امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

10 بار بگویند «مقام معظم رهبری»، اما اعتقادی به ولایت‌فقیه نداشته باشند، کشور درست نمی‌شود

 عامل پیروزی امام (ره) و به ثمر رسیدن انقلاب، اخلاص بی‌نظیر امام (ره) بود؛ این در حالی است که بسیاری از افراد که بعضاً سابقه تحصیل علوم دینی هم دارند، تفکرشان کاملاً با امام (ره) متفاوت است.

 باید ریشه را اصلاح و اعتقادات مردم را نسبت به دین تقویت کنیم؛ قدم اول این است که شخص بنده و جنابعالی، خودمان را اصلاح کنیم و همواره در این فکر باشیم که خداوند از ما چه می‌خواهد؛ خدایی که نعمت‌هایش را بر ما ارزانی داشته است، طبق فرمایش قرآن می‌تواند یکجا آن را از ما بگیرد؛ پس با خدا صادق باشیم.

اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانی‌های علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
وجود مشکلات و اختلافات بین افراد در زمینه‌های مختلف، از جمله مسائل سیاسی، اختصاصی به کشور ما ندارد و در همه کشورها چنین اختلافاتی وجود دارد و هر فرد و گروه، خود را متخصص، و رقیب را نامناسب می‌داند. به عنوان نمونه همین امروز در کشوری که خود را پیشرفته‌ترین کشور دنیا می‌داند، نامزد یک حزب، علناً به نامزد حزب دیگر دشنام داده، هتاکی می‌کند و حاضران نیز دست زده و تشویقش می‌کنند! راهکار عمومی رقیبان در کشورها هم این است که هر فرد یا گروه علیه رقیب سخن گفته و مشکلات را به گردن وی بیندازد.
 اگر قرار باشد ما هم مانند سایر کشورهای دنیا رفتار کنیم، با آن‌ها فرقی نخواهیم داشت، در این صورت هر کس زور و قدرت و پول بیشتری پیدا کند، می‌تواند از راه‌های مختلف رأی مردم را بخرد و به مقام برسد؛ اما باید توجه داشته باشیم که کشور ما با سایر کشورها، و نظام ما با دیگر نظام‌ها متفاوت است.
 وجه امتیاز ایران نسبت به سایر کشورها این است که در این کشور یک انقلاب نه با انگیزه‌های مادی؛ بلکه با انگیزه دفاع از دین صورت گرفت که در هیچ کشوری سابقه نداشت. در کشور ما یک روحانی از شهری نسبتاً فقیر به‌پاخاست و ندای دین سر داد و گفت من برای اسلام احساس خطر می‌کنم، و انقلاب هم در همین مسیر شروع شد و به پیروزی رسید. این در حالی است که در همه انقلاب‌های دنیا، سخن از عقب افتادگی و مشکلات اقتصادی، سیاسی، صنعتی یا سایر امور دنیوی بود و نه دین. 
نباید فراموش کرد که ظرفیت فوق‌العاده اسلام و تشیع و فرهنگ غنی عاشورا نیز زمینه را کاملاً فراهم کرد و سبب شد تا مردم هم با امام (ره) همراه شده، اتفاق بزرگی را در عالم رقم بزنند که هنوز شناخت آن و ابعاد آن، میسر نیست و سال‌ها بعد مشخص خواهد شد.
 عامل پیروزی امام (ره) و به ثمر رسیدن انقلاب، اخلاص بی‌نظیر امام (ره) بود؛ این در حالی است که بسیاری از افراد که بعضاً سابقه تحصیل علوم دینی هم دارند، تفکرشان کاملاً با امام (ره) متفاوت است. به عنوان نمونه یکی از افرادی که اتفاقاً امروز در یکی از مناصب بالای کشور است، گفته بود: از آنجا که امام (ره) در مردم نفوذ دارد، ما به نفوذ ایشان نیاز داریم تا شاه را بیرون کنیم؛ وگرنه او نمی‌تواند کشور را اداره کند! یا یکی دیگر از مسئولینی که هم اکنون یکی از منصاب عالی کشور را در اختیار دارد، صراحتاً گفت که می‌خواهیم کشوری مانند لبنان داشته باشیم تا هر کس هرگونه خواست زندگی و رفتار کند؛ کسی که می‌خواهد با چادر بیرون آید و کسی که می‌خواهد برهنه باشد، آزاد باشد!
