امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

پاسخ به دو قطبی سازی آقای ظریف در سیاست خارجی

دکتر مهدی امیدی

 

چندی پیش جناب آقای ظریف، وزیر خارجه محترم دولت آقای روحانی، در سخنانی به ایجاد دوقطبی میان سیاست خارجی مبتنی بر اهداف و آرزوها و سیاست خارجی مبتنی بر امکانات و منابع پرداخته‌اند. ایشان در اقدامی فراتر، بدون ایجاد تمایز میان رهبران قبل از انقلاب و رهبران پس از انقلاب اسلامی، سیاست مبتنی بر اهداف و آرزو را از آن رهبران کشور تعریف کرده و چنین سیاستی را نابود کننده منابع ملی و مانع شونده از توسعه معرفی کرده و مردم را از انتخاب چنین رهبرانی نکوهش نموده است!
ابتدا لازم است تا حدی رهیافت جمهوری اسلامی در سیاست خارجی را توضیح دهیم. 
در فضای آنارشیک حاکم بر نظام بین‌الملل، افزایش مولفه‌های قدرت جهت ایجاد موازنه قوا، یکی از مهم‌ترین اقدامات دولت‌ها برای بقاء و استمرار است. فرهنگ سیاسی هر جامعه، مهم‌ترین عامل بالقوه جهت افزایش مولفه‌های قدرت و به اعتباری بنیادی‌ترین مؤلفه تولید قدرت است. فرهنگ سیاسی با تعریف اهداف و آرمان‌ها، دولتمردان را در تقویت زیرساخت‌های قدرت یاری می‌رساند و به آنها کمک می‌کند که قلمرو توانایی خود را در قالب دو رهیافت درون‌گرا و برون‌گرا گسترش دهند. در رهیافت درون‌گرا، دولت با استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود جامعه، به نفع ظرفیت مطلوب و بهینه بهره خواهد گرفت و در رهیافت برون‌گرا، دولت در قالب دیپلماسی فعال، به ایجاد اتحاد و ائتلاف پیرامون اهداف مشترک منطقه‌ای و جهانی مبادرت می‌ورزد. 
بر این اساس به رغم دیدگاه آقای ظریف، توجه به اهداف و آرزوهای برآمده از فرهنگ سیاسی برای اعتلای اقتدار کشور و تأمین حداکثری منافع ملی بسیار ضروری است؛ اما مهم، اقدام دولت در افزایش توانایی‌های خویش با بهره‌گیری از فرهنگ سیاسی خویش است. 
واضح و روشن است دولت‌هایی که صرفاً به توان موجود خود توجه دارند و اقدامی در جهت افزایش توانمندی‌های خود بر اساس اهداف و آرزوهای فرهنگ سیاسی جامعه صورت نمی‌دهند، در برابر قدرت‌های برتر و هژمون در عرصه جهانی، کوتاه می‌آیند و به اجبار به زیان منافع ملی دست به معامله‌ای نابرابر و خسارت‌بار می‌زنند. اساساً دولت‌هایی که به فرهنگ سیاسی جامعه خویش، بهایی نمی‌دهند و بر اساس نقد حال تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌کنند، همانند شخصی عمل می‌کنند که ارثی از پدر به وی رسیده و او بی‌توجه به تلاش‌های پدر و اهداف و انتظاراتش، به هزینه کردن آن بدون نظر به آینده و افقی روشن مبادرت می‌ورزد، حال اگر گنده لات‌های محل، بخواهند ارث او را از آنِ خود کنند و او هم در خود احساس ضعف کند، مسئله فاجعه‌بارتر خواهد شد. او به‌ناچار برای حفظ امنیت خود، بخشی از ارث خود را در اختیار آنها خواهد گذاشت، به این خیال که معامله‌ای بُرد بُرد انجام داده است؛ زیرا پولی داده و امنیتی خرید کرده است!
اما واضح است که وضع به همین روال باقی نمی‌ماند و گنده لات‌های حریص، دست از سر او بر نمی‌دارند تا هم تمام ثروت او را در اختیار خود درآورند و هم او را به خدمت گیرند. در این زمان است که او متوجه زیانی خواهد شد که هم سنگین و هم ننگین است.      
با این حال این نکته را می‌پذیریم که اقدام بر اساس اهداف و آرزوهای برخی سران کشور بدون لحاظ فرهنگ سیاسی جامعه و بدون توجه به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های قابل‌افزایش درونی و برونی نیز خسارت‌بار است. مثال روشن آن؛ دولتی است که گمان می‌کرد ژاندارم منطقه است و بر دولت‌های عرب منطقه، فخر می‌فروخت؛ اما در برابر طرح زیرکانه یکی از قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای، خود را باخت و بخشی از سرزمین مادری خویش را به بهانه‌ای واهی از دست داد! 
