محمد ایمانی
بازی با الفاظ را کنار بگذاریم. مذاکره، فنی و غیر فنی ندارد.
دشمن، وقتی رئیس جمهور و رئیس مجلس (و بالاتر از آنها رهبر) شما را تهدید میکند، جایی برای مذاکره باقی نمیگذارد.
او میخواهد تحقیر خودخواستهاش در جنگ را جبران کند و شما نباید چنین اجازهای به او بدهید.
دشمن، همچنین اراده شما را در جای دیگری هم میخواهد بشکند. آنجا که در بند اول تفاهمنامه، برای توقف جنگ در لبنان و احترام به تمامیت ارضی این کشور (یعنی پایان اشغالگری) تعهد داده؛ اما زیرش زده است.
دشمن، بازی خود را اینگونه میچیند که اشغالگری ادامه پیدا کند و حملات برای نهایتاً چند روز متوقف شود و با این وجود، شما را پای میز مذاکره بکشاند؛ چرا که دیگر تعهداتش را هم اجرا نمیکند و در حال گروکشی است.
دشمن، اصرار دارد ارادهتان را - با مجاب کردن شما به قبول تفکیک بند اول از دیگر بندها - مختل کند و بشکند؛ چون تصور میکند شما، گروگان رؤیافروشی به مردم خودتان هستید.
برآورد دشمن این است که شما به خاطر لبنان و حتی اجرایی نشدن تعهداتش (مثل آزاد شدن اموال بلوکه، تعلیق برخی تحریمهای نفتی، و عدم تهدید)، مذاکره و اجرای توافق را متوقف نمیکنید؛ بلکه عطشتان در اثر نوشیدن آب شور مذاکره و رفتن تا میانه یک قمار، بیشتر هم شده و ناچارید ادامه دهید!
باید به شیطان بزرگ فهماند که در محاسبه و ارزیابی خود غلط کرده است.
مسئله لبنان، مسئله کشوری دیگر در دوردست نیست؛ امنیت ملی ماست. آنها به خاطر دفاع از ما وارد جنگ شدند و چهار هزار شهید دادند و اگر کوتاهی کنیم، خسارات مادی و معنوی جبرانناپذیری را متحمل خواهیم شد.
کوتاه آمدن در این باره، خودزنی و خیانت در حق ملت خودمان است.
خودفریبی است اگر توقف چند ساعته حملات صهیونیستها را بپذیریم و اجازه دهیم تاکتیک "بمباران و پیشروی و تثبیت موقعیت و سپس، توقف حملات در هر نوبت نقض توافق"، جا بیفتد.
کوتاه آمدن بر سر بند اول، کوتاه آمدن از موضوع راهبردی لبنان نیست. نشانه ترکخوردگی و تزلزل در اراده ماست.
مذاکرهکنندگان، رأسا هیچ اصالتی ندارند. اعتبار آنها به مجوز مشروطی است که از رهبر انقلاب گرفتهاند، و به اراده قاطعی است که به نمایندگی از رهبری و ملت ایران نشان میدهند.
آنها اگر تصویری متزلزل و مردّد از این اراده مستحکم به نمایش بگذارند، کمفروشی کردهاند و از اعتبار ساقط خواهند شد.
درباره بندهایی که قبلاً مذاکره و توافق شده و به عنوان تعهد آمریکا باید فوراً اجرایی میشد، نباید دوباره مذاکره کرد. این کار، سبک کردن خویش و نابود کردن قدرت مذاکره و بازدارندگی است.
مذاکرهکنندگان باید در تراز ملتی ظاهر شوند که توانست با استقامت خویش، آمریکای یاغی را در جنگ به زانو در آورد و مجبور به آتش بس کند.