امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

استعمار و مقاومت: ده طرح استعماری غرب و مواجهه علما در ایران

یونس یوسفی

آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، از علمای برجسته و مبارز، فعالیت‌های خود را بر محور افشاگری و بسیج عمومی متمرکز کرده بود. روش مبارزه ایشان شامل ایراد سخنرانی‌های کوبنده و افشاگرانه بود که به بیداری سیاسی مردم کمک می‌کرد؛ انتشار اعلامیه‌های متعدد برای رساندن مواضع و دستورالعمل‌های خود به اقصی نقاط کشور، و همچنین بسیج فعالانه طبقات بازاریان و طلاب حوزه علمیه تا نیروی اقتصادی و مذهبی جامعه را در جهت اهداف مبارزاتی خود سازماندهی کند.

در طول تاریخ پهناور ایران، این سرزمین کهن به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی و تمدن درخشانش، همواره مورد طمع قدرت‌های خارجی بوده است. در دو سده اخیر، این طمع‌ورزی‌ها گاه در قالب طرح‌ها و نظریه‌هایی نظام‌مند و توسط افرادی خاص ارائه شده است. این افراد که می‌توان آنان را «تئوریسین‌های ضد ایرانی» نامید، با اهدافی چون تضعیف حاکمیت ملی، تجزیه تمامیت ارضی، یا تحمیل سلطه اقتصادی و سیاسی بر ایران، به تدوین راهبرد پرداخته‌اند. اگرچه نیت اصلی از طرح این نظریه‌ها، «نابودی» ایران به عنوان یک موجودیت تاریخی و فرهنگی بوده؛ اما اراده ملت ایران و هوشمندی رهبران آن در مقاطع حساس، مانع از تحقق این اهداف شوم شده است. آگاهی از این چهره‌ها و طرح‌هایشان، نه برای زنده نگه داشتن کینه؛ بلکه برای درک عمق دشمنی‌ها و تقویت هوشیاری ملی ضروری است.
 در ادامه، به ده تن از این چهره‌ها و نظریه‌هایشان و استقامت علمای دین اشاره می‌شود:
 ۱. سرپرسی مولزورث سایکس (۱۸۶۷-۱۹۴۵م)، نظامی انگلیسی، سیاستمدار، دیپلمات و پژوهشگر یکی از معماران اصلی «قرارداد ۱۹۱۹» بود که هدف آن تبدیل ایران به تحت‌الحمایه بریتانیا بود. او به همراه برادرش، سرمارک سایکس، در طراحی «توافقنامه سایکس-پیکو» برای تقسیم خاورمیانه نیز نقش داشت که بر جغرافیای منطقه تأثیر گذاشت.
آیت‌الله سید حسن مدرس، یکی از برجسته‌ترین علما و مبارزان سیاسی در تاریخ معاصر ایران، با روش‌های منحصر به فردی در مبارزه علیه استعمار و استبداد نقش‌آفرینی کرد. نطق‌های تاریخی و پرشور او در مجلس شورای ملی که با شجاعت و صراحت بی‌نظیری همراه بود، به افشاگری درباره مفاد مخفیانه و خفت‌بار قراردادهای استعماری می‌پرداخت. او نه تنها در مجلس صدای حق‌طلبی بود؛ بلکه با بسیج افکار عمومی و آگاه‌سازی مردم، موجی از مقاومت و مخالفت علیه سیاست‌های استعماری ایجاد کرد. مدرس با تکیه بر جایگاه دینی و نفوذ معنوی خود، توانست مردم را در مسیر مبارزه با بیگانگان و دفاع از استقلال کشور متحد کند و با طرحی در مجلس چهارم برای همیشه این نقشه شوم را از سر کشور برطرف کرد.
۲. شوستر مورگان آمریکایی وقتی خزانه‌دار کل ایران شد که مردم ایران از شرق شوری و غرب بریتانیا به ستوه آمدند و روی به سوی آمریکا، قدرت سوم آورند. اقدامات مورگان با مخالفت شدید روسیه و بریتانیا مواجه شد. این دو کشور با انتشار «اولتیماتوم ۱۹۱۱ روسیه» به ایران، خواستار اخراج فوری او شدند. این اولتیماتوم نمونه‌ای بارز از دخالت مستقیم برای نابودی استقلال مالی ایران بود. نظریه کنترل اقتصادی ایران که از طریق تسلط بر خزانه‌داری کل دنبال می‌شد، یکی از دغدغه‌های اصلی مبارز عالم، آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی بود. ایشان برای مقابله با این نفوذ، مجموعه‌ای از روش‌های مبارزاتی را به کار گرفت که شامل سازماندهی اعتراضات مردمی گسترده برای بسیج افکار عمومی، اجرای تحصن‌های راهبردی در مجلس شورای ملی برای اعمال فشار قانونی، و همچنین هماهنگی فعال با دیگر علما و مراجع تقلید جهت ایجاد جبهه‌ای متحد و منسجم در برابر اهداف خزانه‌داری کل بود.
