امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ماهیت حوزه سکولار از دیدگاه مقام معظم رهبری

دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت (بخش چهارم)

علی‌اکبر عالمیان

یکی از مهم‌ترین دلایلِ لزوم سیاسی بودن حوزه‌های علمیه، وابستگی نظام جمهوری اسلامی به روحانیت و علمای دین است. بر همین اساس، لازم است تا روحانیان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی کامل داشته باشند.

جامعه دانشگاهی و جوان ما دارند، در صحنه حضور داشته باشند و به رفع شبهات و اقناع این جامعه بپردازد.

دقیقاً بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب بر سیاسی بودن روحانیت تاکید می‌نمایند. ایشان به سیره بزرگان دین و علمای مجاهد اشاره می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که حوزه باید صبغه سیاسی خود را حفظ کند. لزوم سیاسی بودن طلاب و آگاهی‌های سیاسی حوزویان، بارها از سوی ایشان مورد تاکید قرار گرفته است: «حوزه‌های علمیه، بایستی از سیاست هرگز دور نمانند. طلاب باید آگاهی سیاسی پیدا کنند. مبادا جریان‌های سیاسی روز، بر ذهن طلاب در حوزه علمیه سبقت بگیرند. طلاب باید در فضای سیاسی حضور داشته باشند؛ بلکه جلوتر از زمان باشند و فکر سیاسی روشن داشته باشند؛ کما این‌که علمایی که فکر سیاسی روشن داشتند، مفید بودند.»  از نگاه ایشان:  «طلبه نمی‌تواند و نباید فقط به مطالعه در حجره بسنده کند؛ بلکه بسیار مهم و ضروری است که از مسائل داخلی و جهانی، جریان‌های سیاسی، منفذهای احتمالی نفوذ دشمن و دیگر مسائل مهم، به خوبی آگاه باشد» 
در این میان باید معنای دخالت روحانیت در سیاست و سیاسی بودن طلاب و روحانیان نیز به درستی تبیین شود. آیا سیاسی بودن طلاب به معنای سیاسی‌کاری و سیاست‌بازی است؟ آیا به معنای محدود شدن آنان در حصار باندبازی‌ها و جناح‌بندی‌های معمول جامعه است؟ معظم له به این پرسش این‌گونه پاسخ می‌دهند: «یکی از چیزهایی که برای ما خیلی مهم است، مسئله‌ی «ارتباط با سیاست» است... باید سیاسی باشید؛ منتها نه به معنای ورود در باندها و جناح‌های سیاسی، نه به معنای ملعبه و آلت دست شدن این یا آن حزب یا گروه سیاسی، یا سیاست‌بازان حرفه‌ای؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه به معنای آگاهی سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی، داشتن قطب‌نمای سالم سیاسی که جهت را درست نشان بدهد.»  اما دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت چیست و چه ضرورتی بر این امر مترتب است. طبق آنچه می‌توان از دیدگاه مقام معظم رهبری در این مورد بیان کرد، ۶ علت مهم است که ذیلاً به آن می‌پردازیم:
۱-  وابستگی این نظام به روحانیت
یکی از مهم‌ترین دلایلِ لزوم سیاسی بودن حوزه‌های علمیه، وابستگی نظام جمهوری اسلامی به روحانیت و علمای دین است. بر همین اساس، لازم است تا روحانیان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی کامل داشته باشند:  «نظام جمهوری اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته به علمای دین است و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره نظام به آن‌ها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسئول‌اند... باید از وضعیت و موجودیت نظام، آن چنان که هست، مطلع باشند. نقایص را بشناسند و پیشرفت‌ها را بدانند. آن جا که کمک لازم است، آن را تشخیص بدهند. آن جا که دشمن به آن توجه پیدا کرده و هدف گرفته است، آن را شناسایی کنند تا بتوانند نقش صحیح خود را در تداوم این نظام ایفا کنند. حوزه علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی نمی‌توانند از وضع نظام بی‌خبر باشند و بی‌خبر بمانند و این بی‌خبری را تحمل کنند» 
۲-  نیاز نظام به روحانیت
