امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

من تکلیفم را انجام می‌دهم

آیت الل‍ه محمدرضا توسلی

 
یادم هست یک روز آقای اردبیلی خدمت امام آمد و راجع به یک نامه‌ای که در آن نسبت به حضرت امام خیلی فحش داده بودند، صحبت کرد. سابقه این نامه هم به این صورت بود که چند روز قبل از آن، چند نفر آمده و ادعا کرده بودند که خدمت امام‌زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌رسند، بعضی از بزرگان هم به امام توصیه می‌کردند که به آنها اجازه بدهند که خدمتشان برسند. بالاخره امام اجازه دادند و آنها آمدند و خدمت امام نشستند. امام آنها را برانداز کردند و فرمودند: من چند مشکل دارم. وقتی شما خدمت امام‌زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیدید، با ایشان در میان بگذارید و جوابش را برای من بیاورید. وقتی جواب را آوردید، من با شما صحبت می‌کنم.
یکی از سؤال‌های امام، راجع به مسئله ربط حادث و قدیم بود و دومین سؤال مربوط به عکس منسوب بـه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و آخرین سؤال درباره دیوان اشعار ایشان بود. آنها رفتند و بعد از دو روز آمدند و سر همین سه‌راهی ایستادند. به امام خبر دادند که آن سه نفر آمده‌اند. حضرت امام مرحوم حاج احمد آقا رحمه‌الله را فرستادند که از آنها سؤال کند. حاج احمد آقا از آنها سؤالی کرد که نمی‌دانم آنها در جواب چه گفتند. وقتی حاج احمد آقا جواب آنها را به امام عرض کرد، امام فرمودند: برو به آنها بگو "شیادها دست از این کارهایتان بردارید".
آنها – سه نفر – رفتند و یک نامـه فحشی بـه امام نوشتند و آقای اردبیلی این مسئله را به امام گفت.
امام فرمودند: به پیغمبر هـم فحش می‌دادند، حالا به من هم فحش بدهند.
اگر کسی به شخص امام چیزی می‌گفت، امام خیلی به مسئله اهمیت نمی‌دادند. من یادم هست که مرحوم آقای اشراقی رحمه‌الله علیه آمد خدمت امام و گفت: راجع به منافقین کمتر صحبت کنید، اینها خیلی خطرناک هستند و فحاشی می‌کنند.
امام فرمود: فلانی اگر تا جلوی در همین اتاق هم آمدند و علیه من فحش دادند، من تکلیفم را انجام می‌دهم.
kh57.ir