 کسانی که ته دلشان با امام یکی باشد، خیلی کم هستند. در آن زمان هم بسیاری از کسانی که کاره‌ای شدند، و قدرت یا پول داشتند، به یکی از احزاب وابسته بودند و ته دلشان با امام (ره) نبود. این‌ها هنوز هم هستند و فکرشان هم عوض نشده است. آن‌ها اصلاً به دنبال کشوری اسلامی نیستند؛ بلکه به دنبال کشوری هستند که زیر سایه آمریکا و حمایت‌های آن، علم و فنّاوری‌اش پیشرفت کند و به جایی برسند.
 مردمی که انقلاب کردند، سال‌ها امام (ره) را دیدند و گوششان با فرمایشات امام (ره) انس داشت، و در دفاع مقدس، هشت سال دائماً با نمونه‌هایی از کربلا مواجه بودند و هر روز بمباران و از دست دادن جوانانشان را تجربه می‌کردند؛ لذا مردم با روحیه شهادت و فداکاری تربیت شدند.
 بعد از رحلت امام خمینی (ره) و با گذشت زمان، کم‌کم کسانی که تربیت شده امام (ره) بودند یا از دنیا رفتند یا کنار رفتند؛ امروز نسلی در جامعه حضور دارد که از امام (ره) و دفاع مقدس تنها چیزهایی شنیده است، و از طرف دیگر به خاطر عوامل متعددی، توقعاتی هم در آن‌ها به وجود آمده است؛ لذا با کوچک‌ترین مشکلی صدایشان به اعتراض بلند می‌شود؛ این نسل توقع دارد وقتی اسم کشور اسلامی است، دیگر هیچ مشکلی در جامعه نباشد و همه مسائل حل شده باشد، و رفاه و آسایشش نیز تأمین باشد.
 از طرفی وبگاه‌ها و رسانه‌ها با تبلیغاتشان، فکر جوانان را بمباران می‌کنند تا زندگی به سبک آمریکایی را یک زندگی الگو و ایده‌آل تصور کنند؛ حتی نقاط ضعف مشهود آن را هم توجیه می‌کنند. این‌گونه القاء می‌کنند که امروز سخنان امام (ره) در دنیا خریدار ندارد، و برای پیشرفت راهی جز راهی که سایر کشورها رفته‌اند، نیست و برای تحقق زندگی آمریکایی، وجود سرمایه‌دارانی مانند سرمایه‌داران آمریکا لازم است؛ ولو اینکه لازمه آن، فقیر شدن و از بین رفتن عده‌ای باشد؛ زیرا برای رسیدن به رفاهی که اکثریت جامعه را شامل شود، چاره‌ای جز این نیست!
 باید دید مردمی که آن‌گونه صابر و فداکار بودند، چگونه تربیت شده بودند و مسئولین آن چگونه بودند؛ به عنوان نمونه، مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری‌شان به بنده فرمودند: من تا کنون گوشت گرم نخریده‌ام؛ گوشت خانه ما همان گوشت یخ‌زده کوپنی است که سایر مردم می‌خرند! آیا سیاستمداران امروز ما همین راه را می‌روند، یا با همه تبار خود با هواپیمای اختصاصی به کیش و سوئیس و لوکزامبورگ می‌روند؟!
 ریشه مشکلات، ضعف اعتقاد به دین است، امروز اگر به مسئولان بگویید ربا حرام است، برخی خواهند گفت در شرایط امروز کدام کشور حتی اسلامی، می‌تواند بدون ربا اداره شود؟! چگونه می‌توان مردم را از رباخواری نهی کرد، در حالی که سیستم بانکداری ما بر اساس رباست، و حتی برخی نهادهای مقدس در کشور نیز به آن آلوده شده‌اند؟ نهایت کاری که در کشور ما در سیستم بانکداری ربوی انجام شده، این است که به رباخواری عنوان عقود شرعیه داده شده است.
 باید ریشه را اصلاح و اعتقادات مردم را نسبت به دین تقویت کنیم؛ قدم اول این است که شخص بنده و جنابعالی، خودمان را اصلاح کنیم و همواره در این فکر باشیم که خداوند از ما چه می‌خواهد؛ خدایی که نعمت‌هایش را بر ما ارزانی داشته است، طبق فرمایش قرآن می‌تواند یکجا آن را از ما بگیرد؛ پس با خدا صادق باشیم.
 بزرگ‌ترین وظیفه‌ای که همه ما داریم، شکر نعمت رهبر عزیزی است که داریم و هنوز قدرش را نمی‌دانیم؛ باید اطاعت از رهبری از جان و دل، بدون چون و چرا، و بدون تفسیر دلخواه از سخنان ایشان را در دستور کار خود قرار دهیم. اینکه فردی در سخنرانی ده بار بگوید «مقام معظم رهبری»؛ اما اعتقادی به ولایت‌فقیه نداشته باشد، نمی‌تواند کشور را درست کند.
(سخنان در دیدار فرماندهان سپاه؛ 9/2/1395)