۳. آرتور میلسپو: او نیز مانند شوستر، برای ساماندهی اقتصاد ایران به کار گمارده شد (دهه ۱۳۲۰). اما رویکرد او استعماری و تحقیرآمیز بود و اختیارات بسیار گسترده‌ای برای خود قائل بود که با حاکمیت ملی ایران در تضاد بود. برنامه او در واقع نوعی حکمرانی اقتصادی خارجی بر ایران محسوب می‌شد. آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، از علمای برجسته و مبارز، فعالیت‌های خود را بر محور افشاگری و بسیج عمومی متمرکز کرده بود. روش مبارزه ایشان شامل ایراد سخنرانی‌های کوبنده و افشاگرانه بود که به بیداری سیاسی مردم کمک می‌کرد؛ انتشار اعلامیه‌های متعدد برای رساندن مواضع و دستورالعمل‌های خود به اقصی نقاط کشور، و همچنین بسیج فعالانه طبقات بازاریان و طلاب حوزه علمیه تا نیروی اقتصادی و مذهبی جامعه را در جهت اهداف مبارزاتی خود سازماندهی کند.
۴. سرچارلز بلگریو: این دیپلمات بریتانیایی، از معمارهای اصلی ادعاهای ارضی امارات متحده عربی بر روی جزایر سه‌گانه ایرانی (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) بودند. آنان با نادیده گرفتن اسناد تاریخی حاکمیت ایران، به تحریک حاکمان محلی برای ادعای مالکیت پرداختند. رهبران انقلاب اسلامی در هر برهه‌ای اجازه طرح این موضوع را ندادند و شدیداً مقابل این طرح ایستادگی کردند و حتی قدمی عقب نگذاشتند. 
5. هنری کیسینجر به عنوان مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه آمریکا، از معماران اصلی سیاست «توازن قوا» در خلیج فارس بود. پس از انقلاب اسلامی، او طرفدار سیاست «مهار دوگانه» علیه ایران و عراق بود. کیسینجر آشکارا از تغییر رژیم در ایران حمایت نظری کرده و ایران را به عنوان یک تهدید برای نظم بین‌الملل معرفی می‌کند.
امام خمینی (ره) در واکنش به نظریه «مهار دوگانه ایران و عراق» که توسط هنری کیسینجر مطرح شده بود، با اتخاذ یک راهبُرد مبارزاتی فراگیر، به مقابله برخاستند. ایشان با طرح «نظریه استکبارستیزی» که تمامی قدرت‌های بزرگ و متجاوز را هدف قرار می‌داد، چهارچوب نظری جدیدی را برای مقاومت پایه‌گذاری کردند؛ این نظریه زمینه را برای بسیج گسترده «امت اسلامی» فراهم کرد و یک جبهه واحد در برابر سیاست‌های تفرقه‌افکنانه و کنترلی قدرت‌ها ایجاد نمود، و در نهایت با ایجاد «گفتمان انقلابی» برآمده از اسلام سیاسی، به طور بنیادین به تضعیف مشروعیت تئوری‌های مهار خارجی در منطقه پرداختند. 
6. برنارد لوئیس: این مورخ و شرق‌شناس، از جمله نخستین کسانی بود که «نظریه برخورد تمدن‌ها» را بین اسلام و غرب مطرح کرد. او به طور خاص بر ایران تمرکز داشت و نظریه «تجزیه ایران» را در مصاحبه‌ها و مقالات خود تبلیغ می‌کرد. او معتقد بود ایران یک «دولت - ملت مصنوعی» است و می‌توان آن را به چند کشور کوچک‌تر تقسیم کرد. در برابر طرح برنارد لوئیس مبنی بر تجزیه ایران به کشورهای کوچک، امام خمینی (ره) با تکیه بر یک رویکرد هویتی و وحدت‌بخش به مقابله پرداختند. روش ایشان بر «تأکید بر وحدت اسلامی» متمرکز بود تا با ایجاد پیوندی مستحکم میان مسلمانان، تئوری‌های مبتنی بر تفرقه و هویت‌های خُرد قومی را خنثی سازند. علاوه بر این، ایشان با «معرفی ایران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام»، کشور را از یک موجودیت ملی آسیب‌پذیر، به یک مرکز ثقل ایدئولوژیک و رهبری برای تمامی مسلمانان جهان تبدیل کردند، و نهایتاً با «ایجاد هویت واحد انقلابی»، یکپارچگی درونی و مقاومت ملی را در برابر هرگونه تلاش برای تجزیه، تثبیت نمودند.