همان گونه که این نظام وابسته به روحانیت است، به این نهاد نیز نیاز دارد. به اعتقاد مقام معظم رهبری: «علت فعّالیت حوزه‌های علمیّه... نیاز حکومت اسلامی است که در طول تاریخ بعد از حکومت امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهماالصّلاة والسلام، دیگر حکومتی با این خصوصیّات، متکّی بر احکام و مقرّرات دینی تا امروز تشکیل نشده است. این اوّلین بار است که حکومتی بر اساس قرآن تشکیل می‌شود و جامعه‌ای اسلامی - با همه مشکلات و زحماتی که این کار داشته و دارد - به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهی، برای عمل، اوّلاً به معارف و مقرّرات اسلامی احتیاج دارد. ثانیاً در برخی از جاها به اشخاصی برای اداره بعضی از امور این نظام نیاز است که بایستی این دو نیاز را حوزه‌ها تأمین کنند» 
۳-  مصلحت مردم
از منظر رهبر انقلاب، بی‌رغبتی روحانیت نسبت به مسائل سیاسی، موجب می‌شود تا مردم نگران شوند. به همین دلیل لازم است تا به خاطر مصلحت مردم، به مسائل سیاسی و انقلابی توجه نمایند: «بدانید که مردم از هر حرکت به سمت رشدِ صحیح جامعه‌ی روحانیت، خشنود و خوشحال می‌شوند؛ همچنان که اگر خدای نکرده، روحانیون را سرگرم مسائل شخصی و دنیایی و یا بی‌رغبتی و عدم توجه به مسائل انقلابی و یا غرق شدن در دسته‌بندی‌های سیاسی و غیره ببینند، نگران می‌شوند. وظیفه‌ی علمای دین و روحانیون عزیز این است که رضای الهی و مصلحت مردم را بر هر چیز دیگری مقدم بدارند» 
۴-  نیاز روشنفکران و جوانان 
حوزه و روحانیت باید به خاطر احساس نیازی که جامعه دانشگاهی و جوان ما دارند، در صحنه حضور داشته باشند و به رفع شبهات و اقناع این جامعه بپردازد: «حاجت... به فعالیت‌های حوزه علمیّه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار می‌گیرند. در همه جا اوّلین مخاطب شبهه‌ها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشه‌اند که غالباً در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیل‌کرده‌ها هستند. بسیاری از مردم، شبهه به سراغشان نمی‌آید. آنها به شبهه کاری ندارند. ایمانی دارند و بر طبق ایمانشان زندگی خوبی را پیش می‌برند. کسانی که اهل مطالعه‌اند، با دنیا مواجه می‌شوند و درباره اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف می‌زنند و مرتباً شبهه القا می‌کنند. کسانی باید باشند تا این شبهه‌ها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهده حوزه‌های علمیّه است. البته کسانی که در غیر حوزه‌ها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدّی اصلی، انصافاً حوزه‌های علمیه و علمای دین‌اند. اینها اوّلین کسانی هستند که باید شبهه‌ها را برطرف کنند» 
۵-  صدای رسا و امین اسلام 
از منظر رهبر انقلاب، "روحانیون" امین‌ترین و رساترین زبان‌ها را جهت بیان مسائل دارند و باید به تبیین ابعاد خدمات انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بپردازند: «علما و روحانیون، امین‌ترین و رساترین زبان‌ها را جهت تبیین مسائل دارند و باید عظمتی را که جمهوری اسلامی ایران برای اسلام ایجاد کرده است نشان دهند و آفاقی را که در مقابل چشم مسلمین جهان قرار داده، بنمایانند و امیدی که برای آنان به وجود آورده تبیین کنند، از این رو آشنایی هر چه بیشتر با مسائل مهم نظام اسلامی، از وظایف اصلی روحانیون است تا برنامه‌های نظام را در زمینه پیشرفت امور برای عموم مردم به‌ویژه جوانان‌ تشریح‌ کنند» 
۶-  عجین بودن سیاست با ذات روحانیت
یکی از مهم‌ترین دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت این است که سیاست با روحانیت عجین شده است. به تعبیر مقام معظم رهبری: «کناره‌گیری از سیاست درست نیست و کار روحانی شیعه نیست.»  دقیقاً بر همین اساس است که «هیچ‌کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمی‌تواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد...» به همین خاطر: «حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینی بی‌تفاوت نیست. هیچ روحانی‌، هیچ عالم دینی، هیچ خادم اسلامی نمیتواند نسبت به نظامی که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه‌ی اسلام حرکت کرده است و کار میکند، بی‌تفاوت باشد؛ نمی‌تواند خود را بیگانه به حساب بیاورد.»
ادامه دارد...