جناب آقای ظریف احتمالاً می‌دانند که اقتضای واقع‌گرایی آرمان‌نگر، آن است که دولت‌ها با توجه به اهداف و آرمان‌های نهفته در فرهنگ سیاسی خویش، ابتدا با نگرش حداکثری به تقویت مولفه‌های قدرت درونی خویش در ابعاد مختلف بپردازند و سپس با نظری حکیمانه نسبت به ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل درونی و با رویکردی آینده‌نگرانه به واقعیت‌های موجود در روابط بین‌الملل، به افزایش همگرایی با کشورهای دارای منافع مشترک اهتمام ورزند و در صورت امکان، به ایجاد اتحاد و ائتلاف در سطح منطقه و در گام‌های بعد در سطح جهانی مبادرت ورزند.
جمهوری اسلامی با اتخاذ چنین رهیافتی در سیاست خارجی در عرصه روابط بین‌الملل، امکانات خود را در خدمت اهداف و آرمان‌های فرهنگ سیاسی خویش قرار می‌دهد. با این حال، امکانات یک دولت انقلابی را صرفاً در منابع مادی نباید جستجو کرد. روحیه انقلابی یک ملت به پا خواسته علیه سلطه‌گران جهانی، یکی از برترین مولفه‌های قدرت است. از این رو نمی‌توان رهبران معناگرا و انقلابی کشور را با رهبران مادی‌گرای گذشته، یکی تلقی کرد.  
آقای ظریف باید به یاد داشته باشد که رهبران جمهوری اسلامی و فرزندان همین ملت، با کمترین امکانات ممکن مادی، طی هشت سال جنگ تحمیلی، از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کردند و از این هدف و آرمان ملی دست برنداشتند. همین رهبران نیز با کمترین امکانات، بارها در برابر نیروهای تجزیه‌طلب داخلی ایستادگی کردند و اجازه ندادند یکپارچگی کشور نابود شود. رهبران جمهوری اسلامی همچنین با کمترین امکانات، توانستند در برابر توطئه تغییر معادلات منطقه‌ای در غرب آسیا و شکل‌گیری خاورمیانه امریکایی ایستادگی کنند و اجازه ندادند به‌رغم تلاش‌های قدرت‌های عبری، عربی و غربی، دولت داعش که باعث سیه‌روزی ملت‌های اسلامی در منطقه می‌شد، شکل بگیرد.
آقای ظریف با تحریف مفهوم سازش، آن را به معنای «توافق بر امور مشترک» گرفته است. این در حالی است که مفهوم سازش در فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی به معنای وادادگی در برابر دشمنان گستاخ و تن دادن به تحمیل نظرات آنان است. سازش‌کار و خائن از این منظر کسی است که از ظرفیت‌های درونی کشور خویش بیگانه است و تنها چشم به قدرت دشمن دوخته و خود را همواره برای اعطای داوطلبانه بخشی از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کشور به دشمن آماده نموده و توانایی بهره‌گیری از قدرت‌های بالقوه و بالفعل موجود کشور برای بهبود وضعیت مردم، ارتقاء توانمندی‌های کشور و تغییر محاسبات منطقه‌ای و جهانی به نفع ملت خود را نداشته باشد.
آقای ظریف همچنین به مقایسه دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای می‌پردازد و از قرارداد ترکمانچای حمایت می‌کند و نخبگان را به انتخاب یکی از این دو نوع قرارداد ترغیب می‌کند. این نوع نگرش به سیاست خارجی که جناب ظریف و دولت متبوعش از آن به سیاست برد-برد یاد می‌کند، اصل را بر امتیاز دادن به دشمن و عدم مقاومت در برابر مطامع آن قرار می‌دهد و واضح است که نخبگان هوشمند، معترض چنین نگرشی خواهند بود و آن را سیاستی عزتمندانه تلقی نمی‌کنند.
آقای ظریف در ادامه «کنشگری مرزی» را «چشم به آرمان‌ها» داشتن و «استوار بر توانایی‌ها» بودن تعریف کرده است. به رغم مطلوبیت نسبی این نگرش؛ اما آقای ظریف بیان نمی‌کنند که ایستایی در وضع موجود با نظر به توانایی‌های موجود و عدم تلاش برای افزایش قدرت و ایجاد موازنه قدرت، چگونه می‌تواند کشور را به رغم دشمنی‌های بی‌شمار به آرمان‌های آن برساند؟! نیاز امروز ما، درک درست زمان و مکان، افزایش بهینه قدرت و توان و انتخاب هوشمندانه وضعیت مطلوب در ظاهر و نهان است.