترین ایام تاریخ است و بعد از آن دوران تسلط ولایت فقیه یعنی وارثان ناظران قلب لبیب بهترین و عزتمندترین دوره تاریخ حیات بشر است که ظهور و بروز آن در ایران اسلامی تجلی و تحقیق یافت و امروز جهانیان این عزت و اقتدار را به تماشا و حسرت نشسته‌اند. 
آری، برای همین است که همواره خفاشان سقیفه محور، عثمانی مذهب، امویان، زبیریان، عباسیان، وهابیت، بهائیت، صهیون، طاغوت‌های شرق و غرب و... از بیداری و هشیاری انسان‌ها در هراس هستند؛ بیداری که در سایه سار زعامت و رهبری ناظران قلب لبیب برای ربانی شدن انسان‌ها و رهایی امت‌ها از بردگی فراعنه و طاغوت تلاش می‌کنند، حاصل می‌شود.  
اما همگان بدانند: همان‌طور که شهید سعید نواب صفوی (رضوان الله تعالی علیه) که معلم اشتعال انقلابی‌گری در ذهن رهبر شهید بود فرمود که مرا بکشید که از هر قطره خون نواب، هزاران نواب صفوی متولد خواهد شد و کاخ شاه ستمگر را ویران خواهد نمود؛ دنیا بداند از هر قطره خون ولی فقیه شهید، هزاران ولی فقیه در طول تاریخ تا ظهور مولانا و امامنا حضرت حجت (علیه‌السلام) متولد خواهد شد و جهانیان را بیدار و هشیار خواهد نمود. بمنه و کرمه