امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

دیدار با امام

احمد احمد
 
اوج گیری مخالفت‌ها با «لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی» موجب آشنایی من با نام حضرت امام شد. از آن روز، من عاشق و شیفته این پیر فرزانه شدم. برادرم مهدی این راه را بهتر از من رفت؛ زیرا او با عضویت در هیئت‌های مؤتلفه، خود را کاملاً تحت انقیاد و اطاعت رهبر مردمی انقلاب درآورده بود و به دفعات توانسته بود به محضر ایشان برسد و از رهنمودهای ایشان بهره جوید. اندیشه ارسال نشریه «ندای حق» به نشانی‌هایی که مجله «راه مریم» را دریافت می‌کردند و هزینه‌های مربوط به این کار مانند تهیه پاکت تمبر و بهای مجله، ما را بر آن داشت که به طور جدی به فکر تأمین بودجه و چاره‌ای باشیم.
روزی که با برادرم مهدی در این خصوص صحبت می‌کردم، او گفت که گزارشی از فعالیت‌هایمان به محضر امام بدهید، اگر کار شما مورد تأییدشان باشد از شما حمایت کرده و کمک می‌کنند. من از او خواستم که امکان ملاقات با حضرت امام را برایمان فراهم کند. او نیز پس از مشورت با حاج مهدی عراقی، خواسته ما را پذیرفت و قول داد که در اولین ملاقات با امام، تقاضای ما را برای دیدار حضوری، طرح کند. ما نیز مشغول تهیه گزارشی شدیم تا بتوانیم به آن وسیله، نظر و تأیید امام را نسبت به کارهای خود جلب کنیم. مرجانی که دایره فعالیتش گسترده‌تر و نفوذی در حوزه مرکزی بود، توانست حدود ۴۸ جلد کتابی را که درباره تبلیغ میسیونرهای مسیحی در ایران چاپ شده بود، جمع کند. ما این کتاب‌ها و یک سری نشریات راه مریم و راه عیسی را داخل یکی دو تا گونی ریخته و منتظر شدیم تا روز موعود فرارسد.
 
kh57.ir