امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

نیت راهبردی پارادایم‌خواهان

عبدالله گنجی

 

پارادایم‌خواهان یک وجه مشترک دارند؛ ریشه پارادایم‌خواهی‌شان شخصی است یا از تصاحب مسئولیتی عقب رانده شده‌اند، یا رد صلاحیت شده‌اند یا بستگانشان به زندان رفته‌اند یا در چرخه قضا افتاده‌اند یا جایی دیده نشده‌اند و بخشی هم نظام دینی را امری زائد می‌دانند. 

ظهور و بروزشان در جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوروزه اخیر بود. معتقدند در بحران می‌توان به تحول رسید و در حین جنگ و فشار خارجی، به میدان می‌آیند تا حرف خود را بزنند و نسخه جایگزین ارائه کنند. 
یکی از وجوه پارادایم‌خواهان جدایی گفتمانی اسلام و ایران است. ادبیاتی مانند «ایده ایران» - «اندیشه ایران» - «برای ایران» را زمزمه می‌کنند. علقه به ایران حتماً بدون اشکال است؛ اما نیت راهبردی‌شان آلوده است. 
پارادایم‌خواهان از اصولی مانند امام، اسلام، قانون اساسی و مردم، صرفاً بر مردم تکیه می‌کنند و بقیه فرع ماجرا است. اما پارادایم‌خواهان چه می‌خواهند؟ متناسب با نوع مسئله شخصی که دارند (که در صدر این نوشته آمد) سخن می‌گویند. 
عملاً به دنبال ایجاد منازعه بین سیاست‌های کلی نظام و رفراندوم هستند و البته استدلال حقوقی‌شان قشنگ است. «آنچه ملت می‌خواهد» ظاهری پسندیده و به ظاهر معقول دارد. نفاق آنجا است که می‌دانند مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند می‌توان با سراب به قربانگاه ذلت کشاند. مثلاً از مردم بپرسیم موشک داشته باشیم یا معیشت بهتر شود؟ و مردمی که پیچیدگی‌ها را نمی‌دانند و از نیت راهبردی امریکایی بی‌خبرند، حتماً معیشت را برمی‌گزینند. یعنی خیلی راحت می‌شود عزت ملت را به دست خودش لگدمال کرد و او را بی‌دفاع کرد و سرنوشت عراق را برایش رقم زد. پارادایمی‌ها طوری صحبت می‌کنند که گویی امریکا منتظر رفراندوم ملت ماست تا تحریم را بردارد و هیچ شرط و شروطی ندارد و صرفاً به اراده ملت ما احترام می‌گذارد!
پارادایمی‌ها بعضاً تا ۴۵ سال در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته‌اند؛ اما برای هیچ موضوعی نه خود را صاحب اشتباه می‌دانند و نه پاسخگو و با حرف‌های گنده گنده «خودقهرمان» نمایی می‌کنند. با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده‌ام که وقتی از آنان سؤال می‌شد که فلان کار را چرا انجام دادی و چرا فلان اشتباه را کردی، پاسخ می‌دادند نظر من این نبود. من صرفاً نظر نظام را اعمال کردم و خودم نظر دیگری داشتم. پارادایمی‌ها بین محبوبیت و جمهوری اسلامی گرفتار شده‌اند و به میخ و نعلشان برای همین است. پارادایمی‌ها اگر حد فاصل سال ۳۵ تا ۴۰ هجری و مصادف با حکومت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) بودند، قطعاً و حتماً می‌گفتند یا علی! چرا قاتلان عثمان را با یک کار اطلاعاتی شناسایی و تحویل معاویه ندادی که جنگ نشود. این طلحه و زبیر که از پیامبر مدال هم دارند را مسئولیتی می‌دادی و این‌طور برایت مسئله درست نمی‌کردند و انحصارطلبت نمی‌نامیدند. حکومت معاویه بر شام را به رسمیت می‌شناختی و از جنگ صفین پیشگیری می‌کردی. حالا عثمان بن حنیف یک مهمانی رفته بود. از بیت‌المال هم هزینه نکرده بود، چرا عزل کردی و نهایتاً می‌گفتند یا علی رفراندومی بگذار ببینیم مردمی که در سال ۳۵ با تو بیعت کردند آیا تدابیر تو را قبول دارند؟
نسخه نهایی پارادایم‌خواهان که خود عمدتاً در دوگانه رفاه - مبارزه مدنظر امام مردود شده‌اند، عدول و عبور از ماهیت حقیقی جمهوری اسلامی است. نسخه‌ای راهگشا با حفظ این ماهیت ندارند. سکولاریسم یا تسلیم امریکا شدن غایت نیت راهبردی پارادایم‌خواهان است. آن‌ها می‌دانند امریکا مذاکره نمی‌خواهد، دستور می‌خواهد و مطالبات آن را می‌دانند؛ اما نسخه «من‌های امریکا» نمی‌شناسند و ندارند. بعضاً بین حفظ ایران و جمهوری اسلامی یک طرف کشیده‌اند و پشت ایران مخفی می‌شوند. حال آنکه حفظ ایران عزیز در اندیشه امام، با ارجاع به حاکمیت اسلام از جان حضرت ولی‌عصر هم بالاتر است. وزیر خارجه امریکا چند روز پیش در استماع کنگره گفت ما دنبال گزینه جایگزین از داخل حکومت ایران هستیم؛ چون از فردای فروپاشی تصویری نداریم. پارادایم‌خواهان بدشان نمی‌آید در تحقق این ایده دیده شوند. این نظر وزیر خارجه امریکا را ۱۰ سال پیش رهبر حکیم ما پیش‌بینی کرد که امریکا با یک جمهوری اسلامی رسمی که صرفاً عنوان حقوقی داشته باشد (بدون شریعت و ماهیت حقیقی) مشکلی ندارد و در این صورت حتی با یک عمامه به سر که رأس نظام باشد، موافقند.