امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گفته‌ها و نکته‌ها 1294

نسخه‌پیچی برای «تسلیمِ محترمانه» در روزنامه‌های زنجیره‌ای
روزنامه زنجیره‌ای «اعتماد» در مطلبی با عنوان «تفاهم یا جنگ؟» دست به اعترافی ناخواسته اما مهم زده است. این روزنامه مدعی اصلاحات، صراحتاً اقرار می‌کند که: «پیام‌های اخیر واشنگتن حامل ضرب‌الاجل و مطالبات سخت‌گیرانه است... و پیشنهادهایش بیش از آنکه زمینه‌ساز توافق باشد، به تسلیم‌طلبی شباهت دارد.» اما طنز تلخ ماجرا اینجاست که این جریان غرب‌گرا، دقیقاً پس از اعتراف به اینکه آمریکا هدفش «تسلیمِ» ایران است، بلافاصله نسخه مذاکره و عقب‌نشینی را می‌پیچد و مدعی می‌شود که باید «مسیر دیپلماسی» را باز نگه داشت! یعنی تجویز تسلیم در برابر رژیم تروریستی که خودشان معترفند جز تسلیم ما را نمی‌خواهد!
کدام مذاکره و دیپلماسی؟ مگر همین ترامپ قمارباز نیست که با توهین بی‌شرمانه علیه ملت ایران گفت: «آن‌ها شرورترین ملت روی زمین و دیوانه هستند!» آیا این اهانت‌ها، معنایی جز تلاش برای بلعیدن و نابودی ایران دارد؟!
جریان مدعی اصلاحات در حالی نسخه تسلیم در برابر ترامپ را می‌پیچد که شکست سخت آمریکا در مقابل ایران اسلامی، یک واقعیت غیرقابل انکار است. دشمنان رسماً پیگیر براندازی بودند و چشم به آشوب داخلی داشتند؛ اما امروز حیرت‌زدهِ تجمعات چند ده میلیونی ملت هوشیار ایران در حمایت از نظام و ایستادگی در برابر استکبارند.
امروز گلوی تجاری آمریکا و غرب زیر گام‌های استوار رزمندگان اسلام در تنگه هرمز و باب‌المندب قرار دارد، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه با خاک یکسان شده و به اذعان نخست‌وزیر اسپانیا، اروپا بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو از جنگ علیه ایران خسارت‌دیده است. حتی رسانه آمریکایی «آکسیوس» اعتراف می‌کند که ایرانی‌ها ترامپ را خیانتکار می‌دانند و تأکید دارند که «هرگونه مذاکره با آمریکا، صرفاً پوششی برای آماده‌سازی یک حمله غافلگیرکننده است.»
با وجود این فکت‌های روشن، جای تأسف است که رسانه‌های زنجیره‌ای همچنان اصرار دارند ملت را به سمتی سوق دهند که دشمن از آن به عنوان پوششی برای ضربه نهائی استفاده می‌کند!
 
از ایران تا آمریکا جنایت با «پوشک بچه» توجیه می‌شود
مدتی قبل، افسر پلیس اداره سناتوبیا در آمریکا به سوی مادری شلیک کرد که مظنون به دزدیدن پوشک بود؛ اما فرزند یکساله زن کشته شد؛ ۴۸ ساعت پیش برابر با ۱۹ اکتبر، «لین فیچ»، دادستان کل ایالت «می‌سی‌سی‌پی» در تأیید جنایت افسر پلیس گفت: «اقدام او موجه است»؛ در آمریکا جنایت کشتن بچه یکساله به ظن دزدیدن پوشک توسط مادرش، اقدام موجه معرفی می‌شود. این اتفاق، ماجرای دیگری را در ایران تداعی می‌کند؛ کدام ماجرا؟ وقتی امیرابراهیم رسولی، دستیار رئیس مجلس، «خون‌خواهی» و «انتقام» را به «قیمت پوشک» گره زد. 
رسولی چندی پیش گفت: «تا آخرین روز خون‌خواه رهبرمان هستیم؛ اما پوشکی که من برای فرزندم قبل از جنگ می‌خریدم ۳۶۰ هزار تومان بود و امروز همان پوشک ۸۶۵ هزار تومان است. باید آرمان و شعار را با واقعیات جامعه تطابق بدهیم». «کوهن وایلی»، کودک یکساله «ولسییا وایلی» در ۱۴ ژوئن در حالی با شلیک گلوله افسر پلیس کشته شد و این جنایت با ظنِ سرقت پوشک توسط دادستان کل ایالت می‌سی‌سی‌پی موجه عنوان شد که روزنامه «می‌سی‌سی‌پی فری پرس» در همین رابطه نوشت: «مقامات هنوز هیچ مدرکی درباره وقوع سرقت از فروشگاه منتشر نکرده‌اند». 
در آمریکا جنایت یک افسر پلیس با سرپوش «دزدی پوشک» توجیه شد و در ایران سعی کردند با «قیمت پوشک» خون‌خواهی را به حاشیه ببرند و جنایت ترامپ را تحت‌الشعاع آن قرار دهند. 
طنز تلخی است که دادستان ایالت می‌سی‌سی‌پی و امیرابراهیم رسولی، جنایت و جنایتکار را به یک شکل توجیه می‌کنند؛ قیمت پوشک در ایران مانع خون‌خواهی و انتقام از ترامپ جا زده می‌شود و در آمریکا، ظن سرقت و توجیه شلیک و کشتن را به همراه دارد.
 
بیداریِ غرب و خوابِ سنگینِ مدعیان اصلاحات!
در روزهای اخیر، نقل‌قولی از عبدل السید، چهره دموکرات و نامزد پیشین سنای میشیگان، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. او در پاسخ به مجری ABC که پرسید «شما اسرائیل را متحد آمریکا نمی‌دانید؟» گفته است: «متحدی که پولت را می‌گیرد تا تو را به جنگ‌هایی بکشاند که نباید بجنگی، متحد نیست».
گفتنی است، جنگ غزه و کشتار غیرنظامیان، شکاف میان افکار عمومی و سیاستمداران آمریکایی را عمیق‌تر کرده است. در دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، اتحادیه‌های کارگری و حتی درون حزب دموکرات، انتقاد از سیاست‌های دولت اسرائیل از یک تابو به یک بحث روزمره تبدیل شده است. با این حال، اظهارات افرادی مانند عبدل السید نشان می‌دهد که حتی چهره‌های نزدیک به قدرت در آمریکا، هزینه سیاسی همراهی بی‌قید با اسرائیل را سنگین می‌بینند.
سیاست‌های جنگی اسرائیل، به‌ویژه در غزه، واکنش بخشی از مسیحیان آمریکایی و اروپایی را برانگیخته است. کلیساهای اصلی و فعالان صلح، همراهی بی‌قید و شرط با اسرائیل را نقد می‌کنند؛ هرچند بخشی از مسیحیان انجیلی همچنان حامی سرسخت اسرائیل‌اند. منتقدان می‌گویند اسرائیل بخش بزرگی از کمک‌های نظامی، دیپلماتیک و اعتباری آمریکا را صرف جنگ‌هایی می‌کند که نه امنیت آمریکا را تأمین می‌کند و نه با شرایط مالی اعلام‌شده توسط واشینگتن سازگار است. 
همزمان، برخی چهره‌های موسوم به اصلاح‌طلب یا تحلیلگران غرب‌گرا در ایران، بحث به رسمیت شناختن اسرائیل را به‌عنوان «راه نجات کشور» مطرح کرده‌اند. این افراد معتقد هستند که رگ خواب سران کاخ سفید را جانیان صهیونیست به خوبی می‌دانند؛ بنابراین، برای اینکه به رشد و پیشرفت برسیم و تحریم‌ها رفع شود، باید موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسیم. این اظهارنظرها در حالی مطرح می‌شود که وجدان‌های بشری در اروپا و آمریکا به صدا درآمده و اساتید و دانشجویان در دانشگاه‌های غرب به اعتراض علیه جنایات اسرائیل و حمایت دولت‌های خود از این رژیم پرداخته‌اند.
 
آتش در خیابان‌های پاریس، زاری و شیونِ غرب‌گرایان در ایران!
در چند هفته گذشته، فضای عمومی فرانسه تحت تأثیر موجی از اعتراض‌های پراکنده اما پیوسته قرار گرفته است. جرقه نخستین در محیط‌های آموزشی زده شد؛ جایی که دانش‌آموزان نسبت به کمبود معلم، فرسودگی ساختمان مدارس و تراکم کلاس‌ها نارضایتی خود را بیان کردند. این نارضایتی خیلی زود از محدوده مدرسه فراتر رفت و به دغدغه‌های روزمره‌تری مانند گرانی و دشواری تأمین هزینه‌های زندگی گره خورد.
بر پایه گزارش‌های منتشرشده، در بعضی شهرها در کنار اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، مواردی از آسیب به اموال، مشاهده شده است؛ روشن است که این موارد را نمی‌توان به همه معترضان نسبت داد. مقامات فرانسوی از بازداشت بیش از پنج هزار نفر و تعطیلی بیش از چهارصد مرکز آموزشی خبر داده‌اند. این اعتراض‌ها از مرزهای فرانسه هم فراتر رفته و در بلژیک و ایتالیا نیز بازتاب یافته است. آنچه در ابتدا بیشتر مطالبه‌ای در حوزه آموزش به نظر می‌رسید، اکنون به مسئله‌ای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده و دولت امانوئل مکرون را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
در همین حال، روزنامه سازندگی، ارگان حزب اشرافی کارگزاران، در گزارشی با اشاره به این تحولات نوشت: «فرانسه یک ماه است که آرام و قرار ندارد... اعتراض‌هایی که از کلاس‌های درس آغاز شدند به جنبشی گسترده‌تر علیه گرانی و هزینه‌های زندگی پیوند خورده‌اند.» این رسانه حتی به نقل از دونالد ترامپ نوشت که «فرانسه در حال سوختن است». اما نکته عجیب اینجاست: همان رسانه‌ها و جریان‌هایی که در ایران با کوچک‌ترین نقدی به سیاست‌های داخلی، خود را «مدافع حقوق بشر» و «صدای مردم» می‌نامند، وقتی مدینه فاضله‌شان در اروپا به آتش کشیده می‌شود، از شدت ناراحتی «می‌سوزند». چرا؟ الله اعلم.
حکایت عجیبی است. غرب‌گرایان ایرانی سال‌هاست تصویری آرمانی از فرانسه و اروپا ساخته‌اند؛ تصویری که با دیدن آتش‌سوزی فروشگاه‌ها و کف خیابان‌های پاریس، فرو می‌ریزد. آن‌ها تحمل دیدن این صحنه را ندارند، چون تمام سرمایه سیاسی و رسانه‌ای‌شان بر «برتری مدل غربی» بنا شده است. اما همین رسانه‌ها وقتی در ایران آشوبگران دست به آتش زدن مأموران پلیس، مساجد و ایستگاه‌های آتش‌نشانی می‌زنند، روزه سکوت می‌گیرند. رسانه‌های غربی و هم‌صداهای داخلی‌شان سال‌ها اغتشاشات سازمان‌یافته و تروریستی در ایران را «اعتراض مسالمت‌آمیز» نامیدند و تصاویر به شهادت رسیدن حافظان امنیت و آتش زدن اموال عمومی را نادیده گرفتند. اما همان رسانه‌ها حالا در برابر آتش‌سوزی در فرانسه، زبان به تحلیل و تأسف می‌گشایند و از «بحران اجتماعی» و «فشار بر مکرون» می‌گویند.
در مجموع، آنچه واقعاً سوخت، پیکره توهمی «مدینه فاضله غربی» بود که غرب‌گرایان ایرانی سال‌ها آن را مقدس شمرده بودند. آتش فرانسه، نقاب از چهره این رسانه‌ها برداشت و نشان داد که معیارهای آن‌ها برای حقوق بشر، نه انسانی و جهان‌شمول؛ بلکه جغرافیامحور و سیاسی است. معیارهایی که شدیداً آلوده به خودتحقیری است.
 
عکس هفته
میانجی...